کلاس درس ایستادگی
درباره آموزگار ماکویی که با تبدیل خانهاش به کلاس درس آموزش حضوری را متوقف نکرد
فاطمه عسگرینیا | روزنامهنگار
معلم که باشی برایت فرق نمیکند پای تختهسیاه کلاس به فرزندان این سرزمین آموزش دهی یا مانند مدارس عشایری زیر سیاهچادر ایل. آنچه مهم است عمل به قول و قراری است که معلمها بین دل خودشان و خدای خودشان بستهاند؛ راه و رسمی که این روزها خیلی از معلمان در پیش گرفتهاند و تلاش میکنند به هر نحوی که میتوانند کمک کنند بچهها از درس و مشق عقب نمانند. روزک حسیننژاد، معلم پایه پنجم مدرسه گلزار روستای باغچه جوق شهرستان ماکو یکی از همین معلمهای دلسوز و متعهد است که حالا تصاویری از برپایی کلاس درس او در خانه شخصیاش آن هم با حضور دانشآموزانش حسابی وایرال شده است.
قصه از این قرار است که وقتی این خانم معلم دید دانشآموزان کلاسش در دسترسی به فضای مجازی و یادگیری از راه دور با چالشهایی روبهرو هستند، وقت را تلف نکرد و از همه بچهها دعوت کرد که در خانه خود میزبان آنها باشد و بساط آموزشش را همراه با میزبانی از دانشآموزانش پهن کرد. درست است در کلاس درس خانگی این خانم معلم میز و نیمکتی نیست که بچهها ردیفبهردیف پشت سر هم بنشینند و خانم معلم پای تختهسیاه درس بدهد، اما در دورهمی دوستانه آنها کف خانه معلمشان هم عشق است هم مهربانی، هم صفا، هم صمیمیت و به قول خودشان محال است درسهایی را که در این خانه یاد میگیرند، فراموش کنند.
از وقتی بچهها مهمان خانه خانم معلم شدهاند، دیگر بود و نبود اینترنت و آنتن گوشی و دردسرهای کلاس مجازی دغدغه بچهها و خانوادهها نیست. آنها هر روز اول صبح شالوکلاه میکنند و به خانه خانم معلم میروند. خانم حسیننژاد هم که یک تخته وایتبرد بزرگ در میانه پذیرایی خانه قرار داده است بهرسم مکتبخانههای قدیمی که در روستای تاریخی آنها پیشینه طولانی دارد، بچهها را با همان روپوشهای صورتی و مقنعههای سفید دور تخته مینشاند و مشغول آموزش میشود. این خانممعلم ماکویی معتقد است که فقط پزشکان نیستند که هنگام اتمام تحصیلات و در آستانه شروع فعالیتهای درمانی خود سوگند یاد میکنند که در هر شرایطی پای کار باشند، ما معلمها اتفاقا رسالتمان از این پزشکان هم بزرگتر است؛ چراکه ما تربیتکننده این پزشکان هستیم و باید به بچهها قبل از هر درس و آموزشی، آموزش تعهد به مسئولیتها را بدهیم و این انجام نمیشود مگر با الگوپذیری بچهها از خود ما. البته روزک حسیننژاد با این کارش یک پیام هم به دشمنان ایران داشت و آن هم این بود که اگر مدرسهها را هم بزنند، معلمان این سرزمین خانههایشان را مدرسه میکنند.