شامگاه نوزدهم دی، روایتها را که کنار هم میگذاریم تصویری نه از یک آشوب بیسر بلکه از یک جنگ شهری هدایت شده ایجاد میشود.
کارشناس اورژانس میگوید وقتی به محل رسید، یکی از مصدومان در میان درد و هراس فقط یک جمله را تکرار میکرد: «خودم دیدم لیدر بچهها را تیر میزد… تیر خلاص میزد.»
یکی از لیدرهای بازداشتشده هم اعتراف میکند آن شب فراخوان داده بودند؛ جمعیت را تحریک میکردند به شعار و سنگ و درگیری. اما در میان دود گاز اشکآور، صحنهای میبیند که حتی برای خودش هم شوکآور است؛ فردی مسلح از دور به کسانی که روی زمین افتادهاند مردم عادی و حتی برخی لیدرها تیر خلاص میزند. میگوید خودش را به مردن زده تا زنده بماند و بعد فهمیده آن شخص همان لیدر اصلی بوده که آنها را اجیر کرده است.
لیدر دیگری از شلیک همزمان به مأمور و مردم میگوید؛ از کسانی که آرزو میکردند تیرهایشان به بدن مردم نشسته باشد.
و رئیس سازمان نظام پزشکی تأکید میکند الگوی جراحات نشاندهنده سلاح جنگی سنگین و تیراندازی هدفمند به اندامهای حیاتی است؛ نه شلیک کور، بلکه کار فردی آموزشدیده برای کشتهگیری.
تیراندازی از فاصله نزدیک، سلاح جنگی، هدفگیری نقاط حیاتی و حتی تیر خلاص به زمینافتادهها. اینها نه رفتار جمعیتی هیجانزده، که مختصات یک عملیات حسابشده برای کشتهسازی است؛ عملیاتی که گلوله، مأمور بالا بردن آمار است.
اعترافهایی از دل آشوب
در همینه زمینه :