4 یوزپلنگ ایرانی در تکه دوم پایتخت زندگی میکنند
پردیسان پناهگاهی امن برای یوزها
زهرا اردشیری| خبرنگار:
منطقه 2
2 یوزپلنگ ایرانی به نامهای کوشکی و دلبر 4 سال است که مهمان منطقه 2 هستند و در سایه بزرگترین برج تهران در پارک پردیسان زندگی میکنند. سال 1392 بود که در غرب تهران سایتی با عنوان مرکز تحقیقات یوزپلنگ آسیایی برپا شد. 2 یوزپلنگی که قادر نبودند به طبیعت بازگردند در بوستان پردیسان کنار سازمان محیطزیست زندگی جدیدی را شروع کردند. داستان دلبر و کوشکی 2 یوز ایرانی ساکن در پارک پردیسان را تقریباً اکثر تهرانیها شنیدهاند اما کمتر کسی خبر دارد تعداد یوزهای ساکن در این سایت امروز به 4 قلاده رسیده است. کوشکی، دلبر، ایران و حالا هیراد که تازهترین مهمان این منطقه خوش آب و هوای تهران است. مدتی قبل بود که هیراد بعد از تصادف در جاده عباسآباد واقع در شهرستان سمنان بلافاصله به مرکز تحقیقاتی بوستان پردیسان فرستاده و توسط یک تیم پزشکی عمل جراحی شد. شایعاتی در رابطه با مرگ آرام این یوز تازه وارد شنیده میشد اما تیم متخصص پزشکی این مرکز برای زنده ماندن هیراد تلاش میکنند و نمیخواهند این توله چند ماهه را از دست بدهند. گزارشی از وضعیت این یوزپلنگها که در منطقه2 تهران نگهداری میشوند تهیه کردهایم که در ادامه میخوانید.
اولویت سازمان محیطزیست بازگرداندن این 4 یوزپلنگ ایرانی به قلمرو خودشان در استان سمنان است. اما متأسفانه هیچ کدامشان دیگر نمیتوانند به طبیعت و زادگاهشان بازگردند. یوزپلنگ ایرانی هم مثل بسیاری از حیوانات اگر دستآموز شود و راه و رسم شکار کردن را از مادر یاد نگیرد، در طبیعت دوام نمیآورد. داستان این 4 یوز هم همین است. قرار نبوده در اسارت باشند و برخلاف باور عموم اینجا برایشان قفس نیست بلکه مرکزی است برای نگهداری از آنها، چون دیگر قادر به حفاظت از خودشان نیستند. آنها پشت فنسهای بلند بوستان پردیسان، در زمینی 17 هزار متری، زندگی میکنند. این را که چطور کوشکی، دلبر، ایران و هیراد از قلمرو خودشان به تهران آمدند «محمود کشوری» مدیر سایت نگهداری و تحقیق یوزپلنگ ایرانی اینگونه توضیح میدهد: «این 4 یوزپلنگ هر دو با پشت سر گذاشتن اتفاقات عجیب و غریب از سمنان، توران و میاندشت به تهران آمدند. داستان کوشکی از این قرار است که یک شکارچی به نام «کوشکی» سال 1386 این یوزپلنگ را که در آن زمان یک توله بود به سازمان محیطزیست هدیه داد.
کوشکی این یوزپلنگ را از 3 چوپان که حیوان را شکار کرده و قصد کشتنش را داشتند خریده بود. کوشکی پس از یک سال نگهداری در پارک پردیسان تهران به منطقه حفاظت شده میاندشت فرستاده شد. دلبر هم در سال ۱۳۹۰ به وسیله سگهای شکاری یک چوپان افغان در شهرستان شاهرود به دام افتاد و توسط او پرورش یافت. با اطلاع یکی از ساکنان محلی، یوزپلنگ از چوپان گرفته و مدتی در پاسگاه دلبر در منطقه توران نگهداری شد تا اینکه در اختیار سازمان محیطزیست ایران قرار گرفت. سال 1393 همزمان با راهاندازی سایت تحقیق و نگهداری یوز آسیایی، کوشکی و دلبر به تهران آمدند و در بوستان پردیسان نگهداری شدند. سال 1396 پای ایران هم به بوستان پردیسان باز شد. عکس و فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که نشان میداد فردی از یک یوز ایرانی در حمام خانهاش نگهداری میکند. اداره محیطزیست به همراه پلیس امنیت، بعد از 8 ماه پیگیری، ایران را پیدا میکنند و به مرکز تحقیقاتی یوز آسیایی میآورند. هیراد را هم که مدتی است در جاده عباسآباد واقع در شاهرود تصادف کرد، شبانه به تهران آوردیم و تحت درمان است.»
