تعمیرگاه آدمها
گشتوگذار در کارگاه پزشکی که اعضای مصنوعی بدن میسازد
رابعه تیموری | روزنامهنگار
در کارگاهی گوشه شهر برای ساخت چشمهای سیاه تیلهای تا دستهای کودکانه و گوش افراد پا به سن گذاشته، پیدا میشود. در ساخت این اعضای بدن انسان که در گوشه گوشه کارگاه جا خوش کردهاند، حتی جزئیات از قلم نیفتادهاند و در طراحی ناخن دستهای زنانه به ریزهکاریهایی مانند چین و خط و خشهای دور ناخن هم دقت شده و از زمختی و پینههایی که روی دستهای مردانه به چشم میخورد، میتوان حدس زد برای کارگری زحمتکش ساخته شدهاند. کرههای چشم هم که جفتجفت کنار هم نشستهاند، انگار حیران و از حدقه درآمده بهدنبال کاسه سری میگردند که در آن آرام گیرند. خم و انحنای گوشها نیز به اندازه گوشهای تراشنخورده، طبیعی بهنظر میرسند. در این کارگاه علیرضا خاقانی و دستیارانش برای آدمهایی که از نقص عضو رنج میبرند، با استفاده از مواد سیلیکونی، پروتزمیسازند. برخی از مراجعان خاقانی آسیبدیدگان و جانبازان جنگ تحمیلی سوم هستند که باید چند ماهی دندان روی جگر بگذارند تا جراحت و زخمشان التیام پیدا کند و شرایط استفاده از پروتز را داشته باشند.
از قالبگیری تا سمباده زنی
در اتاق قالبگیری، دستیاران دکتر مشغول اندازهگیری قالب دست مادر میانسالی هستند که در تصادف رانندگی دست چپش را از دست داده و راه دراز ایلام تا تهران را طی کرده تا دکتر برایش یک پروتز دست سیلیکونی بسازد. دمودستگاهی که برای تعیین رنگ دستش، روی میز چیده شده، شبیه بند و بساط نقاشان است و دستیار جوان حتی باید پیشبینی کند تا 2ماه دیگر و موقع حاضر شدن پروتز، گرمای تابستان چند درجه پوست دست سالمش را تیرهتر خواهد کرد. اندازهگیری قالب چم و خمهای مهمی دارد و دکتر هم به کمک دستیارش میآید تا مانند خیاطانی زبردست اندازه مچ، بازو و انگشتان او را تخمین بزنند. سطل فلزی که کنار دست خانم قالبساز گذاشتهاند، به اندازه ٢٠کیلو، پودر سیلیکون سفید دارد و او روی ترازوی دیجیتال کوچکی آنقدر آنها را کم و زیاد میکند تا حجم پروتز ساختهشده با اندازه گوشت، پوست، رگ و پی دست سالم بیمار برابری کند. قالب دست وقتی شکل و شمایل اولیهاش را پیدا کند، باید در طبقه دوم کارگاه حسابی سمباده بخورد و زیر فشار تیغههای دستگاههای گیره و غلتک تاب بیاورد تا خم و انحناهایش انعطاف لازم برای پیچوتاب خوردنی جزئی را پیدا کنند.
شاگردان قابل استاد
خاقانی ١٤ دستیار خود را از میان دانشجویان مستعد و خوشذوقش انتخاب کرده و امیدوار است که روزی هرکدام از آنها در ساخت پروتز استادان قابلی شوند: «من رتبه اول پذیرفتهشدگان مقطع دکتری رشته ساخت پروتز را داشتم و وقتی برای ادامه تحصیل به انگلستان اعزام شدم، از من خواستند ساخت پروتزهای سیلیکونی را به دانشجویان مقطع کارشناسی آموزش دهم. وقتی دیدم در آنجا این شیوه ساخت مورد توجه قرارگرفته، بعد از بازگشت به ایران آموزش آن را به دانشجویان ایرانی شروع کردم و کوشیدم تجربیاتم را در اختیار شاگردانم قرار دهم.»
