اعضای یک باند مخوف سرقت غافلگیر شدند
شکار زورگیران نقابدار در ایست و بازرسی
الـهـه فـراهـانــی | روزنامهنگار
اعضای یک باند مخوف زورگیری که با حمله به طعمههایشان در پارک اقدام به سرقت میکردند، با هوشیاری مأموران ایست و بازرسی دستگیر شدند.
از چندی قبل گزارشهای متعددی از وقوع زورگیریهای سریالی در یکی از پارکهای بزرگ واقع در غرب تهران به پلیس پایتخت مخابره شد. سارقان با شگردی خاص و در پوشش لباسهای تیره، اقدام به تهدید شهروندان و ورزشکاران میکردند و پس از سرقت اموال باارزش آنها متواری میشدند.
وحشت با نقابهای سیاه
شگرد متهمان همواره یکسان بود؛ آنها با استفاده از تاریکی هوا و خلوت شدن پارک، با پوشش کاملا مشکی (شامل کلاه، ماسک و لباسهای یکدست تیره) در نقاط کور پارک کمین میکردند و با سلاح سرد، شهروندانی را که برای ورزش یا تفریح به پارک آمده بودند، محاصره میکردند و اموالشان را به سرقت میبردند.
یکی از مالباختگان که از ناحیه دست دچار جراحت سطحی شده بود، در شرح این حادثه به مأموران گفت: در حال دویدن در مسیر پیادهروی بودم که ناگهان 3 نفر با لباسهای تمام مشکی و صورتهای پوشیده از پشت درختها بیرون پریدند. ماسک سیاه داشتند و بهخوبی نمیتوانستم چهرهشان را تشخیص دهم. بدون هیچ حرفی، با چاقو مرا تهدید کردند و خواستند که گوشی موبایل، گردنبند طلا، ساعت و هر چه را همراه دارم به آنها بدهم. در عرض چند دقیقه همهچیز را گرفتند و در تاریکی پارک ناپدید شدند.
دستگیری در ایست و بازرسی
پس از افزایش شکایتها، تیمهای گشت پلیس غرب تهران تحقیقات گستردهای را برای شناسایی عاملان این سرقتها آغاز کردند تا اینکه چند روز پیش، مأموران یکی از ایست و بازرسیهای غرب تهران هنگام کنترل خودروهای عبوری، به یک دستگاه خودروی پژو که با سرعت در حال تردد بود، مشکوک شدند. با توجه به حساسیتهای امنیتی، مأموران احتمال دادند که سرنشینان خودرو ممکن است دارای سلاح، مهمات یا در زمره عوامل جاسوسی باشند، بنابراین با رعایت اصول حفاظتی خودرو را متوقف کردند. اما در جریان بازرسی دقیق از خودرو، به جای سلاح گرم، کولهپشتیهایی کشف شد که مملو از گوشیهای موبایل، طلا، جواهرات و ساعتهای گرانقیمت بود. ۴ سرنشین خودرو که همگی اتباع خارجی بودند، بازداشت شدند و در بازجوییهای اولیه به سرقتهای سریالی در پارکهای غرب تهران اعتراف کردند.آنها برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره آگاهی تهران قرار گرفتند.
مکث
رویای تلخ اروپا
سرکرده ۲۶ ساله این باند میگوید که او و همدستانش در دام کلاهبرداری یک قاچاقچی انسان افتادهو تصمیم گرفتهاند برای جبران خسارتشان و همچنین یک شبه پولدارشدن، نقشه زوگیری بکشند غافل از اینکه درنهایت گیر خواهند افتاد. گفتوگو با او را در ادامه میخوانید.
با همدستانت چطور آشنا شدی؟
با یکدیگر فامیل هستیم؛فامیل دور.
چه شد که تصمیم به زورگیری گرفتید؟
ما قصد ارتکاب جرم نداشتیم. همگی سالها به سختی کارگری و تمام سرمایهمان را به طلا تبدیل کردیم تا بتوانیم از ایران خارج شویم و به آلمان برویم، جایی که فامیلهای ما آنجا ساکن هستند.
چه اتفاقی افتاد که سرمایهتان را از دست دادید؟
ما به نقطه صفر مرزی رفتیم و تمام طلاهایی را که حاصل سالها کارگری بود به یک قاچاقچی انسان دادیم. او بهنظر میرسید دورگه ترک باشد، اما ما را فریب داد. همه طلاها را گرفت و ما را در شرایطی بسیار سخت رها کرد و متواری شد.
و همین موضوع موجب شد که در مسیر سرقت قرار بگیرید؟
ما اقامت قانونی نداشتیم. پس از آن کلاهبرداری، وضعیت ما بحرانی شد. همه جا میترسیدیم که پلیس ما را بهعنوان جاسوس یا عوامل بیگانه شناسایی و دستگیر کند، بهخصوص بعد از جنگ که همه فکر میکردند ما افغانها، جاسوس موساد هستیم. وضعیت خوبی نبود و باید هرطور شده از ایران میرفتیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم راهی پیدا کنیم که یکشبه پولدار شویم تا بتوانیم قاچاقی از مسیر ترکیه به یونان و سپس آلمان برویم. فکر میکردیم با این پول میتوانیم از مرز عبور کنیم.
چند وقت است که باند سرقت را راه انداختی؟
دو سه ماهی میشود. میخواستیم جیبمان را حسابی پر از پول کنیم و برویم. بهدنبال یک آشنا بودیم که سرمان کلاه نگذارد اما نشد به رویایمان برسیم.راستش را بخواهید هرگز گمان نمیکردیم که پلیس تهران به این سرعت ما را شناسایی کند. اکنون که گیر افتادیم، متوجه اشتباه جبرانناپذیر خود شدهایم. ما فقط میخواستیم به خانوادهمان در آلمان ملحق شویم، اما اکنون با اتهام زورگیری و سرقت مواجه هستیم و آیندهمان تباه شد.