پیامک کشفشده در گوشی سارق، اسرار سرقت بزرگ را فاش کرد
پشتپرده سرقت 30میلیاردی
الهه فراهانی | روزنامهنگار
پشت پرده سرقت 30میلیاردی از خانه تاجر ساعت مرد، آشنایی بود که برای گمراه کردن پلیس نقش گروگان را ایفا کرد.
به گزارش همشهری، خرداد امسال مأموران پلیس تهران در جریان سرقت و آدمربایی در خانهای در شمال تهران قرار گرفتند. شاکی مردی به اسم مهران و تاجر ساعتهای لوکس بود که به مأموران گفت: یکی از دوستانم به نام اشکان را که او هم تاجر ساعت بود، به خانهام دعوت کرده بودم که حوالی نیمهشب 5مرد نقابدار با شکستن در وارد خانه شدند. مهاجمان که قمه و چاقو داشتند، دستوپای من و اشکان را بستند و کیسهای سیاه بر سرمان کشیدند. آنها با تهدید من به قتل خواستند جای اموال قیمتی را به آنها بگویم و کمی بعد با سرقت کلکسیونی از ساعتهای لوکس و انگشترهای برلیان به ارزش حدود ۳۰میلیارد تومان خانه را ترک کردند. البته آنها هنگام ترک خانه، اشکان را درحالیکه همچنان کیسهای بر سر داشت، با خود بردند و حدسم این است که جان دوستم در خطر است.
آغاز تحقیقات پلیسی
بهدنبال این حادثه، پروندهای تشکیل شد و گروهی از مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را زیر نظر قاضی احسان شکیبنژاد، بازپرس جنایی آغاز کردند. بررسی دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه نشان میداد که سارقان با 2خودروی پرشیا و سمند از محل گریختهاند. استعلام پلاکها مشخص کرد هر دو خودرو چند روز پیش از حادثه سرقت شده و گزارش سرقت آنها در سامانه پلیس ثبت شده است.
48ساعت بعد؛ رهایی گروگان
جستوجو برای یافتن اشکان، تاجری که گروگان گرفته شده بود، ادامه داشت تا اینکه 48ساعت بعد آدمربایان او را در بیابانهای جنوب تهران رها کردند. او که بهشدت مجروح شده بود، توسط راننده خودروی عبوری درحالیکه کیسهای روی سرش بود با دست و پای بسته پیدا شد و برای درمان به بیمارستان انتقال یافت. او پس از بهبود به پلیس گفت: آدمربایان تصور میکردند من هم ثروتمندم و برای همین من را برای اخاذی با خود بردند. تمام مدت گونی روی سرم بود و آنها من را به یک سوله منتقل کردند. 48ساعت در آنجا شکنجهام کردند، اما وقتی فهمیدند ورشکست شدهام و پولی ندارم، آزادم کردند.
سرنخ؛ بازداشت زورگیران
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه بهمنماه امسال، گزارش یک زورگیری در یکی از خیابانهای شمال پایتخت به پلیس اعلام شد. مأموران در طرح مهار موفق شدند زورگیران را که با موتورسیکلت اقدام به سرقت گوشی تلفن همراه کرده بودند، دستگیر کنند. یکی از آنها در بازجویی اولیه مدعی شد بهتازگی از زندان آزاد شده و بهدلیل مشکلات مالی دست به سرقت زده است. اما بررسی تلفن همراه او راز بزرگی را فاش کرد. کارآگاهان در میان پیامهای اینستاگرامی متهم به پیامی مشکوک رسیدند که در آن نوشته شده بود: «دستمزد خوبی برای این کار پرداخت میکنم؛ فقط گروگانگیری باید طبیعی به نظر برسد.» فرستنده این پیام مرموز کسی نبود جز اشکان، همان تاجر ورشکسته که 48ساعت گروگان گرفته شده بود. زورگیر دستگیرشده درباره این پیام گفت: حدود ۹ماه قبل، مردی ناشناس از طریق اینستاگرام با من تماس گرفت. از عکسهایش مشخص بود وضع مالی خوبی دارد. او سناریوی یک آدمربایی ساختگی را طراحی کرد و از من و همدستانم خواست به آدرسی که میدهد برویم و ساعتها و انگشترهای الماس یک تاجر را سرقت کنیم. حتی قرار شد خودش را هم گروگان بگیریم و شکنجهاش کنیم تا راز این ماجرا هرگز فاش نشود.
با اعتراف این متهم، 4همدست دیگر او و اشکان بازداشت شدند. متهمان به سرقت میلیاردی اعتراف کردند و به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای جنایی تهران در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.
گفت و گو
از ورشکستگی تا سرقت
اشکان، متهم 35ساله انگیزه خود را از سرقت و گروگانگیری ساختگی جبران ورشکستگیاش میداند. گفتوگو با او را میخوانید.
چرا تصمیم به چنین کاری گرفتی؟
مدتی بود کاملا ورشکسته شده بودم. کارم خرید و فروش و واردات خودرو بود و نوسانات بازار همهچیز را نابود کرد. طلبکارها لحظهای رهایم نمیکردند و واقعا به بنبست رسیده بودم.
ایده چنین سناریویی چطور به ذهنت رسید؟
من از قبل از وضع مالی خوب مهران، (مرد تاجر) خبر داشتم. میدانستم کلکسیون ساعتهای گرانقیمت دارد. فشار مالی باعث شد به کاری فکر کنم که شاید هیچوقت تصورش را هم نمیکردم.
ارتباطت با سارقان چطور شکل گرفت؟
از طریق اینستاگرام. پس از پرسوجوهای فراوان، متهم سابقهداری پیدا کردم. نقشه را با او و همدستانش که همگی خلافکار بودند، در میان گذاشتم. آنها هم بهخاطر پول وارد این بازی شدند. قرار شد همهچیز واقعی به نظر برسد.
سناریوی آدمربایی دقیقا چه بود؟
من بهعنوان مهمان به خانه دوستم(تاجرساعت) میرفتم و در ورودی را باز میگذاشتم. آنها باید ناگهانی وارد میشدند، ما را با تهدید میبستند و طوری رفتار میکردند که هیچ شکی ایجاد نشود.
بعد از سرقت چرا تو را با خودشان بردند؟
باید همهچیز عادی نشان داده میشد تا من لو نروم. گروگانم گرفتند و شکنجهام دادند. سپس چون وانمود کردم که پولی ندارم و ورشکستهام، بعد از 2روز آزادم کردند.
چقدر دستمزد به آنها دادی؟
30درصد از کل سرقتی که انجام شد.
فکر میکردی ماجرا به اینجا برسد و لو بروی؟
نه. اصلا تصور نمیکردم که یک زورگیری ماهها بعد همهچیز را لو بدهد. حالا فقط پشیمانی و بیآبرویی برایم مانده است. همین.