• چهار شنبه 7 مرداد 1405
  • ١٤ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 29
دو شنبه 17 فروردین 1405
کد مطلب : 274099
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/wmE6w
+
-

همدلی در روزهای جنگی

چند روایت معتبر از این روزهای خاص گوشه و کنار پایتخت که نشنیده‌ایم

گزارش
همدلی در روزهای جنگی

مریم باقرپور| روزنامه‌نگار 

هر کس برای ایران آنچه در توان دارد در طبق اخلاص گذاشته است؛ بانویی طلاهای اندوخته سال‌هایش را تقدیم رزمندگان ایران می‌کند و نوجوانی با تهیه دست‌نوشته به‌دنبال جذب حداکثری همسالانش برای حضور در میدانگاه‌های شبانه است. اینها با دستان پرمهرشان پای کار ایران هستند. اینجا عشق به وطن نه‌تنها با کلمات بلکه با عمل و فداکاری ملموس است؛ هر کسی به‌نوعی در این نبرد بزرگ سهمی دارد و این اتحاد، قدرتی است که هیچ دشمنی نمی‌تواند آن را بشکند.

نمی‌خواهیم مردم بیشتر متضرر شوند
  علی برق‌ لامع  
  کارگر خدمات شهری  
لباس نارنجی نیروهای خدمات شهری را به تن کرده و هر وسیله‌ای را با ذکر «یا علی» از زمین برمی‌دارد. اسمش علی برق‌‌لامع است و فقط برای دل خودش با تعدادی از دوستانش به کمک نیروهای خدمات شهری آمده تا در جمع‌آوری اسباب و اثاثیه خانواده‌هایی که خانه‌هایشان آسیب دیده و در حال جابه‌جایی وسایل هستند، کمک کرده باشد. او با احتیاط تمامی وسایل را برمی‌دارد و می‌گوید: «تلاش می‌کنیم وسایل را با احتیاط جمع کنیم تا خانواده‌ها بیشتر متضرر نشوند.» او بابت فعالیت در این گروه پولی دریافت نمی‌کند و این کار را برای خدمت به مردم انجام می‌دهد.

تمام ایران خانواده‌ام هستند
  یعقوب مناعت  
  آشپز قرارگاه خادم‌الرضا(ع)، منطقه 9   
20اسفند تبریز و خانواده‌اش را به مقصد پایتخت برای کمک به تهرانی‌ها رها کرده و این روزها در کنار اعضای قرارگاه خادم‌الرضا(ع) در شهرداری منطقه9 مشغول فعالیت است. این گروه توسط کارکنان شهرداری منطقه شکل گرفته و هر روز حداقل 1200پرس غذا برای هر وعده در آن طبخ می‌شود تا به‌دست خانواده‌های آسیب‌دیده در جنگ، امدادگران و نیروهای ایست بازرسی برسد. یعقوب مناعت 60ساله به‌عنوان آشپز شبانه‌روزی خودش را وقف خدمت کرده و هر روز صبح با طلوع آفتاب، برنج‌های پاک‌کرده توسط اعضای قرارگاه خادم‌الرضا(ع) را برای پخت آماده و در ادامه با کارکنان همراهی می‌کند. او حتی لحظه سال تحویل در کنار خانواده نبوده و وقتی دلیل حضورش را می‌پرسی، می‌گوید: «تمام ایران خانواده من هستند. از حضور در این جمع خوشحالم و اصلا فکر نمی‌کنم که خانواده‌ام در کنارم نیستند. این حرف را حتی به سخنگوی شهرداری تهران هم زدم، چون برای او هم حضور مداوم من جالب بود.»