آقای دکتر مجسمه ساز است
تندیس هنرمندان و شعرایی که در ورودی اتاق دکتر چیده شده، آنجا را به محفلی هنری ادبی تبدیل کرده است، اما محمود دولتآبادی بیشتر از سایر ادبا و هنرمندان با آقای دکتر محرم بوده که تندیسش آنجا هم مقابل چشم اوست. خاقانی سازنده تندیس مشاهیر و بزرگانی است که در موزه شهید مدرس، برجمیلاد و عمارت اتحادیه به نمایش درآمدهاند و بیتردید چیرهدستیاش در مجسمهسازی باعث شده در طراحی پروتزها هم خوشذوقی و چیرهدستی هنرمندانهای به خرج دهد، اما علیرضا خاقانی دست تقدیر را در انتخاب مسیرش مؤثر میداند: «من از نوجوانی اهل نقاشی بودم و فکر میکردم آیندهام از دنیای هنر دور نباشد، اما در کنکور از سر اتفاق در رشته ساخت ارتز و پروتز قبول و وارد دنیای علم پزشکی شدم.»
تقدیر خوش تدبیر
خاقانی مبتکر ساخت پروتزهای سیلیکونی در ایران به شمار میآید: «در گذشته پروتزها از موادی ساخته میشدند که نمیتوانستیم روی آنها تنوع رنگی و انعطاف ایجاد کنیم. من هم در اوایل کارم از همین مواد استفاده میکردم تا اینکه یک روز برای خرید اره برقی بهکارگاهی رفتم. صاحب کارگاه از من خواست در ازای قیمت اره برقی برای یکی از کارگرانش که 2انگشتش قطع شده بود، پروتز انگشت بسازم. بعد از آماده شدن پروتز کارگرش بهکارگاهم آمد و با دیدن ظاهر غیرطبیعیشان آنها را با بیتفاوتی و دلخوری توی جیبش گذاشت و از کارگاه بیرون رفت. من با دیدن این واکنش او به فکر افتادم مواد طبیعیتری را برای ساخت پروتز پیدا کنم.» مدتی بعد ایده ساخت پروتزهای سیلیکونی به ذهن خلاق آقای هنرمند میرسد: «یکی از مراجعانم سیلیکون شفاف باکیفیتی به مطبم آورد و از من خواست برای گوش شکسته سگ خانگیاش کمک کنم. پس از چند روز او از پیگیری سفارشش منصرف شد، ولی من ماده مناسب برای ساخت پروتزها را پیداکردم.»
ساخت چشم تا کام
لبخندهایی که بعد از وصل شدن اعضای پروتزی روی لب بیماران مینشیند، خستگی را از تن دکتر و دستیارانش بیرون میآورد، اما خندانشدن چهره تعدادی از بیمارانش بیشتر به دلش نشسته است: «پیرمردی که برخورد شاخه درخت باعث عفونت و از بین رفتن چشمش شده بود، سالها نخندیده بود و از ظاهرش رنج میبرد، اما بعد از گذاشتن پروتز وقتی در آینه خودش را دید بعد از سالها خندید. پسر جوان ٢٠سالهای هم که دستش را بر اثرسقوط از ساختمان از دست داده بود، همراه دوستانش به مطب میآمد و با آنکه سعی میکرد مقابل آنها خودش را بیخیال و خونسرد نشان دهد خندههای مصنوعی و پرغصهای داشت. وقتی پروتز دستش را وصل کردم لبخندی کاملا شاد و متفاوت روی صورتش نشست که دیدنش خیلی لذتبخش بود.» بسیاری از مراجعان دکتر، جانبازان دوران دفاع مقدس هستند و عجیبترین پروتزی که دکتر ساخته قسمتی از کام بیماری بوده که به بیماری سرطان کام مبتلا بوده است.
تعمیر جزئی از درمان است
پروتزها میتوانند یک عمر جای خالی اعضای آسیبدیده را برای بیماران جبران کنند، اما این اعضا بعد از گذشت چند سال دچار رنگرفتگی و آسیبدیدگی میشوند و باید بیمار برای ترمیم پروتز به خاقانی مراجعه کند.
وارداتی بودن بسیاری از مواد اولیه ساخت پروتزهای سیلیکونی باعث شده هزینه ساخت یک پروتز عضو کامل(مانند دست یا پا) به حدود ١٤٠ میلیون تومان برسد و گاهی همه همراهیهای دکتر با بیماران کمبضاعتش هم باعث نمیشود که تمام هزینه پروتز تأمین شود، اما بهتازگی ساخت پروتز هم زیر چتر صنعت بیمه کشور قرارگرفته تا این شیوه درمان هم مخاطبان فراگیرتری داشته باشد.
