کلیدهای شخصیت آقا سیدمجتبی
علی مهدیان؛ استاد حوزه و دانشگاه
یک نکته در پیام آقا سیدمجتبی به مناسبت چهلم امام شهیدش توضیح نقطه عطفی از زندگی پدر شهیدش بود و آن لحظه طلوع «خمینی خراسان». ایشان توضیح میدهد که آقاسیدعلی خامنهای ناگهان در جایی که باب کسب علم و دانش و معنویت و عمل برایش باز میشود همه را رها میکند برای کمک به پدرش که در آستانه نابینا شدن بود.
یک طلبه که عطش علم و معنویت و بصیرت دارد میفهمد رها کردن این موقعیت یعنی چه، آن هم درس آقا روحالله خمینی که جان سیدعلی شهید را سیراب میکرد. این دقیقا آن نقطه اخلاص فوقالعادهای است که همراه دستگیری و احسان خود را نشان میدهد، طعمی از «یوتون الزکاه و هم راکعون» دارد.
خدمت به پدر، در اوج گمنامی، رها کردن نه دارایی مادی دنیا، بلکه داراییهای مافوق دنیا.
حالا برگردید به زندگی خود سیدمجتبی نگاه کنید. پسر مقتدرترین رهبر عالم، درحالیکه خودش توانمندیهای فوقالعاده علمی و معنوی و مدیریتی دارد، همه را رها میکند فقط به پدر خدمت میکند، گمنام. همه دشمنان یکصدا فحشش میدهند، اما نه پدرش، نه خودش و نه هیچکس از او دفاع نمیکند. حتی درس خارجش در قم که شلوغ میشود، رها میکند که به چشم نیاید. این همه اخلاص در عین احسان و خدمت به ایران و مردم و بابای مظلومش باعث میشود ناگهان خامنهای جوان طلوع کند؛ ققنوسوار از آتش حسینیه امام خمینی و دریای خون بابای شهید و مظلومش. بسمالله الرحمن الرحیم.
چند نکته دیگر بگویم درباره شخصیت او.
اولا مشت گرهکرده پدر برایش پرمعناست؛ نماد عزم که به قول مرحوم شاهآبادی، جوهره انسانیت است؛ نماد جهاد که به قول بابای شهیدش، کلید شخصیت خمینی کبیر است.
️ثانیا فهم مردم و قدرت آنها در کار او موج میزند: امید و اعتماد و صمیمیت با مردم. او این مردم را چهره بسطیافته پدر میبیند. او مردم را آیهای بالاتر یا در حد پدر میبیند.
️ثالثا اتصال فوقالعاده معنوی به صاحبالزمان(عج). اتصال معنوی او به بقیهالله کاملا مشهود در پیامهای اوست.
️فدایش شوم، فدای خودش و پدر شهیدش، فدای خودش و مسیری که درش قدم گذاشته.