نخستین مرکز آسیا
شایعاتی در فضای مجازی و بین مردم مبنی بر رسیدگی نکردن به یوزهای ایرانی رواج پیدا کرده است. این شایعات تا جایی پیش رفته که بعضی از سلبریتیها هم به این شایعات دامن زدهاند و از تنها ماندن و منقرض شدن یوزپلنگ ایرانی شکایت میکنند. این در حالی است که بزرگترین و مهمترین مرکز تحقیق و نگهداری یوز آسیایی از سال 93 در منطقه 2 تهران فعالیت میکند. در این مرکز علاوه بر نگهداری از 4 یوز پلنگ، پژوهش و تحقیقاتی هم روی آنها صورت میگیرد. «مجید خرازیانمقدم» مدیر حیات وحش سازمان محیطزیست در اینباره میگوید: «سایت تحقیق و نگهداری یوز آسیایی در سال 1392 راهاندازی و از سال 1393 شروع به کار کرد. در این مرکز علاوه بر نگهداری یوزها، رفتار آنها توسط کارشناسان بهصورت 24 ساعته و با دوربینهای مدار بسته ثبت و ضبط میشود و در آخر روی نموداری مشخص و آنالیز خواهد شد. هدف ما از این تحقیقات، شناسایی یوزها و تعیین زمان جفتگیری برای تکثیر آنهاست. ما به اطلاعات جدیدی در رابطه با یوزهای ایرانی رسیدهایم. تحقیقات ما در این مرکز ادامه دارد و میتوانیم بسیاری از رفتارهای یوزها را شناسایی کنیم.»

دلبر مریض است و کوشکی پیر
دوستداران محیطزیست چند سالی است منتظر تولد یک یوز جدید از دلبر و کوشکی هستند. یوزی که میتواند دستاورد بزرگ مرکز شناسایی و نگهداری یوز آسیایی باشد. خرازیان مقدم میگوید در اینجا میتوان یوزهای تنها را تکثیر کرد و پرورش داد و به طبیعت بازگرداند: «کوشکی و دلبر نخستین یوز پلنگهای نر و ماده در مرکز ما بودند. وقتی از آنها نگهداری میکردیم قطعاً به فکر تولد یک یوز جدید هم بودیم. اما متوجه شدیم دلبر دچار بیماری کلیوی است. همچنین او نمیتواند بچهاش را نگه دارد و یکبار دچار سقط جنین شده است. در ماههای اخیر به فکر لقاح مصنوعی افتادیم و همچنان سعی میکنیم از دلبر و کوشکی صاحب یک توله یوز شویم. در حال حاضر ایران به سن بلوغ نرسیده و آماده جفتگیری نیست، بالا رفتن سن کوشکی و بیماری دلبر کار ما را کمی سخت کرده است.»
پارک پردیسان بهترین مکان بود
وقتی قرار شد یوزهای ایرانی از منطقه محافظت شده توران به پارک پردیسان تهران آورده شوند، مخالفان زیادی تغییر محل زندگی یوزها را نقد کردند و خواستار این بودند که مرکز تحقیقات یوزپلنگ آسیایی در محل زندگی یوزپلنگان استقرار پیدا کند. اما اینکه چرا منطقه 2 پایتخت برای نگهداری یوزهای آسیب دیده انتخاب شد، دلایل زیادی دارد. خرازیان مقدم میگوید: «امنیت و نظارت 24 ساعته از یوزها برای ما اولویت بود. برای همین ما زمینی در بوستان پردیسان انتخاب کردیم که متعلق به سازمان بود. همچنین این زمین در مجاورت کارشناسان محیطزیست مجهز به دوربینهای مدار بسته است و در دل بوستان پردیسان قرار گرفته تا از آسیبهای احتمالی توسط افراد عادی جلوگیری شود. بهتر است بگوییم ما نیاز به فضایی داشتیم که جز کارشناسان ما افراد دیگری دسترسی به یوزها نداشته باشد.»
هیراد نمیمیرد
این روزها فضای مجازی پر شده از اخبار ضد و نقیض در رابطه با توله یوزی که در جاده عباسآباد تصادف کرده است. برخیها حتی نام او را ارس گذاشتهاند در حالی که ارس پلنگی در باغوحش مشهد است که متأسفانه او هم حال و روز خوبی ندارد. عدهای هم میگویند این یوزپلنگ توسط دامپزشکی تهرانی کشته میشود و حتی بعضیها ادعا دارند یوز در همان شب کشته شده است. «محمود کشوری» مدیر مرکز نگهداری از یوز آسیایی در رابطه با آخرین وضعیت هیراد به همشهری محله میگوید: «این یوزپلنگ که نام او را هیراد گذاشتهایم، زنده است، کاملاً قطع نخاع شده و هرگز راه نخواهد رفت. مشکلی که در حال حاضر با آن روبهرو هستیم این است که هیراد زمان کمی است که از طبیعت جدا شده و به شدت انسان گریز است. سعی میکنیم او را با انسانها آشتی دهیم تا بتوانیم به هیراد نزدیک شویم. چیزی که مشخص است این است که هیراد نمیمیرد ولی راه نخواهد رفت.»