هنوز بچه تئاترم!
خشایار راد، زمانی که کارمند بانک بود، دوستی به نام مجید افشار به او پیشنهاد داد بعدازظهرها روی صحنه برود. راد، ورودش به عرصه تئاتر و تلویزیون را اینطور روایت میکند: «صبح بانک بودیم، عصرها تئاتر میرفتم. کمکم نقشها تأثیرگذارتر شد.
نقطه عطف بازیگری من در سال ۱۳۷۲ رقم خورد؛ در جشنواره تئاتر سنتی-آیینی. هیأت داوران آن دوره چهرههای معتبری بودند ازجمله کرمرضایی و ایرج راد. نمایشی داشتیم به نام «جزیره اسرارآمیز». داورها رأی داده بودند و اسم خشایار راد بهعنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد خوانده شد. همان جا مسیر تلویزیون هم باز شد.
کمی بعد، رضا عطاران که در این جشنواره حضور داشت، برای مجموعهای تلویزیونی به سراغم آمد و با «قطار ابدی» وارد قاب تصویر شدم. در قطار ابدی، تجربه سالها بازیگری تئاتر به کمکم آمد.»
کارمند بانکی که تئاتری شد
او معتقد است همه تجربههای زندگیاش از جوشکاری و دستفروشی تا بانک در بازیگری به کارش آمده است و در اینباره میگوید: «وقتی نانوایی میروی، اگر دقیق نگاه کنی، دیالوگها و لحن را یاد میگیری. یکبار نقش راننده گرفتم؛ چون شنیده بودم چطور حرف میزنند، همان را درآوردم. یا یکبار نقش مداح بود؛ رفتم بهشت زهرا و مداحها را از نزدیک دیدم. وقتی با پوست و گوشت و استخوان لمس میکنی، همین لمسکردن، سرمایه بازیگری است.»
با وجود حضور پررنگ در تلویزیون و سینما، خشایارراد خودش را همچنان وابسته به تئاتر میداند و میگوید: «خیلیها میگویند سینما درآمدش بیشتر است. درست؛ اما من بچه تئاترم و هنر در خونم است. هنوز هم اگر سر فیلمبرداری نباشم، میروم تئاتر میبینم. پشت صحنه میروم، با بچهها گپ میزنم، خدا قوت میگویم. این روزها خنداندن سخت است، مخصوصاً در کار طنز.»