• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
چهار شنبه 2 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 274889
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/jqv7P
+
-

شهادت عزیزانم دردناک‌تر از شهادت رهبری نیست

شهادت عزیزانم دردناک‌تر از شهادت رهبری نیست

روز دوم جنگ قرار بود خانوادگی برای حضور در اجتماعات مردمی راهی میدان انقلاب شوند. دختر خانواده دیر کرد. کمی نگران شدند. به خانه‌اش زنگ زدند. همیشه تلفن را زود جواب می‌داد، اما این بار کسی پاسخگو نبود. بانو شریفانی، مادر زینب تیموریان از لحظه رسیدن خبر شهادت دختر و دامادش می‌گوید: «به پسرم تأکید کردم تا دوباره تماس بگیرد اما به جوابی نمی‌رسیدیم. تا اینکه متوجه شدیم خانه‌شان بمباران شده است. همه‌‌چیز به‌هم ریخته بود. نمی‌دانستم چطور خبر شهادت بچه‌ها را به حاج‌آقا بگویم. البته بعدا متوجه شدم حاج‌آقا در محل کار خبر را شنیده بودند. وقتی به خانه آمدند و متوجه پنهان‌کاری ما شدند، گفتند: «این خبر که دردناک‌تر از شهادت رهبری نیست. قسمت عزیزانم شهادت بود.»

عاشقی در مکتب امام‌حسین‌ع
«وقتی پسرم شهید شد، خیلی ناراحت شدم. یکی از عزیزان گفت‌ از همان دوران کودکی شب‌ها همیشه او را پای منبرهای سخنرانی و مداحی‌حاج‌منصور و آقای قاسمی می‌بردی و از همان دوران کودکی عشق به اباعبدالله(ع) را در دلش پروراندی.» احمد مرادی، پدر شهید حسین مرادی با بیان این مطلب می‌گوید: «روحیه ایثار و شهادت‌طلبی از همان دوران کودکی در دل پسرم ریشه دوانده بود. خاطرم هست یک‌بار وقتی کوچک بود و مدرسه می‌رفت کاپشنش را به همکلاسی‌اش بخشیده بود. به مادرش گفته بود دوستم کاپشن نداشت اما من یک کاپشن کهنه دارم همان را می‌پوشم. او عاشق امام‌حسین‌(ع) و شهادت بود. اهل دروغ گفتن نبود. راهش راه حسینی بود و ازهمان ۹ سالگی رفت بسیج و عشق به امام‌حسین(ع)  را در همه ابعاد زندگی‌اش گسترش داد. هر وقت کربلا می‌رفت، قبلش به حرم امام‌رضا (ع) می‌رفت. از همان کودکی علاقه به آموزش و تدریس داشت و فعالیت‌های آموزشی انجام می‌داد. همیشه دست به خیر و کار‌راه‌انداز بود و روحیه بخشنده‌ای داشت. چند سال قبل مدتی در بخش مردمی مجلس کار می‌کرد. می‌گفت روزی ۸۰۰ نامه به دستم می‌رسد که همه آنها به‌ویژه شکایت‌ها را با دقت می‌خوانم و مسائل و مشکلات مردم را به نمایندگان و مسئولان ارجاع می‌دهم.»

این خبر را به اشتراک بگذارید