سینما میتواند فرشته باشد
هفتاد و نهمین جشنواره فیلم کن بیتوجه به هالیوود به پایان رسید
اسکات راکسبرو، هالیوود ریپورتر|مترجم: ناصر احدی
«آبدره»، به کارگردانی کریستیان مونجیو و نخستین فیلم انگلیسیزبان این کارگردان رومانیایی، موفق شد نخل طلای هفتاد و نهمین جشنواره فیلم کن را از آن خود کند. رناته رینسوه و سباستیان استن در این فیلم نقش والدینی مذهبی از رومانی را بازی میکنند که به روستایی کوچک در نروژ نقل مکان میکنند و سپس به کودکآزاری متهم میشوند. مونجیو با این موفقیت به جمع معدود فیلمسازانی پیوست که 2بار نخل طلای کن را به دست آوردهاند. او پیشتر در سال۲۰۰۷ با فیلم «۴ماه، ۳هفته و ۲روز» این جایزه را دریافت کرده بود، فیلمی درباره سقط جنین غیرقانونی در دوران حکومت کمونیستی رومانی. همچنین، شرکت نئون برای هفتمین سال پیاپی موفق شد پخشکننده فیلم برنده نخل طلا باشد. این کمپانی مستقل پیش از آغاز جشنواره امسال حق پخش داخلی «آبدره» را خریده بود.
قدرت سینما در متحد کردن آدمها
مراسم با اهدای نخل طلای افتخاری برای یک عمر دستاورد هنری به باربارا استرایسند، بازیگر آمریکایی آغاز شد. استرایسند بهدلیل آسیبدیدگی زانو نتوانست در مراسم حاضر شود، اما به درخواست خودش، ایزابل هوپر، بازیگر افسانهای فرانسوی از زندگی و حرفهاش قدردانی کرد. هوپر علاوه بر موفقیتهای استرایسند در سینما، موسیقی و تئاتر به حمایت او از اقلیتهای مذهبی و قومی نیز اشاره کرد. پس از سخنرانی هوپر، ویدئویی از مهمترین لحظات بیش از 5دهه فعالیت استرایسند در سینما پخش شد؛ از «دختر بامزه» محصول ۱۹۶۸ و «ستارهای متولد شده است» محصول ۱۹۷۶ گرفته تا «ینتل» محصول ۱۹۸۳ و «آشنایی با خانواده فاکرها» محصول ۲۰۰۴.
استرایسند در پیامی ویدئویی از جشنواره کن برای این جایزه باشکوه تشکر کرد و از تماشای نخستین فیلمهای خارجی زندگیاش در سینمایی محلی یاد کرد. او گفت: «مجذوب آن تصاویر روی پرده شده بودم. آنها آنقدر قدرتمند بودند که هنوز هم در ذهنم باقی ماندهاند. میخواستم بازیگر شوم و در آن دنیاهای جذاب زندگی کنم.» استرایسند همچنین گفت زن بودن و «بازیگری که میخواست کارگردانی کند» مانع بزرگی در مسیرش بوده و ۱۵سال طول کشیده تا بتواند فیلم «ینتل» را بسازد. او سخنانش را با ستایش سینما به پایان رساند و گفت: «سینما آن قدرت جادویی را دارد که ما را متحد کند و قلب و ذهنمان را بگشاید. این همان چیزی است که ما در کن جشن میگیریم.»
