ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی

ماهیت این جنگ پیش از هر چیز: صحنه فروریختن یک محاسبه راهبردی
محاسبه اشتباه دشمن: اگر در ساعات نخست با ترور فرماندهان عالیرتبه و شوک شدید، ساختار فرماندهی نظامی ایران از هم بپاشد، توان پاسخگویی فرو میریزد و مسیر پیروزی سریع هموار میشود.
چیزی که آمریکا و اسرائیل پیشبینی نمیکردند: چنین نوعی از واکنش ایران
فرض آنها: همزمانی حمله دو ارتش قدرتمند (بزرگترین ارتش جهان + ارتش با نیروی هوایی تقویتشده و مجهز) بهعلاوه ترور فرماندهان ارشد = فروپاشی سیستم دفاعی ایران
آنچه در میدان رخ داد: نهتنها فروپاشی اتفاق نیفتاد، بلکه حدود 2 ساعت پس از ضربات اولیه، عملیات ترکیبی ایران آغاز شد.
نوع جنگی که ایران اجرا کرد: جنگ ترکیبی (نه یک پاسخ ساده موشکی)

استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت
مؤلفه تعیینکننده دیگر: زیرزمینیبودن بخش عمده تسلیحات ایران (تسلیحات زیر زمین بهمراتب سختتر شناسایی و منهدم میشوند درحالیکه زیرساختهای نظامی دشمن عمدتا روی زمین بود).
نتیجه برخلاف تصور اولیه دشمن: نهتنها توان موشکی و پهپادی ایران از کار نیفتاد بلکه هرچه زمان جلوتر رفت، پاسخها متنوعتر، دقیقتر و قدرتمندتر شد.
اثر گذر زمان بر ایران (برخلاف انتظار دشمن): نه فرسایش توان ایران بلکه افزایش کارآمدی آن (تا جایی که در روزهای پایانی جنگ نیز ایران از شلیک لانچرهای جدید خبر میداد).
واقعیت سختی که آمریکا با آن مواجه شد: برآورد آنها از توان تخریب و خنثیسازی ظرفیتهای ایران کاملا اشتباه بوده است.
تصور اشتباه آمریکا: در مدت کوتاهی میتوانند بخش بزرگی از توان موشکی و پهپادی ایران را از بین ببرند.
غافلگیری اصلی: ایران نهتنها فرو نپاشید بلکه الگوی پاسخگوییاش پیچیدهتر شد.
دستاورد گام اول این غافلگیری: توقف جنگ
دستاورد گام دوم: تردید جدی آمریکا نسبت به ادامه جنگ
عملیات چندجانبه ایران؛ از ضربه اولیه تا گسترش میدان
در همینه زمینه :