• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
یکشنبه 6 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 275094
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/oQAVj
+
-

مسافران سربلند دنا

روایت همشهری از 136 ملوان دنا که پیکر20 شهید آن هرگز به ایران بازنگشت

گزارش
مسافران سربلند دنا

رابعه تیموری | روزنامه‌نگار 

 «سلام. خوبی؟ الان ما رسیدیم بندر... یگان‌های مختلف اومدن، آمریکا، انگلیس، تایلند، ایتالیا... گفتم ‌یه تماسی داشته باشم. ‌یه هفته‌ای ان‌شاءالله اینجاییم، خیلی مخلصم...» این آخرین پیام ناخدا‌محمود بود که از روی عرشه ناوشکن دنا برای خانواده‌اش فرستاد و چند روز بعد پیکر رشیدش بی‌جان و زخمی به آغوش وطن بازگشت. 
ساسان هم مسافر دنا بود و پسر عزیز خانواده افخمی. ساسان از شهدای جاویدالاثر ناو دناست و دریا حتی پاره ای از قد و بالای رشیدش را هم به خانواده اش پس نداد. ناوشکن دنا با ۱۳۶دریانورد جوان به دعوت کشور هند برای رزمایش صلح‌آمیز۲۰۲۶ میلان به آب‌های بین‌المللی رفت و در راه بازگشت مورد حمله نیروی دریایی آمریکا قرار گرفت تا آب‌های اقیانوس هند شاهد شهادت غریبانه و ناجوانمردانه ۱۰۴دلاور دریانورد ایرانی باشد و پیکر 20‌مسافر دنا در لیست جاویدالاثرها جا بگیرد.
پسر دریا
سامان هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد انتظارش برای بیرون‌آمدن ساسان «‌استوار‌یکم ناو دنا» از آب دریا و دوباره دیدن روی ماهش اینقدر به درازا بکشد. او تعریف می‌کند: «ساسان برادر بزرگ من بود، خیلی هم سربه سرم می‌گذاشت. خانه ما در بندرعباس روبه‌روی ساحل بود و وقتی با هم کنار دریا می‌رفتیم، او زیر آب می‌رفت و مدتی طولانی آنجا می‌ماند. وقتی دیرتر از ۱۰ ثانیه بیرون می‌آمد من نگران می‌شدم و آنقدر صدایش می‌زدم تا زودتر بیرون بیاید، حالا هم هنوز رفتنش را باور نکرده‌ام و منتظرم صورت خیس و خندانش از آب اقیانوس بیرون بیاید... »  پدر جاویدالاثر ساسان افخمی از اهالی کردستان و اهل سنت است و مادرش از استان مازندران و شیعی مذهب. ساسان هم اولین ثمره شیرین پیوند آنها بود. پدر ساسان می‌گوید: « وقتی ساسان در یکی از بیمارستان‌های تهران به دنیا آمد، ما آنقدر خوشحال بودیم که جشنی بزرگ گرفتیم و همه اقوام را دعوت کردیم... » وقتی ساسان تحصیل در رشته مهندسی برق را ر‌ها کرد و وارد نیروی دریایی شد، مادر نمی‌دانست روزی می‌رسد که آغوش دریا آرامگاه ابدی پسر خوش قد و بالای او می‌شود: «پسرم را می‌خواستم داماد کنم. دلش می‌خواست همسرش معلم باشد. اسم بچه‌هایش را هم انتخاب کرده بود، دو اسم مازنی و کردی: روژان و زانکو... »

به رسم ناخدا محمود
محمود صادقی در رزمایش دریایی۲۰۲۴ کشور هند شرکت کرده بود و طبق قانون نیروی دریایی، همان یک‌بار حضورش در رزمایش آموزشی او را از حضور دوباره معاف می‌کرد، اما برگزاری رزمایش صلح و دوستی این کشور در روز‌های پایانی اسفند سال گذشته باعث شد او برای حضور در رزمایش داوطلب شود تا دوستان متأهلش بتوانند نوروز را در کنار خانواده بگذرانند. این مهربانی و گذشت که همیشه با محمود همراه بود، دل خواهرش فاطمه را می‌سوزاند. فاطمه براساس شنیده‌ها اینگونه روایت می‌کند: «حمله دشمن به ناو دومرحله‌ای بود. برادرم در مرحله اول زخمی شد، اما درحالی‌که خون از بدنش می‌رفت و پای زخمی‌اش توان راه‌رفتن نداشت، به کمک دیگر ملوانان مجروح رفت.» با حمله دوم دشمن به ناو، محمود و تعدادی از دیگر مجروحان شهید می‌شوند. 