در استخدام فاشیستها تا نسلکشی در روآندا

جایزه بهترین بازیگر مرد به امانوئل ماکیا و والنتین کامپاین برای بازی در فیلم «بزدل»، ساخته لوکاس دونت رسید و جایزه بهترین بازیگر زن نیز مشترکا به ویرجینی افیرا و تائو اوکاموتو برای بازی در فیلم «ناگهان»، ساخته ریوسوکه هاماگوچی تعلق گرفت. هر دو بازیگر هنگام دریافت جایزه روی صحنه احساساتی شدند. امانوئل مار جایزه بهترین فیلمنامه را برای فیلم «مرد زمانه خود» دریافت کرد. این درام تاریخی که براساس زندگی پدربزرگ پدربزرگش ساخته شده، داستان نویسنده و مهندسی است که تصمیم میگیرد برای حکومت فاشیستی ویشی کار کند. والسکا گریزباخ، کارگردان آلمانی جایزه هیأت داوران را برای فیلم «ماجرای رؤیایی» دریافت کرد، تریلری با تنشی درونی که در بلغارستان میگذرد و در آخرین روز جشنواره نمایش داده شد. جایزه دوربین طلایی برای بهترین فیلم اول بخش رسمی جشنواره به فیلم «بنایمانا»، ساخته کلمنتین دوسابهجامبو رسید، نخستین کارگردان اهل روآندا که در جشنواره کن رقابت میکند. این فیلم به مسئله عدالت و آشتی برای بازماندگان نسلکشی روآندا میپردازد.
توقف کشتار بیمعنای انسانها
در نشست خبری پس از مراسم، پارک چان ووک، کارگردان کرهای و رئیس هیأت داوران بخش مسابقه ۲۰۲۶ به شوخی گفت نمیخواسته نخل طلا را به کسی بدهد، چون خودش هیچوقت این جایزه را نبرده، اما انتخاب دیگری نداشته است.
«مینوتور»، به کارگردانی آندری زویاگینتسف، بازآفرینی مدرنی از «زن بیوفا»ی کلود شابرول جایزه بزرگ جشنواره را دریافت کرد. این تریلر خانوادگی در روسیه معاصر میگذرد و درباره مدیری است که باید کارمندانش را برای جنگ روسیه در اوکراین اعزام کند، درحالیکه همزمان به همسرش نیز مشکوک است. زویاگینتسف سخنرانی ضدجنگی در مراسم ایراد کرد و گفت: «برای میلیونها نفر، ارتباط با هنر امروز فقط یک معنا دارد؛ اینکه کشتار بیمعنای انسانها متوقف شود.»
جایزه بهترین کارگردانی بهصورت مشترک به خاویر کالوو و خاویر آمبروسی، کارگردانان فیلم موزیکال اسپانیایی «گوی سیاه» و پاول پاولیکوفسکی برای فیلم «سرزمین پدری» رسید. فیلم «گوی سیاه» اثری حماسی و الهامگرفته از فدریکو گارسیا لورکا است که با بازی پنلوپه کروز و گلن کلوز ساخته شده است. «سرزمین پدری» نیز در سال۱۹۴۹ میگذرد و داستان توماس مان، نویسنده مشهور و دخترش، اریکا را روایت میکند که پس از سالها تبعید در آمریکا به آلمان پس از جنگ بازمیگردند.
دست خالی آمریکا در کن
پیتر بردشاو پیش از شروع جشنواره کن در مقالهای که گاردین منتشرش کرد به طرح این پرسشها پرداخت: «آیا اروپا از عشق به آمریکا دست
کشیده است؟
آیا کن از عشق
به هالیوود دست کشیده است؟ آیا این جشنواره، مانند ناتو، به یک نهاد غیرآمریکایی تبدیل خواهد شد؟» این منتقد در ادامه آورده بود: «با نگاهی به فهرست منتخبان امسال کن، بهنظر میرسد این جشنواره از هالیوود به سمت تسلط مجدد مولفان و چهرههای برجسته سینمای
جهان مانند پدرو آلمادوار و کریستیان مونجیو متمایل شده است.» درنهایت دو محصول مستقل که هر دو هم تولیدات
مشترک بودند با شناسنامه آمریکایی به مسابقه راه یافتند.
«ببر کاغذی» جیمز گری و «مردی که دوستش دارم» آیرا ساکس که اولی محصول مشترک آمریکا و برزیل و دومی محصول فرانسه و آمریکا بودند؛ فیلمهایی که جایی در برگزیدگان نیافتند. درحالیکه سال گذشته فیلم آمریکایی «آنورا» برنده نخلطلا شده بود.