چرا از ازدواج میترسیم؟
سیدمحمد بطحایی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور در گفتوگو با همشهری از ازدواج، بحرانها و راهکارهای رفع آن گفت
فاطمه عسگرینیا | روزنامهنگار
برای رانندگی باید گواهینامه گرفت، اما کسی برای ازدواج خودش را ملزم به فراگیری مهارتهای زندگی نمیکند! ازدواج مثل یک جاده پرپیچوخم است که اگر در ابتدای مسیر نقشهراهی در دست نداشته یا خود را با دریافت آموزشهای لازم مجهز به این سفر نکرده باشید، خیلی زودتر از آنچه فکرش را کنید از ادامه مسیر بازمیمانید! این سخن و باور خیلی از کارشناسان حوزه جوانان و ازدواج است. تا حالا با خودتان فکر کردهاید که واقعا چرا موضوع مهمی مانند ازدواج که با یک عمر زندگی فردی هرکدام از ما سروکار دارد اینقدر دستکم گرفته میشود و چقدر این موضوع و کمتوجهی به آن در بالارفتن نرخ طلاق در جامعه نقش دارد؟ برای گرفتن پاسخ این سؤالات به بهانه روز ازدواج، گفتوگویی با سیدمحمد بطحایی، معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی کشور انجام دادیم؛ گفتوگویی که در آن بیپرده و صریح درباره آسیبشناسی ازدواج جوانان صحبت شده است. چکیده این سخنان پیش چشم شماست.

خانواده و سلامت جامعه
متأسفانه هم نرخ ازدواج در کشور ما روبهکاهش و هم با صد تأسف نرخ طلاق روبهافزایش است، اما نرخ طلاق با میانگین دنیا فاصله دارد. درست است که خوشبختانه آمار طلاق در کشور ما در مقایسه با دنیا کمتر است و ما هنوز به میانگین دنیا در این زمینه نرسیدهایم، اما همین آمار فعلی هم با توجه به پیشینه تاریخی، فرهنگی، دینی و مذهبی ایران قابل توجیه نیست. ما در حوزه آسیبهای اجتماعی تقریبا هر نوع آسیبی را که ردیابی کنیم میبینیم ریشهاش در خانواده است؛ یعنی اگر خانوادهای تشکیل نشده باشد یا خانواده سالم و روبهراه نباشد، سرمنشأ بسیاری از اختلافات فردی و اجتماعی خواهد بود. وقتی به این موضوع عمیقا نگاه میکنیم پی میبریم که چرا اینقدر در ادبیات دینی، اسلامی و ریشههای تمدنی کشور بر ضرورت تشکیل خانواده و ازدواج تأکید شده است.
پول یا دانایی؟
درباره کاهش نرخ ازدواج و کمرغبتی جوانان به تشکیل خانواده علل و موضوعات متفاوتی مطرح میشود که ازجمله مهمترین این موارد میتوان به مسائل اقتصادی و فرهنگی اشاره کرد. متأسفانه در سالهای اخیر یکی از دلایلی که تشکیل خانواده را با مشکل روبهرو کرده، مسائل معیشتی است و واقعیت این است که جوانان میترسند درصورت تشکیل خانواده از عهده تامین معیشت خانواده برنیایند؛ موضوعی که تا حدی برای ازدواج و تشکیل خانواده ضروری و قابل توجه است. اما پژوهشها و بررسی علل طلاق در میان اقشار مختلف جامعه ازجمله قشر مرفه نشان داده است که هرچند مسائل اقتصادی نقش مهمی در تشکیل زندگی جوانان و ازدواج آنها دارد، آنچه بیش از مسائل اقتصادی میتواند خانواده را قوام ببخشد و آن را به سمت خانوادهای سالم هدایت کند دانش و مهارت است. تجربه ثابت کرده است که اگر خانواده و زوجین با مهارتهای زندگی آشنا نباشند، در رویارویی با مشکلات و چالشها نخواهند توانست راه برونرفت را پیدا کنند و این مسئله بهمرور زمان باعث فاصله بین زوجین و جدایی آنها میشود.
جای خالی آموزش مهارتهای زندگی در سیستم آموزشی
دنیا امروز روی این موضوع متمرکز شده است که توجه به آموزش مهارتهای زندگی در دانشگاهها و سالهای پایانی دبیرستان اهمیت دارد؛ موضوعی که متأسفانه امروز در دانشگاهها و دبیرستانهای ما جدی گرفته نمیشود. اگر مبالغه نشود باید بگویم جای آموزش مهارتهای زندگی در سیستم آموزش عالی و قبل از آن بسیار خالی است. درست است که امروز درس مدیریت خانواده در دبیرستانهای ما تدریس میشود، اما با پایینترین درجه اهمیت و اولویت به این درس نگریسته میشود و در دانشگاهها هم وضع به همین روال است. جدا از این 2حوزه، ما شاهد برگزاری دورههای آموزشی قبل از ازدواج هستیم؛ کلاسهای آموزشیای که بسیار سطحی و باریبههرجهت در کشور در حال برگزاری است و آثار این کمتوجهی و نگاه سطحی به این حوزهها را امروز در کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق میبینیم. یکی از مهمترین اولویتهای ما در سال1405 راهاندازی کارگاههای آموزشی و مهارتآموزی برای زوجین در آستانه ازدواج است.