از ابتدای جنگ تحمیلی سوم که مدارس تعطیل و کلاسها آنلاین و غیرحضوری شد رویا مهدیزاده، مدیرآموزگار هر روز به روستای جانیبیگلو در دهستان پیغامچایی شهرستان کلیبر در آذربایجان شرقی میرفت تا بتواند کلاسهای درس را برای بچهها حضوری برگزار کند.
مدیرآموزگار روستای جانیبیگلو به همشهری میگوید: «اینترنت نبود یا ضعیف کار میکرد و بعضی از بچهها نمیتوانستند از برنامه شاد استفاده کنند. برای همین وظیفه خود میدانستم میدان را خالی نکنم و نگذارم دانشآموزان از درس عقب بمانند.»
رویا مهدیزاده میافزاید: «راهکار ما در آن شرایط حضور مستقیم در خانههای دانشآموزان بود؛ اقدامی که با هماهنگی خانوادهها انجام میشد. شخصا با خانوادهها تماس میگرفتم و مثلا میگفتم امروز به خانه شما میآیم، بچهها را دور هم جمع کنید. بعد میرفتم آنجا، تدریس میکردم و رفع اشکال انجام میدادم.» مدرسه تحت مدیریت رویا مهدیزاده یک واحد آموزشی چندپایه با 6 دانشآموز از پایه دوم تا ششم است. او میگوید: «بچههای پایههای پایینتر واقعا نمیتوانستند از آموزش مجازی استفاده کنند. بعضی خانوادهها هم سواد کافی نداشتند که به آنها کمک کنند و به همین دلیل حضور در خانهها ضروری بود.» مهدیزاده با اشاره به واکنش خانوادهها عنوان میکند: «استقبال خیلی خوبی از کلاسهای حضوری میشد، بهخصوص خانوادههایی که خودشان سواد نداشتند.»
او از سختی مسیر و شرایط جوی نیز میگوید: «گاهی در هوای سرد، برف و باران به خانه دانشآموزان میرفتم اما وقتی ذوق بچهها را میدیدم همه خستگیام از بین میرفت. بچهها فکر میکردند دیگر مدرسهای در کار نیست و وقتی ما را میدیدند انگیزه میگرفتند.»
مهدیزاده که مادر 2 فرزند است مسیر رفتوآمد حدود 20تا 25دقیقهای را از کلیبر تا روستای جانیبیگلو بهطور مستمر طی میکند تا آموزش حتی در دشوارترین شرایط نیز ادامه داشته باشد؛ تلاشی که بهگفته خودش بیش از هر چیز از حس مسئولیت و علاقه به آموزش نشأت میگیرد. این معلم تأکید میکند: «تلاشها بینتیجه نمانده است. وقتی تکالیف دانشآموزان را بررسی میکنم میبینم روند یادگیری ادامه داشته است.» این معلم اضافه میکند: «برای من مهم بود که در این شرایط نقش خودم را ایفا کنم و نشان دهم که معلمان در هر شرایطی کنار دانشآموزان هستند و آنها را تنها نمیگذارند.»
برف و باران هم جلوی تدریس خانم معلم را نگرفت
در همینه زمینه :