ریاضت مردان دریا
محمود وقتی به‌عنوان دانشجوی بورسیه وارد دانشکده افسری می‌شود، در 2رشته پرستاری و فوریت‌های پزشکی تحصیل می‌کند و بعد از فارغ‌التحصیلی وارد کادر درمان نیروی دریایی می‌شود؛ «برادرم با آنکه می‌توانست در مناطق آبی خوش‌آب‌وهوا خدمت کند، اما ۱۰سال در جزیره خارگ ماند و در آن دوره فقط سالی ۲بار به خانواده سر می‌زد. کسانی که در نیروی دریایی خدمت می‌کنند، زندگی‌شان ریاضت‌ها و سختی‌های زیادی دارد. برادرم سال‌ها در تنهایی و غربت زندگی کرد و غریب و دور از وطن هم شهید شد...»

خبری که 2روز بعد از شهادت رسید
سربه‌مهربودن و رازداری محمود در مورد اطلاعات نظامی باعث شد خانواده‌اش 2روز بعد از شهادتش از حضور او در میان ملوانان و ناخدایان ناو دنا باخبر شوند؛ «وقتی خبر حمله به ناو دنا را شنیدیم، نمی‌دانستیم برادرم هم در همان ناو بوده است.» 2روز بعد از حمله به ناو دنا خبر شهادت محمود به خانواده‌اش می‌رسد؛ «یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های برادرم تنهایی مادرم بود و 2سال آخر زندگی‌اش را در بندر‌ امیرآباد خدمت کرد تا بتواند از مادرم هم نگهداری کند.» پیش از آنکه آب‌های اقیانوس هند پیکر پسر رشید مادر را به او بازگرداند، دل مادر به رفتن او گواهی داده و حتی به خاک سپردن محمود هم داغ دل او را سرد نکرده است؛ «هنوز هم مادرم رفتن او را باور نکرده و فکر می‌کند محمودش به‌زودی برمی‌گردد...»

دنای بلندآوازه
سال ۱۴۰۱ که ناوشکن تازه‌نفس دنا مأموریت بی‌سابقه و تاریخی «ماموریت۳۶۰» نیروی دریایی ارتش را به سرانجام رساند و با پیمایش بیش از ۶۳هزار کیلومتر، عبور از 5اقیانوس و پهلوگیری در بنادر استراتژیک جهان، برگ تازه‌ای در اقتدار دریایی ایران باز کرد، جهان پی برد که این ناو قابلیت حمل انواع سلاح‌های بالستیک و پرتابگر اژدر را داشت و می‌توانست در نبرد دریایی ایران با دشمن بسیاری از معادلات نظامی دشمن را بر هم بزند. حمله ناجوانمردانه دشمن در روز‌های جنگ ما با دشمن صهیونی-آمریکایی به این ناو نشان داد که نام‌آوری این ناو و دلاوری دریانوردان ما خوب در حافظه دشمن ثبت و ضبط شده است... 

پهلوانان زخمی وطن
هیچ‌کس نمی‌دانست دانشجویان دریانورد ایرانی که برای آموزش راهی آب‌های اقیانوس هند می‌شوند، ۲هزار مایل دورتر از معرکه جنگ ایران با دشمن صهیونی-آمریکایی، تنها و ناجوانمردانه مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. از آنجا هم که قرار بود تمام دنیا به تماشای قابلیت‌ها و توانمندی‌های دریانوردان جوان ایرانی بنشینند، زبده‌ترین و کارآمدترین ملوانان ما برای شرکت در این رزمایش انتخاب و بعد از ساعت‌ها تمرین و آموزش راهی اقیانوس هند شدند. از میان ۱۳۶خدمه جوان ناو که میانگین سنی آنها ۲۳سال بود، ۳۲ملوان و ناخدا بعد از ساعت‌ها سرگردانی روی آب با بدن‌هایی زخمی به آغوش خانواده و وطنشان بازگشتند. فرمانده ناو دنا یکی از این دلاوران نجات‌یافته است که داغ فراق همرزمانش بیش از زخم‌های جنگ بر دلش سنگینی می‌کند. او می‌گوید: «لازمه شرکت در رزمایش نداشتن سلاح‌های سنگین و دوربرد مانند اژدر است و ما این را رعایت کرده بودیم، اما زیردریایی آمریکایی نیمه‌شب به ناو ما حمله کرد. در اصابت اول تلفات جانی نداشتیم، اما در مرحله دوم ۱۰۴نفر به شهادت رسیدند. شلیک اژدر دوم با هدف گرفتن تلفات بود. ۸۴پیکر همرزمانمان را که روی عرشه بودند، به دریا سپردیم که پیکرشان با کمک کشور سریلانکا پیدا شد و به کشور بازگشت. ۲۰نفر از نیرو‌های ما که در سکوی آسیب‌دیده غرق شدند، جاویدالاثر هستند.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید