محلهگردی با بهترین دریافتکننده والیبال نشسته تیم ملی به بهانه قهرمانی در لیگ جهانی هلند
نشسته در مسابقه، ایستاده در محله
رابعه تیموری| خبرنگار:
منطقه 17
رکورددار حضور در مسابقات پارالمپیک 2004 آتن، 2008 پکن، 2012 لندن و 2016 ریو را تجربه کرده است. در میدان مسابقه با حریفان قدر جانانه دفاع میکند. توپگیری و حملههایش بیعیب و نقص است و با اسپکهای سرعتیاش توان دفاع تیم مقابل را میگیرد، اما فقط این ویژگیها تنها دلایلی نیست که «صادق بیگدلی» را به مهره کلیدی تیمملی والیبال نشسته تبدیل کرده است. تجربه و کدخدامنشی بازیکن شماره 7 در لحظات بحرانی و پرتنش بازیهای تیمملی نیز ارزشمند و تأثیرگذار است. صدرنشینی و کسب عنوان قهرمانی تیم والیبال نشسته کشور در لیگ جهانی هلند و کسب سهمیه پارالمپیک2020 توکیو بهانهای شد که با بیگدلی در محله قدیمیاش گشتوگذاری داشته باشیم و خاطرات او از امروز و دیروز محله را مرور کنیم. بیگدلی از ساکنان قدیمی این منطقه هم هست و در لیگ جهانی هلند موفق به کسب عنوان «بهترین دریافتکننده» شد.
ساعات اولیه روز است، اما در کوچههای شلوغ و پررفتوآمد محله ابوذر انگار ساعتها پیش شروع شده است. منزل پدری «صادق بیگدلی» در یکی از کوچههای بنبست و خلوت خیابان شهید فراهانی قرار گرفته است. به پیشنهاد آقای قهرمان گشتوگذارمان را از این خیابان شروع میکنیم. سانحه رانندگی که در کودکی برای بیگدلی اتفاق افتاده سبب کوتاهی پای او شده، اما این نقص و درد پا حریف شیطنت پسر بازیگوش محله ابوذر نشده است. او که گویا بعد از چند سال پرمشغله امروز فرصت مرور کودکیهایش را پیدا کرده خانههای قدیمی و نوساز کوچه را ورانداز میکند و میگوید: «بچه که بودیم با توپ پلاستیکی دولایه در کوچه فوتبال بازی میکردیم. وقتی توپ به در خانه همسایهها میخورد در چشمبرهمزدنی همه ما ناپدید میشدیم! بعضی از همسایهها گذشت میکردند و توپ را پس میدادند، بعضی هم دنبال ما میآمدند و تا مقصر را پیدا نمیکردند رضایت نمیدادند!»

یاد کوچه دوستیها بخیر!
عینکساز قدیمی محله که تازه کرکره مغازهاش را بالا کشیده به دیدن بیگدلی جلو میآید و با او چاق سلامتی میکند. صحبتهای «عادل جعفری» تصور ما از کودکی پر از شیطنت بیگدلی را کمرنگ میکند. او میگوید: «آقاصادق از وقتی که سن کمی داشت، هر روز یک ساک ورزشی روی کولش میانداخت و به باشگاه و مسابقات میرفت. از جلو هر مغازهای میگذشت حتماً سلاموعلیک میکرد و احترام میگذاشت. آقا صادق از بچگی رفتاری عاقلانه داشت.» هریک از اهالی با دیدن بیگدلی پا نگه میدارند و با او به گرمی خوشوبش میکنند. بیگدلی میگوید: «تا چند سال پیش کوچهها محل دورهمی پیرزن و پیرمردهای محله بود. آنها در گروههای چند نفری در کوچه مینشستند و در این دورهمیها تصمیمهای مهمی گرفته میشد. مثلاً دختران و پسرانی که برای ازدواج مناسب هم بودند به همدیگر معرفی میشدند. برای بدهکارها کمک جمع میشد یا برای جا و مکان برگزاری مراسم عزا و عروسی اهالی فکری میکردند. الان دیگر از این شوراها نداریم و کوچهها فقط محل گذر هستند.»
مدارس محل استعدادیابی بود
در ابتدای خیابان شهید فراهانی دبستان پرسنوسال شهید فیروزی دیده میشود. بیگدلی میگوید: «من دوره ابتدایی را در این مدرسه گذراندم. آن زمان زنگ ورزش مدارس، زمان استعدادیابی بود و معلم ورزش تصمیم میگرفت هر دانشآموز چه رشتهای انتخاب کند، اما الان در این منطقه 10 سالن ورزشی داریم که استعدادها را شناسایی و پرورش میدهند. من از کلاس چهارم ابتدایی به باشگاه والیبال میرفتم که در منطقه ما کار شاق و بزرگی بود.» بازیکن شماره 7 تیمملی والیبال نشسته کشور برخلاف همتیمیهایش میتواند معمولی و بدون نقص راه برود و این ویژگی منحصربهفرد او در هیجان و شادیهای پس از بازی باعث تعجب تماشاچیان میشود. او تعریف میکند: «در دوران دبیرستان همراه دانشآموزان دیگر مدرسه والیبال بازی میکردم. معلم ورزش سال دوم چند بار به من توصیه کرد والیبال نشسته را هم امتحان کنم، اما من طفره میرفتم. سرانجام با اصرار او به عضویت تیم بسکتبال نشسته مدرسه آیتالله غفاری که نزدیک مدرسه ما قرار داشت درآمدم. اوایل احساس خوبی نداشتم، ولی پس از مدتی متوجه شدم در رشتههای ورزشی ویژه معلولان موفقتر هستم.»
