مدیرعامل و سخنگوی آتشنشانی تهران در برنامه تلویزیونی سرنخ مطرح کردند
ناگفتههای امدادرسانی در جنگ
در روزهای پر التهاب جنگ تحمیلی سوم، نیروهای امدادی نیز در کنار نیروهای مسلح در خط مقدم حضور داشتند و مایه دلگرمی مردم بودند اما امدادرسانی در شرایط جنگی ناگفتههای زیادی دارد؛ از کشف بمب و موشکهای عملنکرده در خانههای شهروندان تا نجاتهای باورنکردنی از زیر آوار. قدرتالله محمدی، مدیرعامل و سیدجلال ملکی، سخنگوی آتشنشانی تهران با حضور در برنامه تلویزیونی همشهری ناگفتههایی از امدادرسانی در شرایط جنگی را بازگو کردهاند که چکیده آن را در ادامه میخوانید.
این مردم قدرشناس
ملکی:مردم ما خیلی با معرفت و قدرشناسند. مسئولان باید قدردان آنها باشند. مردم در جنگ بسیار متفاوت شده بودند و خیلی خوب همکاری و مسیرها را باز میکردند و همکاریهای لازم را انجام میدادند. خیلی وقتها با آب، چای و شربت از مأموران آتشنشانی پذیرایی و قدردانی میکردند. در ماه رمضان که آتشنشانان و نیروهای امدادی درحالیکه روزه و ساعات شبانه روز را فراموش کرده بودند، برخی از خانوادهها برای آنها سفرههای افطاری آماده میکردند.
آمار خیرهکننده
ملکی: در روزهای جنگ بهجز حوادث روزانه، حوادث جنگ هم اضافه شد. در مدت 40شب، 400حادثه به آتشنشانی تهران اعلام شد که آمار بالایی است. در طول جنگ بیش از 40درصد حملات در تهران اتفاق افتاد. در این حوادث موفق شدیم 427نفر را از زیر آوار و داخل ساختمانها زنده خارج کنیم؛ همینطور در این مدت 270هزار نفر ساعت، عملیات انجام شد. در این مدت 34نفر از نیروهای آتشنشانی در عملیات مصدوم شدند و خوشبختانه شهید نداشتیم.
تلخترین عملیات
ملکی:پیدا کردن پیکر بچهها مثل کودک 3ماهه که کوچکترین شهید تهران محسوب می شود، تا افراد سالخورده و پیکرهایی که تکه تکه شده بودند، بهشدت ما را ناراحت میکرد. در روز سوم وقتی در محل حادثه مجتمع رسالت در حال انجام عملیات بودیم، مردی گفت که ساکن خانهای در همان نزدیکی است که آنجا را ترک کرده. با هم به خانهشان رفتیم و وقتی وارد ساختمان شدم، رد خونی را روی دیوار دیدم و یک تکه گوشت که آنجا افتاده بود. دیدن این صحنه بهشدت من را اذیت کرد. این تکه گوشت متعلق به چهکسی بود؟ خانوادههای زیادی دنبال عزیزانشان بودند و این عزیز چهکسی بود؟
اولین مأموریت
محمدی:اولین ماموریت ما مربوط به انفجاری میشد که ساعت 9:40، نهم اسفند در بیت رهبری اتفاق افتاد. لحظات پر استرسی را طی کردیم. من در طول مسیر 7ایستگاه را فرا خواندم و جزو نخستین نفراتی بودم که به بیت رسیدم. قیامتی از دود، آتش، گرد و خاک را میدیدم. من و نیروهایی که آنجا بودیم آن زمان همه فکرمان مقام معظم رهبری بود. آن لحظات پر استرس و نگرانی سرآغاز 40شبانه روز تلاش نیروهای آتشنشانی بود.
خنثی کردن موشک کروز
محمدی:به ما اطلاع دادند یک موشک کروز منحرف شده و به خانهای در خیابان پیروزی اصابت کرده است؛ بلافاصله به آنجا رفتیم و متوجه شدیم موشک از پذیرایی خانه وارد شده بود و خوشبختانه کسی در خانه نبود. سرجنگی آن موشک 500کیلو بود. تیم متخصص آن را خنثی کردند و با جرثقیل و به سختی آن را درحالیکه فضا پر از استرس و نگرانی بود، بیرون کشیدیم. واقعا در این صحنهها نیروهای آتشنشان رشادتهای زیادی از خود نشان دادند.
نجات کودک یک و نیم ساله
محمدی:روز دهم فروردین، به ساختمانی در خیابان صابونچی حمله شد و ما بلافاصله در آنجا حاضر شدیم. در آنجا دیدم یکی از آتشنشانان کودکی یک و نیم ساله را در آغوش گرفته. او گفت مادرش شهید شده و پدرش زخمی و به او گفته مواظب فرزندش باشیم. من هم کودک را در آغوش گرفتم و داخل خودروام بردم. بررسیها نشان داد که این خانواده بعد از نخستین انفجار به پشت بام رفته بودند اما در آنجا دومین انفجار رخ داده و مادر شهید شده بود. از آنجا که پدرش سفارش کرده بود مواظب دخترش باشیم، من هم تا آمدن پدر بزرگ و مادربزرگش، کودک او را پیش خودم نگه داشتم.
نجات 15نفر از آوار بانک
محمدی:در شهرک غرب، خیابان زرافشان به ساختمانی 5طبقه حمله شد که زیر آن بانک بود. مردی به من نزدیک شد و گفت که یکی از اقوامم و 14نفر دیگر زیر آوار ماندهاند و او با تلفن با من حرف میزند. گوشی را گرفتم. او گفت همگی در حال خفه شدنیم. به او گفتم که ما با سوت علامت میدهیم هر جا نزدیک شد به ما بگوید. دور ساختمان را گشتیم تا اینکه او صدای سوت را شنید و ما جای آنها را پیدا کردیم. یک روزنه 30سانتی متری آنجا بود که رد شدن از آن خطرناک بود. یکی از آتشنشانان قبول کرد وارد شود. او به سختی وارد شد و یک پنجره را برید تا به آنجا رسید و موفق شد 15نفر را یکی پس از دیگری از زیر آوار بیرون بکشد. همه آنها موقع حمله در بانک بودند که بعد از ریزش ساختمان توانسته بودند در گوشهای پناه بگیرند.