اسپارتاکوس
جدال با امپراتوری روم
محصول پرهزینهای که کرک داگلاس، ستاره و تهیهکنندهاش بعد از فیلمبرداری سکانس افتتاحیه فیلم، آنتونی مانِ کارگردان کهنهکار را اخراج و کوبریک جوان را جایگزینش کرد. فروش 60میلیون دلاری فیلم «اسپارتاکوس» باعث شد پولساز بودن کوبریک (که فیلمهای قبلیاش اغلب شکست تجاری خورده بودند) به رسمیت شناخته شود و از دل این توفیق تجاری بود که کوبریک توانست استقلال هنری مطلوبش را بهدست آورد. آنچه بهعنوان نبوغ کوبریک یاد میشود باید در تواناییاش در به ثمر رساندن فیلمی عظیم و استودیویی (با همه سفارشها و توصیههای دست و پاگیر) مشاهده کرد. نکته اینجاست که در ماندگاری فیلم اسپارتاکوس ایدههای کارگردانی کوبریک همپای فیلمنامه و مناسبات تولید نقش داشته است. آنچه از شرافت اسپارتاکوس در تقابل با انحطاط رومیها میبینیم با هنر کارگردانی کوبریک لحن متناسب و هنرمندانهای مییابد. سکوتی که در چهره اسپارتاکوس مشهود است ابهتی به او میبخشد که به پردازش کاراکتر اسطورهایاش یاری میرساند و آنچه شکوه حماسی فیلم نامیده میشود محصول ایده جاهطلبانه کوبریک در ترکیب سبک بصری فیلمهای ایزنشتاین با الزامات نظام استودیویی هالیوود است. علاقه کوبریک به حرکت سیال دوربین هم که عموما با جلوهگری همراه میشود، در فیلم اسپارتاکوس کاملا در خدمت روایت قرار میگیرد . در اینجا خبری از خودآگاهی روشنفکرانه فیلمهای «راههای افتخار»، «دکتر استرنج لاو» و «پرتقال کوکی» نیست. در عوض کوبریک استعداد و تواناییاش را صرف پردازش قهرمان، خلق سکانسهای پرتحرک و آفریدن میزانسنهایی کرده که «مفهوم» را برای عمق بخشیدن به داستان خلق و منتقل میکنند نه بهصورت انگارههای شخصی و انتزاعی. داستان فیلم از آنجا آغاز میشود که یک برده لیبیایی به نام اسپارتاکوس توسط مدرسه گلادیاتوری خریداری میشود. او نیز مثل بسیاری دیگر از بردهها تمرین میکند و آموزش میبیند تا در مبارزههای نمایشی شرکت کند اما به مرور متوجه حقوق انسانی خود میشود و قیامی به راه میاندازد. لشکری از بردگان ایجاد میکند و در مبارزه با رومیها پیروز میشوند. اسپارتاکوس و یارانش قصد مبارزه ندارند فقط خواهان خارج شدن از خاک امپراتوری و آزاد زیستن هستند اما نیروهای رومی لشکر بردگان را شکست میدهند و همه را به صلیب میکشند. رابی نوود درباره این فیلم گفته است: در واپسین فصلهای اسپارتاکوس آنچه کوبریک را نجات میدهد، تأکید بیشتر بر فساد امپراتوری روم است تا شرافت بردگان. دلیل آن نیز واضح است؛ مقوله شرافت بار نمایشی چندانی ندارد و از اینروست که حرکت کلیشهای دوربین بر ردیفهای منظم بردگان در انتهای نبرد چنین متظاهرانه بهنظر میرسد.