جنگ نیز بگذرد!
هاشم کاظمی پس از هفتهها حضور در نقاط مختلف شهر و مشارکت در بازسازی پنجرهها و شیشههای خانههای آسیبدیده، با افراد زیادی دیدار داشته و خاطرات زیادی از این دیدارها دارد . هاشم کاظمی میان خاطراتش از منزلی یاد میکند که طی جنگ تحمیلی سوم، از دوطرف آسیب دیده بود: «علاوه بر دیوارها و پنجرهها لوازم خانگی مانند تلویزیون، یخچال و... هم آسیب دیده بود. جالب است با تمام غمی که در آن لحظه در خانه جریان داشت صاحبخانه مرد صبور و آرامی بود که لبخند روی لب داشت و میگفت: همسرم تنها چند لحظه قبل از انفجار در واحد را بسته و وارد راهرو شده بود. موج انفجار او را چند پله پایینتر پرت کرده بود. خدا را شکر همسرم زمان وقوع انفجار در آپارتمان نبوده و الان سالم است .»
کاظمی در ادامه بهواکنشهای متفاوت افرادی که خانههایشان آسیب دیده اشاره میکند و میگوید: «برخی افراد وقتی ما را میبینند ناراحتی میکنند اما من و دوستانم تمام سعیمان این است که به خاطر شرایطی که برایشان پیش آمده درکشان کنیم. البته در این میان برخی آسیبدیدگان در لحظه بدون اینکه در گروه جهادی عضویت داشته باشند، کمک حال ما بودند.»
او خاطرهای دیگر از خانهای در میدان الغدیر را روایت میکند: «یک روز در حال آواربرداری بودیم که با دستنوشتهای با این عنوان که «این نیز بگذرد» روبهرو شدیم. انگار در آن لحظه تمام خستگی و غصههایمان با دیدن این جمله فروکش کرد و با هم گفتیمجنگ نیز بگذرد! خدا آن روز را نیاورد اما آوارشدن خانه و آسیب در جنگ امکان دارد برای هرکسی پیش بیاید. من در تمام این روزها مدام سعی میکنم خودم را جای مردمی که آسیب دیدند بگذارم تا با خلوص بیشتر برای کمکرسانی آستین
همت بالا بزنم. »