شکارچی گوزن
قربانیان بیتقصیر
شاید در میان فیلمهای مختلفی که درباره جنگ ویتنام ساخته شدهاند، فیلم «شکارچی گوزن» یکی از مهمترین و ارزشمندترین آنها باشد. هر چند برخی منتقدان این فیلم را بیربط به جنگ میدانند و آن را از دستهبندیها کنار میگذارند، اما باید پذیرفت که این فیلم یکی از زیباترین فیلمهای سینمای جنگ است که تا اوایل دهه1970 از نظر فرهنگی مورد غفلت قرار گرفته بود. یکی از دلایل آن، احساسات ضدونقیضی بود که درباره جنگ ویتنام وجود داشت و دلیل دیگر آن عدمموفقیت تجاری آثاری بود که در این زمینه ساخته میشدند، بااینحال فیلم شکارچی گوزن به فروش خوبی هم دست یافت. حکایت مایکل چیمینو(کارگردان ) از جنگ ویتنام در شکارچی گوزن و نوع رویکرد او به این فاجعه شکل دیگری دارد. او در این فیلم دردناک، بیش از آنکه مستقیما به جنگ ویتنام و عوارضسیاسی و اجتماعی آن بپردازد، آن را بهانهای قرار داده است برای نمایش ضایعات و پیامدهای دردبار جنگ. شکارچی گوزن برخلاف فیلمهای معروف این زیرژانر (مثل غلاف تمامفلزی، جوخه، اینک آخرالزمان و...) به نمایش تصویری مطلقا مثبت از ویتنامیها و کاملا منفی از آمریکاییها نپرداخته است. در شکارچی گوزن موضوع اصلی و مهم و پرسش اساسی این است که چرا اصولا باید جنگی وجود داشته باشد و چرا باید چند جوان سرزنده و شاداب و دوست و همراه (هرچند آمریکایی) قربانی پدیدهای شوند که خود در آن دخالتی ندارند. شاید مهمترین دلیلی که باعث شده علاقهمندان این زیرژانر روی خوشی به فیلم نشان ندهند و آن را از جرگه فیلمهای مربوط به جنگ ویتنام بیرون بکشند همین باشد. ماجرای فیلم شکارچی گوزن از این قرار است که 3دوست آماده اعزام به ویتنام هستند و در آنجا به اسارت درمیآیند. ویتکنگها آنان را مجبور به شرکت در یکشرطبندی مرگبار میکنند. مایک از یک ویتکنگ میخواهد تا گلولههای بیشتری در اسلحه بگذارد، سپس نیک را مجبور به بازی با او میکند؛ تا اینکه در یک موقعیت مناسب، با از پا انداختن دشمن موفق به فرار میشوند. نیک که به بیماری روانی دچار شده، مایک را در مسابقه رولت روسی میبیند و با وحشت میگریزد. استیون مجروح و معلول به مایک از پولهایی که یک ناشناس برایش میفرستد میگوید. مایک بهدنبال نیک میگردد و او را در حالی پیدا میکند که بازیکن حرفهای رولت روسی است. سعی میکند او را با خود ببرد، اما نیک به مغز خود شلیک میکند.