عشق به وطن، زن و مرد نمی‌شناسد
  زهرا دانش  
  بانوی گچکار خانه‌های جنگ‌زده در منطقه18  

38سال دارد و اهل جنوب غرب تهران است. زهرا دانش با عشق به وطن، پابه‌پای مردان در بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده از جنگ تلاش می‌کند. او درباره علاقه‌اش به گچکاری می‌گوید: «به گچکاری علاقه دارم و همیشه کارهای گچکاری خانواده و دوستان را برای سرگرمی انجام می‌دهم.» این علاقه پس از مرمت خانه آسیب‌دیده یکی از دوستانش در روزهای آغازین جنگ به انگیزه‌ای برای کمک به هموطنانش تبدیل شد. زهرا که دانش‌آموخته رشته حقوق و مادر یک دختر ۲۰ساله است، دراین‌باره توضیح می‌دهد: «از طریق کانال خبری شهرداری منطقه۱۸ در یکی از گروه‌های جهادی عضو و داوطلب گچکاری و مرمت خانه‌ها شدم. اول باور نمی‌کردند که یک خانم بتواند این کار را انجام دهد تا اینکه نمونه کارم را دیدند و اجازه دادند کارم را شروع کنم.» این بانوی جهادگر تاکنون ۳خانه آسیب‌دیده را مرمت کرده و در این خانه‌ها لکه‌گیری، ترمیم ترک‌ها و گچکاری کامل دیوارها را انجام داده. او با قاطعیت به کسانی که گچکاری را حرفه‌ای مردانه می‌دانند، پاسخ می‌دهد: «عشق به وطن زن و مرد نمی‌شناسد، آدم باید هر کاری از دستش برمی‌آید برای وطن و هموطنش انجام دهد.» 

از کتاب پرپر مهدی سهیلی تا شهادت مادری که برای خرید رفته بود
علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران:  در یکی از روزها وقتی به محل مورد اصابت در محدوده نفرآباد وارد شدیم، یکی از کتاب‌های شعر مهدی سهیلی پرپرشده روی یک طاقچه بود که حالم را دگرگون کرد. همچنین در میدان شهدا که فروشگاه اتکا مورد حمله قرار گرفته بود، در کنار ساختمان اداری برق چادر یک بانو روی زمین مانده و کفش‌هایش چند متر آن‌طرف‌تر روی زمین بود. آن خانم برای خرید رفته بود اما در این حادثه شهید شده بود و صحنه دلخراشی بود. در این جنگ ما بانوان و کودکان زیادی را از دست دادیم. نباید فراموش کرد که بانوان در این جنگ تحمیلی در خط مقدم خیابان‌ها هستند. هر شب دیده می‌شود که جمعیت بانوان در میدان‌های شهر بیشتر از آقایان است و این بی‌نظیر است. حتی فکر می‌کنم آنها هستند که همسران و فرزندان خودشان را ترغیب می‌کنند تا در صحنه حضور پیدا کنند. 

پذیرایی افطار با املت و چای در دل آوار 
محمد شریفی، رئیس اداره خدمات شهری منطقه۴: از آغاز جنگ به محض اطلاع از وقوع حمله با نیروهای خدمات شهری و تجهیزات و ماشین‌آلات سنگین بلافاصله به محل عازم می‌شدیم و متأسفانه شاهد صحنه‌های تلخی بودیم، اما چیزی که امیدبخش بود همدلی مردم با آسیب‌دیدگان جنگ بود. یادم است در حمله به کوچه جاجرودی، وقتی مجروحان و آسیب‌دیدگان را از زیر آوار بیرون می‌آوردند، چون هوا سرد بود، مردم کاپشن‌شان را از تن بیرون می‌آوردند و روی مجروحان می‌انداختند، یا در محله هروی به قدری سرگرم کار بودیم که یادمان رفته بود از وقت افطار گذشته است، همسایه‌ها برایمان چای و خرما آوردند. آقایی در خانه املت درست کرده بود و برای نیروهای خدمات شهری و امدادی لقمه درست می‌کرد و به دست‌شان می‌داد. این مهربانی و محبت مردم خستگی را از تن آنها بیرون می‌برد. هرچند ناگفته نماند که صحنه‌های تلخ بیشتر بود، مثلا چندبار پیش آمد که باقیمانده آوار را که در بوستان یاس فاطمی تخلیه می‌کردیم، انگشت، دست یا پای مردم مظلوم و بی‌گناه پیدا می‌شد و خیلی ناراحت می‌شدیم.











 

این خبر را به اشتراک بگذارید