سروصدای آبنمای وسط میدان ابوذر به فضای آن طراوت و نشاطی خاص بخشیده است. بیگدلی میگوید: «نخستین میدانی که در منطقه ساخته شد، میدان ابوذر بود. این میدان پس از نصب آبنما که 2، 3 سال پیش انجام شد ظاهر زیباتری پیدا کرد.» طی مسیر خانه پدری بیگدلی تا محل تحصیل و تمرینات ورزشی او ما را به خیابان شهید فریدون احمدی میرساند. بیگدلی به بازار ترهبار شلوغ و پررفتوآمد وسط خیابان اشاره میکند و میگوید: «اینجا قبلاً یک زمین آسفالت بود که دورش را فنس کشیده بودند و به آن قفس میگفتند. ورزشکاران حرفهای محله در زمین قفس تور میگذاشتند و والیبال بازی میکردند. عصرها که از مدرسه برمیگشتم پشت تور میایستادم و بازی آنها را تماشا میکردم.» محلهگردی ما به حریم خط زیرزمینی راهآهن تهرانـ تبریز میرسد. حریم خط از شن و ماسه پوشیده شده، اما مدیریت شهری قسمتی از آن را با کفپوش «گرانولی» برای ورزشهای توپی مناسبسازی کرده است.
مراقبت از فضاهای عمومی ورزش
ورزشکار بااخلاق محله ابوذر از چند سال پیش مسئولیت اداره تربیتبدنی شهرداری منطقه 17 را برعهده گرفته و تلاش میکند در این کسوت کاستیها و نیازهای ورزشی منطقه را رفع کند. بازسازی چند مجموعه ورزشی و زمین چمن منطقه از جمله فعالیتهایی است که در دوره 2 ساله مسئولیت بیگدلی به سرانجام رسیده است. او درباره زمین مناسبسازیشده حریم ریل میگوید: «تجربه نشان داده اگر مسئولیت نگهداری از مکانهای عمومی را به مردم بسپاریم و مدیریت شهر فقط ناظر امور باشد به نتایج خوبی میرسیم. ما چند نقطه آزاد و بدون کاربری منطقه را مناسبسازی کردیم و توپ و تور در اختیار شهروندان گذاشتیم تا در اوقات فراغتشان والیبال، بسکتبال یا فوتبال بازی کنند. اهالی هم از امکانات اندک این فضاها به خوبی مراقبت میکنند.»
بازی خطرناک در کنار ریل
حریم دو خط آهن تهرانـ اهواز و تهرانـ تبریز جزیی از مساحت منطقه 17 را تشکیل میدهند. خط تهرانـ تبریز 5 سال پیش زیرزمینی شده، ولی خط آهن تهرانـ اهواز هنوزدر قلب بافت مسکونی منطقه جای پای قرص و محکمی دارد. خاطرات کودکی آقای قهرمان با روزهایی که هیاهوی قطار تهرانـ تبریز آرام و قرار را از مردم محل گرفته بود گره خورده است. او میگوید: «وقتی قطار عبور میکرد زمین مثل زلزله چند ریشتری میلرزید. بازی با قطار یکی از سرگرمیهای پرخطر بچههای محله بود. بچهها چند سکه در جیبشان میگذاشتند و به مدرسه میآمدند. وقتی تعطیل میشدند دستهجمعی به طرف ریل راهآهن میرفتیم. سکهها را روی ریل میگذاشتیم و هرکسی میتوانست موقع نزدیک شدن قطار سکهها را بردارد برنده بود.»
شرمنده محبت اهالی هستم
حضور بیگدلی در رقابتهای جهانی ورزشی برای اهالی اهمیت خاصی دارد و وقتی او به مسابقهای بینالمللی اعزام میشود مردم محل اخبار مسابقات را با دقت پیگیری میکنند. بیگدلی درباره نخستین حضورش در مسابقات جهانی میگوید: «میان بچههای محل اصطلاحی وجود داشت که میگفتند کاری میکنم در حد المپیک! من 18سالم بود که به پارالمپیک 2004 یونان رفتم. بچههای محل از این موضوع خیلی خوشحال بودند و برای بدرقه و استقبال من سنگ تمام گذاشتند. آنها به من میگفتند بالاخره کارستانی کردی در حد المپیک!» او قدردان مهربانی اهالی است و میگوید: «خوشحالم که باعث شادی مردم میشوم. هر بار که از مسابقهای برمیگردم همسایهها و اهالی محل با حرفهای محبتآمیز و استقبال گرمشان من را شرمنده میکنند.» نام تیمملی والیبال نشسته کشورمان بهعنوان پرافتخارترین تیم ورزشی جهان در کتاب گینس به ثبت رسیده و جوان متواضع و بااخلاق محله ابوذر که از 20 سال پیش پیراهن تیمملی را به تن دارد در این افتخارآفرینیها سهمی بسزا داشته است.