چرا بستنشینی ممنوع شد؟
بررسی علل و عوامل بستنشینی در دوره قاجار در نشست تهرانپژوهی همشهری
سمیرا باباجانپور | روزنامهنگار
«میدان توپخانه تهران، داربستهای بلند و مردانی که زنجیرهای آهنی را دورخود بستهاند»؛ این تصویری است که آرنولد هنری ساویچ لندور، جهانگرد و جامعهشناس انگلیسی، در کتاب سیاحتنامه ایران به تصویر میکشد؛ تصویری از مجرمان که برای فرار از اجرای حکم یا دادخواهی بست نشستهاند. ساختار استبدادی، نظام سیاسی و خشن دوره قاجاریه باعث شد که بستنشینی یک سنت همهگیر شود. متهمان برای حقخواهی و مجرمان برای فرار از جرم بست مینشستند.

جمشید کیانفر، پژوهشگر و مصحح متون قاجار، در نشست پژوهشی مرکز تهرانپژوهی مؤسسه همشهری، حذف بستنشینی را از مهمترین دستورهای تاریخی امیرکبیر بیان میکند و میگوید: «صدراعظم نگاه تند و انتقادی به سنت بستنشینی داشت؛ آنقدر که دستور برچیدهشدن بستنشینی در دوران صدارت او صادر شد. آن روزگار دستگاه قضایی به شکل امروزی وجود نداشت. تشکیل پرونده و بازپرسی نبود. اینکه فردی مجرم محسوب میشد یا نه براساس شواهد ظاهری و ساده سنجیده میشد. اگر کسی مظنون به قتل بود، براساس همان شواهد اولیه اعدام میشد. برای همین درهیچ دورهای به اندازه دوره قاجار بستنشینی رواج نداشته است.»
امنیت در جوار توپ مروارید
اغلب جهانگردان فرنگی در سفرنامههایشان درباره بستنشینی نوشتهاند. آرنولد هنری ساویچ لندرور، جهانگرد و جامعهشناس انگلیسی، از توپ مروارید مینویسد و از مردانی که خود را با زنجیر به آن بستهاند: «مردم در کنار این توپ بست مینشینند و این رسم گرچه درحال از بینرفتن است، اما هنوز وجود دارد. هر کسی در کنار این توپ قرار گیرد چه قاتل باشد، چه دزد، چه ورشکسته، خائن یا راهزن، در امان قرار میگیرد. جنایتکاری که در بست باشد، از شر پلیس در امان است. همیشه در کنار این توپ چند جنایتکار نشسته و اعضای خانواده، دوستان یا افراد دیگر مشغول غذادادن به آنها هستند. تا زمانی که این افراد در بست باشند در امانند؛ مگر آنکه پیر شوند یا بمیرند. اما اگر پایشان را از بست بیرون بگذارند دمار از روزگارشان در میآید.»
سودجویی سفرا از سنت بستنشینی
گاهی این بستنشینی مزیتهایی برای متهمان به جرم داشت بهخصوص برای آنها که ادعای بیگناهی داشتند. کیانفر میگوید: «در مدتی که فرد بست مینشست خانواده و دوستانش فرصت داشتند مدارک بیگناهی او را فراهم و او را تبرئه کنند. در این میان، اماکن مذهبی گزینه اول برای بستنشینی بود. بستنشستن در امامزادهها، مساجد و تکایا بسیار باب بود. البته خانه بزرگان شهر بهخصوص کدخدا نیز مکانی برای بستنشینی بود. از مکانهای قابل تأمل در زمان قاجار برای بستنشینی اصطبل سلطنتی بود که بسیار بهکار میآمد. بعدها این بستنشینی زمانی که جنبه سیاسی پیدا کرد سفارتخانهها نیز به میدان آمده و درهایشان را روی بستنشینان باز کردند.» سفرا با سوءاستفاده از مصونیت سیاسی نمایندگیهای خارجی، محل سفارتها را به مکانی امن برای پناهجویی و توسل قرار دادند. این امر در اکثر مواقع امنیت داخلی را برهم میزد. بستنشینی در سفارتخانهها درزمان مشروطه خواهی رونق گرفت.
پاسخ کوبنده ملاعلیکنی به شاه قاجار
ناصرالدینشاه برای اینکه مردم در سفارتهای بیگانه بست ننشینند، چند نقطه از شهر را برای بستنشینی تعیین کرد. این پژوهشگر و مصحح متون قاجار میگوید: «وقتی قرارشد بساط بستنشینی در میدان توپخانه جمع شود، امامجمعه تهران خطاب به امیرکبیر گفت: «این کار را نکن. زنجیر آخر بستنشینی را برای خودت نگه دار.» در نهایت شاه قاجار که از رواج بستنشینی احساس خطر کرده بود به آیتالله ملاعلی کنی که از فقهای نامدار آن روزگار بود مینویسد: «شما که رئیس علما هستید حکم بدهید به رفع بستنشینی و آن را مهملگذارید.» حاج ملاعلی در پاسخ مینویسد: «گمانم این است دولت باب عدالت را باز نماید، تا جمیع ابواب بسته شود.»