• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
دو شنبه 18 اسفند 1404
کد مطلب : 273592
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/mQ2NR
+
-

جنگ‌در شریان‌ها

یادداشت
جنگ‌در شریان‌ها

مجتبی توانگر؛  پژوهشگر اقتصادی

در ادبیات راهبردی، وقتی مورد تهاجم دشمن قرار می‌گیری، طرح زودهنگام بحث مذاکره و پایان جنگ پیش از شکل‌گیری حداقل شرایط لازم، بیش از آنکه نشانه عقلانیت باشد، به عنوان علامتی از ضعف تفسیر می‌شود. مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل هزینه اقدامات خود را پذیرفته و شرایط اولیه یک توافق عادلانه فراهم شده باشد. از طرف دیگر سرنوشت جنگ‌ها «صرفا» در میدان نظامی نیست. در قرن بیست‌ویکم موازنه جنگ‌ها در جای دیگری «هم» شکل می‌گیرد: در شریان‌های انرژی، در مسیرهای تجارت جهانی، در زیرساخت‌های مالی اقتصاد جهانی و جنگ‌های بزرگ زمانی تعیین تکلیف می‌شوند که این شریان‌ها تحت‌تاثیر قرار بگیرند. ایران دقیقا بر یکی از مهم‌ترین این گلوگاه‌ها ایستاده است؛ تنگه هرمز، مسیری که روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت، یعنی نزدیک به ۲۰ درصد مصرف نفت جهان از آن عبور می‌کند و حدود یک‌سوم تجارت دریایی گاز طبیعی مایع جهان نیز از همین مسیر می‌گذرد. ارزش انرژی عبوری از این گلوگاه سالانه بیش از یک تریلیون دلار برآورد می‌شود. بنابراین هرگونه اختلال در این شریان، به سرعت در قیمت انرژی، تورم جهانی، بازارهای مالی و امنیت اقتصادی جهان بازتاب پیدا می‌کند بنابراین:

امنیت پرواز یک کالای عمومی است. شبکه هاب‌های هوایی خلیج‌فارس سالانه میزبان بیش از ۱۲۰ میلیون مسافر بین‌المللی است و بخش بزرگی از اتصال هوایی میان آسیا، اروپا و آفریقا از همین مسیر انجام می‌شود. در شرایطی که پروازهای غیرنظامی از فرودگاه‌های ایران دچار اختلال شده است، عادی بودن پروازها از فرودگاه‌های کشورهای میزبان پایگاه‌های نظامی امریکا در منطقه نیز نمی‌تواند بدیهی تلقی شود. اصل ساده‌ای در اقتصاد امنیت وجود دارد: امنیت یا برای همه برقرار است یا برای هیچ‌کس.

تجارت دریایی در منطقه‌ای که زیرساخت‌های آن برای عملیات نظامی علیه یک کشور استفاده می‌شود، نمی‌تواند کاملا عادی باقی بماند. از تنگه هرمز سالانه بیش از یک تریلیون دلار انرژی و کالا عبور می‌کند و امنیت انرژی بخش بزرگی از جهان به این مسیر وابسته است. تا زمانی که حضور سربازان و پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای منطقه ادامه دارد و این کشورها خدمات لجستیکی به عملیات نظامی علیه ایران ارائه می‌دهند، تردد دریایی و تجارت کالایی از مبدا یا به مقصد این کشورها نمی‌تواند بدون محدودیت تلقی شود. هر شناوری که این قاعده را نادیده بگیرد، عملا وارد یک محیط درگیری شده و ریسک آن را پذیرفته است.

