سه مرحله جهش راهبرد جنگی ایران
شاید بتوان پاسخ ایران به آمریکا را در سه بخش کلی دستهبندی کرد
بخش اول؛ تلافی
یعنی بزنی، میخوری.
این سبک پاسخ تا قبل از جنگ رمضان جریان داشت.
اثر این نوع ضربه چه بود؟
اول، شکستن ابهت آمریکا.
دوم، انتقال این پیام که ما بنای مدیریت جنگ را داریم، مگر آنکه خودِ شما سطح درگیری را بالا ببرید.
به همین دلیل
حاج قاسم را زدند عین الاسد را زدیم
فردو را زدند العدید را زدیم
بخش دوم؛ چشم در مقابل چشم
این ادبیات یعنی ضربه متقابل و همسطح؛
هر جور بزنی، همانجور میخوری.
این سبک از ابتدای جنگ رمضان آغاز شد و تا هفتم فروردین ادامه داشت.
چرا ایران این روش را انتخاب کرد؟
اول؛
چون آمریکا با نگه داشتن سایه تهدید، فشار معیشتی و فضای «نه جنگ، نه صلح» ایجاد کرده بود.
ایران با اولین ضربه، این معادله را به هم زد و نشان داد که دیگر این بازی قابل ادامه نیست.
سطح درگیری به همان سطح آمریکا رسید و ایران وارد فاز هجومی شد.
دوم؛
این الگو نشان میداد ایران به اندازه ضربهای که میخورد، پاسخ میدهد؛
و همین، مشروعیت پاسخها را در منطقه و جهان افزایش میداد.
سوم؛
پیام روشن به دشمن:
ما اراده جنگ طولانی و ادامهدار داریم، نه عقبنشینی.
نمونهها:
فرودگاه مهرآباد را زدند بعد فرودگاه بنگورین خورد
رادار کیش را زدند بعد رادار آمریکا و فرودگاه بحرین هدف قرار گرفت
انبار نفت کرج را زدند بعد سایت نفتی امارات خورد
نفتکش نزدیک عمان را زدند بعد مخازن نفت بحرین و نفتکش انگلیسی هدف قرار گرفت
پالایشگاه شهرری را زدند بعد پالایشگاه حیفا خورد
تهران را زدند بعد تلآویو خورد
شهرهای کوچک را زدند بعد شهرهای کوچکشان هدف قرار گرفت
یعنی معادله روشن شد:
هر ضربه، پاسخ همسطح و فوری دارد.
بخش سوم؛ چشم در مقابل سر
از هفتم فروردین، سپاه اعلام کرد:
دیگر «چشم در مقابل چشم» نیست،
بلکه «چشم در مقابل سر» است.
یعنی بزنی، بد میخوری؛
این یعنی تنبیه.
این مرحله از جایی آغاز شد که دشمن به زیرساختها حمله کرد.
چرا این سبک؟
اول؛ نشان دادن موضع قدرت
دوم؛ مدیریت جنگ به سمت پیروزی
سوم؛ وادار کردن دشمن به پرداخت هزینه و تحمل درد
چهارم؛ مشروعیت کامل دفاع؛ وقتی دشمن قصد زمین سوخته دارد، پاسخ هم بدون محدودیت
میشود
نمونهها:
اعلام شد هر ترور، معادلش نابودی یک پایگاه فناوری و تحلیل داده است؛
با ترور فرمانده نیروی دریایی، پایگاه تحلیل داده آمازون در بحرین هدف قرار گرفت.
با حمله به صنایع، پاسخها در عمق سرزمینهای اشغالی شدت گرفت؛
تا جایی که رسانههای عبری از «حملاتی بیسابقه» سخن گفتند.
تلفات آمریکا در امارات، بحرین و عربستان بالا رفت؛
به حدی که فرماندهانشان به خانوادهها توصیه به پیگیری وضعیت نیروها کردند.
نتیجه چه شد؟
ورق جنگ برگشت؛ و آمریکا بهصورت جستهگریخته از احتمال خروج و عقبنشینی حرف زد.
جمعبندی
ایران در سه مرحله، سه نوع جنگ را اجرا کرد:
اول تلافی . دوم موازنه و سوم تنبیه
یعنی تصمیمگیری همزمان با:
مدیریت میدان
حفظ مشروعیت در افکار عمومی
دنبالکردن اهداف راهبردی
و این یعنی تسلط کامل بر صحنه.
امروز ضربات هم تنبیهی شده، هم عقلانی،
و دستاوردها پایدار.
نتیجه:
حرکت به سمت تثبیت برتری منطقهای،
افزایش اقتدار جبهه مقاومت،
و نزدیک شدن به یک قدرت تعیینکننده در معادلات جهانی.
گفت چرا رسانهها عکس و فیلم خانمهای بیحجاب را
در تجمعات منتشر میکنند؟
گفتم حرف زیاد است،
اما خلاصهاش یک جمله است:
مگر هدف در جنگ زدن دشمن نیست؟
یک نگاه بنداز ببین چرا این تصاویر انقدر دشمن را عصبانی کرده؟
از اینترنشنال خبیث تا مسیح آواره و تا منوتوی هرزه
این شیادها همین ظاهر را دیدند که فکر کردند مردم مقابل نظامند
و نقشه کشیدند و دسیسه کردند و جسارت داشتند
فکر کردند اگر شالی بیفتد، غیرت هم میافتد
روح آقامون شاد که میگفت همینها صف مقدم مبارزهاند،
روح شهید سلامی شاد که میگفت با همینها میآییم سراغتان.
و البته که جای حلال و حرام تغییر نمی کنه
راستی دقت کردید خبری از پهلوی نیست؟
الحق ماستا را کیسه کردند...
دیگر جرئت یاوه گفتن هم ندارد.
پای منبر رسانهای خودشان هم چوب میخورند. کامنت های رسانه های خودشان را ببینید
یک فایده مهم این جنگ همین بود؛
هم فهمیدند با دم شیر بازی نکنند
با یک مشت جاهل و مشتی دیگر مزدور و اوباش که نمیشه پنجه در پنچه شیر انداخت
هم پیش اندک طرفدارها بی آبرو شدند و دیدند حمایت عمو ترامپ یعنی عصرحجری شدن
برای همین بود که آقای شهیدمان حتی یکبار هم اسم این ملعون را نیاورد؛
چند شبی است در تجمعات هم دیگر علیهش شعاری داده نمیشود؛
گوئی احساس می کنند سطح مرگ بر گفتن ها پائین میاد و مبتذل میشه