روزگاری، دونالد ترامپ با غرور از ارتشی سخن میگفت که به ادعای او «قویترین ارتش جهان» بود. اما جنگ اخیر، روایت دیگری از این قدرت ادعایی را آشکار کرده است؛ روایتی از سردرگمی، فشار و تلاش برای یافتن همراهان بیشتر در میدان.
گزارشها حکایت از آن دارد که کاخ سفید حتی به سراغ گروههایی مانند کردهای تجزیهطلب رفته تا شاید حمله زمینی به ایران را ممکن سازد؛ موضوعی که هرچند بهظاهر تکذیب شد، اما در محافل سیاسی درباره آن سخن گفته میشود.
در سوی دیگر، ترامپ از متحدان اروپایی خود نیز خواسته به میدان بیایند. او حتی درباره تنگه هرمز از کشتیها خواست «شجاعت نشان دهند» و با وجود تنشها از این آبراه عبور کنند.
در همین حال، نشانههای فشار نظامی بر آمریکا نیز دیده میشود؛ از انتقال بخشهایی از سامانه دفاع هوایی «تاد» از کره جنوبی به خاورمیانه گرفته تا اعلام اعزام تیمی از مقامهای نظامی و امنیتی اوکراین به منطقه خلیج فارس برای کمک به تثبیت اوضاع به نفع آمریکا.
فشار برای جلب حمایت کشورهای منطقه نیز ادامه دارد. سناتور لیندزی گراهام حتی با لحنی تهدیدآمیز از عربستان پرسیده چرا در نبردی با منافع مشترک مشارکت نمیکند.
با این حال، هنوز معادله پیچیدهتر نشده است؛ چرا که ورود رسمی مقاومت یمن به جنگ، موضوعی است که بسیاری آن را متغیری تعیینکننده میدانند. به گفته مقامات یمنی، این کشور آماده پشتیبانی از ایران است و توانمندیهایی دارد که میتواند همگان را غافلگیر کند.
در چنین فضایی، آن ارتش «قدرتمند» بیش از هر زمان دیگری در میانه یک مخمصه دشوار قرار گرفته است.
روزگار سیاه قویترین ارتش دنیا
در همینه زمینه :