در ستایش منش کهن ایرانی
اخلاق مداراگرانه ایران در جنگ
مهری بهفر؛ پژوهشگر برجسته شاهنامه
رویکرد اخلاقی و منش مداراگرانه ایران در جنگ، سنتی هزارانساله دارد؛ درونی، ریشهدار و عمیق است و نه امری وارداتی که با قوانین بینالمللی در عصر حاضر به اینجا آمده و صرفا پذیرش و پسندی بیرونی بهدست آورده باشد.
یکی دو روز پیش، در واکنش به محدودشدن عبور کشتیها از تنگه هرمز، دیدگاه یک کاربر غیرایرانی را میخواندم:
«من نمیتوانم درک کنم که چطور ایران چنین کارت قدرتمندی با پیامدهای عظیم برای کل جهان داشت «یعنی بستن تنگه هرمز» و با وجود ۴۰ سال تحریمهای ناعادلانه، انزوا و تبلیغات منفی علیه خود، این برگ برنده را تا پیش از این فعال نکرده بود!
ایران واقعا بااخلاقترین کشور روی زمین است. اگر تنگه هرمز در ایالات متحده بود، شما هر روز و شب باید پاهای رئیسجمهور وقت آمریکا را میبوسیدید تا یک قطره نفت بهدست بیاورید.»
شاهنامه با بردن ما به میانه موقعیتها و بغرنجها این رویکرد اخلاقی و مداراگرانه را نهفقط قابل لمس میسازد که بهطور صریح آن را تبیین و تصریح میکند.
رستم در میانه نبردهای خونخواهانه، درحالیکه در نبرد فرادستی و برتری دارد، خطوط اخلاقی نبرد و اهداف آن را برای سرداران چنین تبیین میکند:
نداریم گیتی به کشتن نگاه
که نیکیدهش را جزینَست راه
(نمیخواهیم جهان را با کشتوکشتار اداره کنیم، این خلاف خواست ایزد نیکیبخش است.)
جهان پر ز گنجَست و پر تاج و تخت
نباید همه بهر یک نیکبخت
(ثروت و حکمرانی در جهان بسیار است، دیگران هم میتوانند از آن برخوردار باشند. ثروت و قدرت نباید فقط در تصرف و تصاحب یک فرمانروای نیکبخت باشد.)
این رویکرد کهن، غیرآزمندانه، غیربیشیجویانه، غیرتهاجمی و اخلاقی و مردمخویانه ایرانی، درست مقابل رویکردی قرار میگیرد که امروز رودرروی ایران قرار دارد و بر سر ایران بمب میبارد.