شاید جنگ آسان شروع شود، ولی راحت پایان نمییابد. این جمله از اصول کلی هر جنگی است، بهویژه با تهران. در سناریوی جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا، مهمترین ابهام، «روز بعد از جنگ» است؛ همان پرسشی که حتی پس از تجربههای پرهزینهای چون عراق و افغانستان همچنان بیپاسخ مانده است. واشنگتن ممکن است توان آغاز یک درگیری پرشدت را داشته باشد، اما مدیریت پیامدهای سیاسی، امنیتی و منطقهای آن با عدمقطعیتهای جدی روبهرو است. ساختار شبکهای متحدان منطقهای ایران میتواند معادله را پیچیده کند؛ احتمال حملات متقابل ازسوی گروههای مقاومت به منافع و متحدان آمریکا در خلیجفارس، عراق یا حتی رژیم صهیونیستی، دامنه درگیری را گسترش خواهد داد.
از منظر اقتصادی، بازار انرژی نخستین واکنش را نشان میدهد. هرگونه ناامنی در خلیجفارس میتواند صادرات نفت را مختل و قیمتها را با جهش ناگهانی مواجه کند؛ شوکی که نهتنها اقتصاد منطقه بلکه اقتصاد جهانی را تحت فشار تورمی قرار میدهد. در چنین شرایطی تصور اینکه یک حمله نظامی لزوما به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی بینجامد، با واقعیتهای اجتماعی و تجربههای تاریخی همخوان نیست؛ چهبسا انسجام داخلی در برابر تهدید خارجی تقویت شود.
در سطح داخلی آمریکا نیز پیامدها قابل توجه است. اگر جنگ طولانی یا پرهزینه شود، رئیسجمهوری مانند دونالد ترامپ با چالشهای سیاسی، فشار افکار عمومی و اختلافات کنگره مواجه خواهد شد؛ مسئلهای که میتواند به یک بحران داخلی برای دولت او تبدیل شود. این موارد نشاندهنده آن است که مدیریت جنگ از شروع آن مهمتر است.
روز بعد از جنگ
در همینه زمینه :