مذاکره درباره آتش‌بس زمانی معنا پیدا می‌کند که طراحان جنگ پاسخگوی اقدامات خود باشند. تا زمانی که دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و وزرای جنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی برای محاکمه تحویل ایران یا مراجع قضایی بین‌المللی داده نشوند، هیچ گونه مذاکره‌ای درباره آتش‌بس یا شرایط آن قابل طرح نیست. این محاکمه باید به اتهام آغاز جنگ علیه ایران، تلاش برای ترور و شهادت رهبر عزیز عالیقدر ایران، ارتکاب جنایات جنگی و کشتار مردم بیگناه انجام شود. علاوه بر آن، پرداخت کامل غرامت ناشی از خسارات جنگ رمضان و جنگ 12 روزه نیز باید تعیین تکلیف شود. تا پیش از تحقق این موارد، هیچ مذاکره‌ای درباره آتش‌بس، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، با هیچ کشوری انجام نخواهد شد.

زیرساخت‌های پشتیبانی جنگ صرفا در میدان نظامی قرار ندارند. شبکه‌های اطلاعاتی، مراکز مخابراتی، زیرساخت‌های سوخت‌رسانی، پایگاه‌های نظامی و همچنین محل استقرار نیروها و عوامل اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در کشورهای منطقه، بخشی از ماشین جنگی علیه ایران محسوب می‌شوند. هدف قرار دادن این زیرساخت‌ها تا زمان پایان جنگ، در چارچوب حق دفاع مشروع ایران قرار دارد و نمی‌تواند موضوع مذاکره قرار گیرد.
اقتصاد ایالات متحده بر یک ستون حیاتی استوار است: بازار بدهی دولت امریکا؛ حجم بدهی فدرال این کشور اکنون از ۳۴ تریلیون دلار عبور کرده و اوراق خزانه‌داری آن توسط شبکه‌ای گسترده از بانک‌ها، صندوق‌های بازنشستگی، شرکت‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و دولت‌های خارجی نگهداری می‌شود. در چنین شرایطی، هر بازیگری که در میانه یک درگیری بزرگ به تامین مالی دولت امریکا از طریق خرید این اوراق کمک کند، عملا بخشی از زنجیره پشتیبانی اقتصادی این جنگ محسوب می‌شود. حضور گسترده شرکت‌ها و بانک‌های مالی آمریکایی در مراکز اقتصادی منطقه، از جمله در دوبی، نشان می‌دهد که شبکه تامین مالی این جنگ نیز از منطق هزینه و ریسک جدا نخواهد بود.
در چنین شرایطی سران کشورهای اروپایی، عربی، هند، ژاپن، کره و همچنین افکار عمومی جهان در برابر یک دوراهی روشن قرار دارند: یا طراحان جنگ پاسخگو می‌شوند و مسیر بازگشت اقتصاد جهانی به ثبات آغاز می‌شود، یا ادامه این مسیر می‌تواند اقتصاد جهان را وارد دوره‌ای از شوک‌های پیاپی در حوزه انرژی، حمل‌ونقل و بازارهای مالی کند. تنها ۱۰ درصد اختلال در صادرات نفت از تنگه هرمز می‌تواند قیمت نفت را ده‌ها دلار افزایش دهد و در اقتصادی که بیش از ۱۰۰ تریلیون دلار تولید سالانه دارد، چنین شوکی به سرعت به تورم جهانی، قیمت مواد غذایی و بی‌ثباتی بازارهای مالی سرایت
 خواهد کرد.
نکته‌ای که عامدانه یا از سر ناتوانی نادیده گرفته می‌شود این است که ایالات متحده آمریکا نشان داد نه تنها به قوانین بین‌المللی هیچ پایبندی ندارد بلکه اقتصاد آزاد هم هیچ معنا و مفهومی برای حاکمان کاخ سفید ندارد. لذا باید بدانند در چنین معادله‌ای، فشار اقتصادی هرگز یک‌طرفه باقی نمی‌ماند. وقتی شریان انرژی جهان دچار اختلال شود، هزینه آن به سرعت در سراسر اقتصاد جهانی توزیع می‌شود. برآیند این مسیر چیزی جز انباشت هزینه‌های بدون بازده نیست.





 

این خبر را به اشتراک بگذارید