تحول عجیب قاتلی که حالا مدرس کنترل خشم است
ماجرای قاتلی که روانشناس شد
الهه فراهانی | روزنامهنگار
قاتلی که بعد از تحمل 15سال حبس از سوی اولیایدم بخشیده شده بود، تصمیم گرفت زندگیاش را متحول کند. او حالا دکتر روانشناس است و با مشاوره رایگان به جوانان تلاش میکند زمینههای خشم و عصبانیت را در آنها از بین ببرد.به گزارش همشهری، شروع این پرونده به خرداد سال ۱۳۸۶ برمیگردد. در آن زمان حادثهای در شهر تربتجام رخ داد که سرنوشت پسر جوانی به نام صادق را دگرگون کرد. او دانشجوی یکی از رشتههای علوم انسانی بود و روز حادثه با عجله میخواست به دانشگاه برود اما وقتی مقابل دانشگاه رسید و ماشین را پارک کرد، با اعتراض مرد میانسالی که ساکن همان خیابان بود مواجه شد. مرد میانسال معترض بود که چرا صادق ماشینش را مقابل در خانه آنها پارک کرده و مزاحم رفتوآمدشان شده است. صادق که آن روزها درگیر مشکلات زیادی ازجمله بیماری مادرش بود، پاسخ داد که چند دقیقه دیگر برمیگردد اما مرد میانسال قانع نشد. گفتوگوی ساده میان آنها به مشاجره و دعوا تبدیل شد و صادق که خشمگین و عصبی شده بود، سنگی را از کنار باغچه برداشت و ضربهای به مرد میانسال زد؛ مرد نقش بر زمین شد و ساعاتی بعد در بیمارستان جان باخت.
سالهای سیاه
جوان دانشجو به اتهام قتل عمد زندانی و به قصاص محکوم شد. در سالهای نخست حبس، پدر و مادر مقتول که اولیایدم بودند از دنیا رفتند و پس از آن خواهر و برادران مقتول ولیدم شدند. پرونده سالها بلاتکلیف ماند و در این مدت صادق مادرش را هم از دست داد تا همه امیدهایش از بین برود. با این حال یک روز مددکار زندان پیشنهاد کرد که در کلاسهای تحصیلی شرکت کند و آن پیشنهاد ساده، مسیر زندگی پسر جوان را تغییر داد. او در زندان شروع به درس خواندن کرد و توانست مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته روانشناسی بگیرد.پس از پایان دوران تحصیل، در کارگاههای روانشناسی زندان فعال و همه علاقهاش تحقیق درباره مکانیسمهای خشم و کنترل آن شد؛ موضوعی که زندگی خودش را دچار بحران کرده بود.15سال بعد از حادثه، صادق تصمیم گرفت نامهای از زندان برای قاضی بنویسد تا تکلیفش را مشخص کنند. این نامه جرقهای شد برای تشکیل جلسات صلح و سازش خیرین و معتمدان محلی با خواهر و برادران مقتول؛ جلساتی که پایانی شیرین داشت و در نهایت اولیایدم تصمیم به بخشش قاتل گرفتند.
تولد دوباره
صادق بعد از 15سال از زندان آزاد شد و تصمیم گرفت از تجربه تلخ خود پلی بسازد بهسوی تغییر و خدمت به مردم. او تحصیلاتش را ادامه داد؛ دکتریاش را در رشته روانشناسی گرفت و پایاننامهای با عنوان رفتارهای پرخاشگرانه و مدیریت خشم در موقعیتهای بحرانی نوشت؛ موضوعی برگرفته از زندگی شخصی خودش.
مکث
درس بزرگ زندگی
صادق حالا مرد میانسالی است که داوطلبانه در بیمارستانهای اعصاب و روان، رایگان به جوانان، بیماران و خانوادههایی مشاوره میدهد که درگیر خشونت یا اضطراب هستند. برخی بیماران حتی نمیدانند مشاورشان روزی به جرم قتل محکوم بوده است.قاتل رهایی یافته از قصاص درباره سرنوشت زندگیاش میگوید: ماجرای زندگی من به آنهایی که تاریکترین روزهای زندگی خود را سپری میکنند، گواهی میدهد که انسان از دل سختترین لحظهها هم میتواند خودش را بازسازی کند و زندگی تازهای بسازد.او ادامه میدهد: من هرگز روزی را که مرتکب جنایت شدم فراموش نمیکنم. عذاب وجدان تا وقتی نفس میکشم با من است؛ اگر خشم و اضطرابم را کنترل میکردم هرگز جان انسانی را نمیگرفتم؛ برای همین کارگاههایی رایگان برای نوجوانان و جوانانی که در معرض خشونت هستند برگزار میکنم تا مبادا سرنوشتی مثل من داشته باشند.