از سالن تا سطر
نسبتی ناتمام
اقتباس ادبی در جشنواره فیلم فجر
در 4دهه گذشته، ادبیات داستانی ایران مسیر مستقل خود را طی کرده و در بسیاری از دورهها، جلوتر از سینما به مسائل اجتماعی و زیستی پرداخته است. با این حال، سینمای ایران کمتر توانسته این ظرفیت را به زبان سینما ترجمه کند. بسیاری از اقتباسها یا در سطح وفاداری صوری به متن باقی ماندهاند، یا در فرایند تولید چنان تعدیل شدهاند که نه استقلال سینمایی دارند و نه ریشه ادبیشان حفظ شده است. جشنواره فیلم فجر نیز در بسیاری از ادوار گذشته، همسو با جریان بدنه سینمای ایران، اقتباس ادبی را نه بهعنوان یک جریان، بلکه اغلب بهصورت رخدادی مقطعی و منفرد در خود داشته؛ حضوری نامنظم که بیشتر حاصل تصمیمهای فردی فیلمسازان بوده تا نتیجه سیاستگذاری جشنواره. بسیاری از فیلمها با نام ادبیات وارد فجر شدهاند اما در اجرا، از زبان سینما گریزانند و به گزارش تصویری متن بسنده کردهاند. از دیگر سو، نگاه محتاط و محافظهکارانه فجر به ادبیات، دامنه اقتباس را محدودتر کرده و بخش مهمی از ادبیات معاصر ایران، بهدلیل حساسیتهای اجتماعی و سیاسی، هرگز امکان تبدیل شدن به فیلم در فضای فجر را نیافته است و در نهایت آنچه به جشنواره راه پیدا کرده، اغلب نسخههای خنثیشدهای بودهاند که پیش از رسیدن به سالن، از سطر فاصله گرفتهاند. معدود موارد موفق نیز، بیش از آنکه محصول حمایت جشنواره باشند، نتیجه شناخت و سماجت فیلمسازانیاند که ادبیات را میشناسند و میدانند سینما قرار نیست متن را تکرار کند، بلکه باید آن را بازسازی کند. داوری جشنواره فجر نیز عموما با اقتباسهای ادبی رابطهای محتاط، ناپایدار و فاقد اولویت داشته است.در غالب این قضاوتها، هیأت داوران فجر اقتباس را نه بهعنوان یک دستاورد مستقل بلکه بهمثابه یکی از عناصر فرعی فیلم دیدهاند. اقتباسهای قابلاعتنا، اغلب بدون نشانهای روشن در نتایج داوری عبور کردهاند و نه تشویق شدهاند و نه به معیار تبدیل شدهاند. از سوی دیگر، فقدان جایزه یا شاخص مشخص برای اقتباس نیز باعث شده داوریها پراکنده و سلیقهای بهنظر برسند و در نبود معیار روشن، تصمیمها بیشتر تابع ترکیب هیأت داوران هر دوره بودهاند تا یک سیاست ثابت.