• یکشنبه 19 بهمن 1404
  • الأحَد 20 شعبان 1447
  • 2026 Feb 08
یکشنبه 19 بهمن 1404
کد مطلب : 272240
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/7LAmO
+
-

شعبده‌باز

رضا عطاران که امسال با فیلم «خواب» به جشنواره آمده بخش مهمی از تناقضات روحی و رفتاری ایرانیان را که توصیف آن ناممکن است نمایندگی می‌کند

شعبده‌باز

 علیرضا محمودی 

رضا عطاران ستاره نیست. نه بیرون و حضورش در صحنه‌ها مطابق تعریف ستارگان سینمای ایران قبل از خودش است و نه درون و رفتارش در پشت صحنه‌ها برای ستارگی تنظیم شده. عطاران کمدینی از نسل بازیگران ساعت خوش است که توانسته خود را از یک بازیگر آیتم‌های طنز تلویزیونی به شمایلی فراگیر از انسان امروز ایرانی ارتقا دهد. عطاران بخشی از انتخاب‌ها، کنش‌ها و واکنش‌های ایرانیان در نیم‌قرن اخیر را نمایندگی می‌کند که توصیف آنها با روابط علت‌ومعلولی به کمک روان‌شناسی شاید برای غیرایرانیان ناممکن باشد. رفتاری با بی‌توجهی و کلبی‌مسلکی و یلخی‌بودن که بیشتر از آنکه منشا رفتاری داشته باشد، دلایل ناهمگونی از شرایط اجتماعی و جغرافیایی ایرانی‌بودن در این سال‌ها را توضیح می‌دهد؛ توضیحی که خودش غیرقابل توضیح است، اما وجود دارد و در بسیاری از مواقع سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده است. عطاران این موقعیت‌های توضیح‌ناپذیر را ابتدا در جهان 2سریال «خانه‌به‌دوش» و«متهم گریخت» با بازیگری علی صادقی در نقش فرزند 2خانواده بحران‌زده برجسته کرد. سپس با حضور خودش در 2سریال« بزنگاه» و «ترش‌وشیرین» آن را گسترش داد. او بازیگری را در نقش‌ اول فیلم‌های کارگردانانی چون سامان مقدم، کمال تبریزی، عبدالرضا کاهانی، ابوالحسن داودی و رامبد جوان در سکانس‌‌هایی با حضور شخصیت‌های مختلف تکرار کرد و درنهایت با اقبال عمومی به نخستین کمدین تاریخ سینمای ایران تبدیل شد که واکنش مصرف‌کنندگان به حضورش همچون یک جوان‌اول است. عطاران هرگز الگو‌های جوان‌اول‌بودن را ندارد، اما این شانس را دارد که درونیات و تمنیات مصرف‌کنندگان فیلم ایرانی را نمایندگی کند. همان ارتباطی که جوان‌اول‌های سینمای ایران در دهه‌های پیشین با شمایل‌های خود با تماشاگران برقرار می‌کردند.‌‌

برای درک آن چیزی که به‌عنوان مفهوم عطارانی در سینمای ایران جاری شده، بیایید با هم یک‌سکانس معروف‌شده از کارنامه عطاران را بدون حضور خودش مرور کنیم. در میان تمام سکانس‌های وایرال‌شده از سریال‌های ساخته‌شده رضا عطاران در شبکه‌های اجتماعی، یک‌سکانس بیش از همه دیده و پسندیده شده است. سکانسی از سریال «خانه‌به‌دوش» که خانواده مرزوقی دور سفره نشسته‌اند و مشغول خوردن چلوخورش قیمه هستند. در این سکانس علی صادقی در یکی از بهترین‌های خودش در نقش علی مرزوقی ظرف خورش قیمه را در ظرف ماست خالی می‌کند. حمید لولایی در اوج خودش در نقش ماشاءالله مرزوقی متوجه رفتار غیرقابل توجیه پسرش در فرهنگ غذاخوردن ایرانی می‌شود. لولایی می‌پرسد: 

‌ کجایی پسر؟ چرا قیمه‌ها رو می‌ریزی تو ماست‌ها؟
صادقی در اوج صادقی‌بودن خود فقط صدایی تولید می‌کند: 
ها؟ 
مریم امیرجلالی که کنار صادقی نشسته فقط ناظر این صحنه است. لولایی برای بار دوم می‌پرسد: 
چرا قیمه‌ها رو می‌ریزی تو ماست‌ها؟ 
صادقی همچنان در قله‌های خود مشغول سیر آفاق است و همان واکنش قبلی را با 2کلمه دیگر تکرار می‌کند: 
ها؟ چی؟ 
لولایی برای سومین بار بدون اینکه ناراحت شود تکرار می‌کند: 
چرا قیمه‌ها رو می‌ریزی تو ماست‌ها؟ 
چندین ثانیه سکوت برقرار می‌شود. مریم امیرجلالی به‌صورت لولایی نگاه می‌کند. درصورتش بیشتر این جمله است که حالا وقت گیر آوردی؟ هنوز چیزی نگفته که علی صادقی به شکل خودش به‌خودش می‌آید: 
آهان. نه بابا. هیچی. همینطوری. خوشمزه‌تر می‌شه. 
بعد از همه این تأکید‌ها و پرسش‌ها و نگاه‌ها همه‌‌چیز به پایانی غیرمنتظره در فرهنگ ایرانی منتهی می‌شود. طبق آن چیزی که از الگوی رایج چنین سکانس‌هایی انتظار داریم، باید لولایی مانند همه پدرها شروع به غرزدن کند و در مقابل مریم امیرجلالی مانند همه مادر‌ها جواب او را بدهد و علی صادقی هم مثل همه پسرها در همه اینگونه سکانس‌ها سفره را ترک کند. اما اتفاق دیگری می‌افتد.
لولایی انگار خیالش از چیزی که نمی‌دانیم راحت شده می‌گوید: 
‌آهان، حالا فهمیدی؟ 
امیرجلالی همچنان مبهوت همسر و فرزندش است. غذاخوردن خانواده مرزوقی ادامه پیدا می‌کند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید