هوای تازه برایسینمای ایران
جشنواره، سینماگران تازه نفس و چشم انداز سینمای ۱۴۰۵ در گفتوگوی تلویزیونهمشهری با پویان عسگری
گروه 24
چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با معرفی برگزیدگان بهکار خود پایان داد. بدون هیچ تردیدی پدیده این دوره جشنواره حضور تعداد چشمگیر فیلمهای اول کارگردانان جوان در فهرست فیلمهای انتخابی بود. ۱۳فیلم از ۳۳فیلم را کارگردانانی ساخته بودند که برای نخستین بار نامشان در جشنواره شنیده میشود. در مجله «تصویر24» درباره فیلمهای اول جشنواره و حضور کارگردانان فیلم اولی میزبان پویان عسگری از نویسندگان و منتقدان سینمایی بودیم.
یک چشمانداز امیدوارکننده
سینمای ایران برخلاف 4سال گذشته، چشمانداز امیدوارکنندهای دارد. با نگاهی بر سینمای برهه 1400تا 1403، سینمای ایران دچار یک دوره فترت شده بود و یا در دوران گذار قرار گرفته بود؛ دوران گذاری که از نظم قدیمی که سینما به آن تعلق داشت، دور شد. این دور شدن از نظم قدیمی تنها مختص فیلمسازان، تماشاگران سینما نبود بلکه جشنواره فیلم فجر نیز شاملش میشد. میتوان گفت آخرین دورهای که جشنواره با مختصات قدیمی خود برگزار شد به سال97 برمیگردد و از سال1398 سینما مختصات جدیدی را تجربه کرد. آن نظم قدیمی و سینمایی که میشناختیم کمکم ترک برداشت. جشنواره فیلم فجر با برگزاری شکل جدید مجموعهای از واکنشها را ایجاد کرد. بعد از دوره کرونا و با رسیدن به سالهای 1399و 1400 که همزمان با همهگیری کرونا بود، سینمای ایران با مجموعه تغییرات مدیریتی همراه بود و جشنواره نیز به شکل متفاوتی برگزار شد. معتقدم جشنواره فیلم فجر در سالهای 1401 تا 1403 خیلی شبیه سینما و جشنواره سالهای ابتدایی دهه60 بود.
«اردوبهشت»؛ فیلمی متفاوت
اگر بخواهیم به سینمای ایران نگاه کنیم، بعد از سالها سینمای ایران در زمینههایی که مخاطب به آن آشناست، بازی جدیدی انجام میدهد. در میان فیلمهای جشنواره امسال «اردوبهشت» محمد داوودی که خودش از فیلمنامهنویسان شناخته شده است، یک فیلم اجتماعی برآمده از فیلمهای اجتماعی سنتی است. اتفاقاتی که در آن میافتد برای تماشاگر سینما آشناست، اما این فیلم در ادامه فیلمهای اجتماعی دهه90، بعد از فیلمهای سعید روستاییساخته شده، در این فیلم حامد بهداد بازی میکند که بهنظر من بهترین بازی در کارنامهاش است. او در فیلم رفتار متفاوتی از خودش نشان میدهد. فیلم براساس یک واقعه تراژیک که در دهه80 در پارک شهر برای دانشآموزان رخ میدهد، ساخته شده است. درست است که فیلم در ادامه فیلمهای اجتماعی است اما از طرف فیلمساز و کاراکتر واکنش متفاوتی میگیرد؛ واکنشی که سینمای ایران به آن احتیاج دارد.
نجات کودکان بعد از یک دهه کودککشی
سینمای اجتماعی ایران در دهه۹۰ با رو آوردن به کودککشی، دست به یک عمل بهشدت شنیع و زشت زد، آن هم به تعداد زیاد، بدون اینکه مسئولیت عملش را نسبت به کودک بپذیرد. بیشتر برای اینکه سعی کند تماشاگر را تحتتأثیر شوک صرفاً داستانی قرار دهد یا یک لحظه مهیب که قرار بود مثل آوار خراب شود بر سر تماشاگر بدون اینکه فیلم و فیلمساز متوجه باشند که چه باب تاریک و ترسناکی را دارند میگشایند. حالا فیلم «اردوبهشت» در نوع خود نسبت به مضمون کودککشی رویکرد جدیدی دارد. هم«اردوبهشت» و هم تعدادی از فیلمهای دیگر. مثلاً ما سال گذشته فیلمی در جشنواره فجر داشتیم به نام «ناتور دشت» که مورد علاقه من هم نیست؛ ولی آن فیلم هم مسئلهاش نجات بچه است. اینکه سینمای ایران بعد از یک دهه کودککشی به این نتیجه رسیده که کودکان را نجات بدهد، نکته قابلتوجهی است؛ قابلتوجه هم به لحاظ اخلاقی و هم به لحاظ مسئولیتپذیری اخلاقی و اجتماعی.
حذف تهیهکننده با ورود پولهای کثیف
ما در دهه90 شاهد مرگ تهیهکننده در سینمای ایران بودیم. به تعبیر دقیقتر، آنچه شاهدش بودیم مرگ تهیهکننده مستقل بود. اتفاقی که محصول شرایط اقتصادیای بود که ما در دهه90 در سینمای ایران تجربه کردیم؛ ورود پولهای کثیف به فربه شدن یک بازار مبهم غیرشفاف به نام شبکه نمایش خانگی انجامید؛ بهطوری که اساساً مناسبات حاکم بر برخی تولیدات این شبکه، هیچ ربطی به زیباییشناسی ندارد و خیلی وقتها همهچیز براساس پولهای کثیف با حضور آدمهای مشخص، شکل میگرفت. مشخصا از زمانی که سلبریتیها برای کارهایی که انجام ندادند پول گرفتند، مناسبات مالی سینمای ایران تغییر کرد