اولیای دم به حرمت عید سعید غدیرخم قاتل را بخشیدند
جهیزیه قاتل برای 5 عروس
فتانه احدی | روزنامهنگار
قاتلی که به حرمت عیدغدیر از مجازات قصاص نجات یافته و از سوی اولیای دم بخشیده شده بود، تنها ۲۴ساعت پس از آزادی، جهیزیه ۵زوج جوان را تأمین کرد تا در آستانه عید آنها را راهی خانه بخت کند.
به گزارش همشهری، شروع این پرونده به یکی از روزهای آذرماه سال۱۳۹۵
بر میگردد. آن روز مردی با مرکز فوریتهای پلیسی یکی از شهرهای استان فارس تماس گرفت و با صدایی لرزان به اپراتور پلیس گفت: من زنم را کشتهام... بیایید... او دیگر نفس نمیکشد.
آغاز یک کابوس
ماموران پلیس که به محل حادثه رسیدند، با صحنهای تلخ مواجه شدند. جسد بیجان زن ۲۶سالهای که تنها 2ماه از آغاز زندگی مشترکش میگذشت، بر زمین افتاده بود. در بررسیهای اولیه و بازجویی از مرد، زوایای تاریک این جنایت آشکار شد.
آنطور که تحقیقات نشان میداد، ماجرا از یک مشاجره ساده شروع شده بود؛ مشاجرهای که به فاجعه انجامید. تازهداماد که مدام اشک میریخت در بازجوییها اعتراف کرد: «همیشه به من گیر میداد. مدام از من ایراد میگرفت که چرا سرم توی گوشی است، چرا دیر از سر کار میآیم و چرا به او توجه نمیکنم. آن روز هم دوباره شروع کرد به غرزدن و فریادکشیدن. عصبانی شدم، وقتی جیغ کشید، دستم را روی دهانش گذاشتم تا ساکت شود، یکدفعه دیدم دیگر نفس نمیکشد. سیاه شد و رهایش کردم، اما کار از کار گذشته بود.»
او ادعا میکرد که پس از این حادثه ۱۲ساعت تمام بالای سر جسد همسرش نشسته و گریه کرده است، گویی هنوز باور نداشت زندگیای که با هزار امید آغاز کرده بود، در کمتر از 60روز به چنین فرجام خونینی رسیده است.
سایه سنگین چوبه دار
پس از تکمیل پرونده و طی مراحل قانونی، حکم قصاص برای مرد صادر شد. روزهای حبس برای او شمارش معکوس برای رسیدن به پایان زندگی بود. او بارها تا پای چوبه دار رفت، اما در لحظات آخر، به دلایل مختلف ازجمله عدمحضور اولیای دم در پای چوبهدار، اجرای حکم به تعویق افتاد. در این میان تلاشهای بسیاری برای صلح و سازش انجام شد. بزرگان شهر، ریشسفیدان و سفیران صلح تلاش بسیاری انجام دادند تا جانی را از مرگ نجات دهند.
معجزهای به حرمت غدیر
فشار روانی قصاص ماهها و سالها ادامه داشت تا اینکه در آستانه عید غدیر خانواده مقتول که داغی سنگین بر دل داشتند، در تصمیمی بزرگ و انسانی به حرمت این عید خجسته از خون عزیزشان گذشتند. آنها قاتل را بخشیدند تا مردی که یک زندگیای را گرفته بود، فرصتی دوباره برای زیستن پیدا کند. اما این بخشش، پایان داستان نبود؛ بلکه آغاز مسیری تازه برای مردی بود که تا یک قدمی مرگ نیز پیش رفته بود.
نذری به یاد زندگی
تازهداماد که حالا جوانی 36ساله است و 10 سال از عمرش را پشت میلههای زندان گذرانده است، ظهر دوشنبه یازدهم خردادماه با بخشش انساندوستانه پدرزن و مادرزنش از زندان آزاد شد. او اما از چند روز قبل وقتی خبر بخشش و امضای خانواده مقتول پای برگه رضایت را شنیده بود تصمیم گرفت برای جبران مافات و به شکرانه این بخشش، کار انساندوستانهای به نیت آرامش روح مقتول انجام دهد. او با عزم راسخ تصمیم گرفت هزینه جهیزیه ۵زوج جوان را که بهدلیل مشکلات مالی در آغاز زندگیشان مانده بودند، تأمین کند. وی میگوید: «وقتی کابوسهای طناب دار پایان یافت، با خود عهد بستم که نذرم را ادا کنم. از همان روزی که درهای زندان گشوده شد و من پشت میلهها گرفتار شدم، نذر کردم که اگر روزی آزاد شدم هزینه جهیزیه چند نوعروس را به نیت همسرم که از دست رفته پرداخت کنم. 10سال از نذری که کرده بودم گذشت؛ البته 10سالی که برای من به اندازه صد سال گذشت، چون هر یک روز زندگی در زندان به اندازه هزار ساعت میگذرد. از سوی دیگر کابوس چوبه دار نیز لحظهای رهایم نميكرد.» وی ادامه میدهد: «درنهایت مرا به حرمت عید غدیر و بدون هیچ چشمداشتی بخشیدند و تا عمر دارم مدیون آنهایی هستم که به من فرصت زندگی دوباره دادند؛ همانهایی که من جگرگوشهشان را گرفتم و با دستان خودم زندگیام را ویران کردم. بهخودم قول دادهام تا وقتی نفس میکشم و فرصت زندگی دارم، به نیت آرامش روح مقتول به افراد نیازمند کمک کنم.»
سرعت عمل این مرد برای جبران گذشته شگفتآور بود. تنها ۲۴ساعت پس از آنکه طعم آزادی را پس از سالها حبس چشید، در روز سهشنبه، درست در آستانه فرارسیدن عید سعید غدیرخم، مراسم عقد ۵زوج جوانی را برپا کرد که هزینه جهیزیهشان را تأمین کرده بود. این 5زوج در آستانه عید غدیرخم و با کمک قاتلی که به زندگی برگشته، راهی خانه بخت شدند تا زندگیهایشان را بسازند.