• پنج شنبه 9 بهمن 1404
  • الْخَمِيس 10 شعبان 1447
  • 2026 Jan 29
سه شنبه 7 بهمن 1404
کد مطلب : 271575
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/XoMn5
+
-

روایت خبر

خشونتی فراتر از داعش
در اغتشاشات اخیر، آشوبگران فقط به حمله به مردم و اموال بسنده نکردند؛ آنها مانع رسیدن آمبولانس‌ها به مصدومان شدند و از زخمی‌ها برای پیشبرد پروژه کشته‌سازی خود استفاده کردند. جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، می‌گوید: «کارشناسان ما هنگام انتقال مصدومان توسط آشوبگران محاصره می‌شدند و گاهی جلوی آمبولانس‌ها را می‌گرفتند.» مسدود کردن مسیرها به‌ویژه در ۱۸ دی، تردد اورژانس را کند و سخت کرده بود. طبق آمارها، ۲۱۹ آمبولانس طی 2 شب آسیب دید؛ هرکدام روزانه ۸ تا ۱۰ مأموریت داشتند و تخریب آنها ناوگان اورژانس را فلج کرد. حمله به آمبولانس، خشونتی بی‌سابقه و فراتر از وحشی‌گری داعش، نشان داد که این گروه نه به جان مصدومان اهمیتی می‌دهد، نه به قوانین انسانی. حتی تلاش برای نجات زخمی‌ها برایشان تهدید بود.

وقتی تروریست‌ها دست به هر کاری زدند
شامگاه هجدهم دی، آن پنجشنبه‌خونین، تروریست‌های مسلح خودروی شخصی را آتش زدند و آن را مستقیم به سمت در مقر پلیس آگاهی بابل هل دادند. قصدشان ایجاد وحشت و دست‌اندازی به اماکن حساس بود. اما مأموران جان‌برکف پلیس به موقع وارد عمل شدند و حمله ناکام ماند؛ خودرو کنار خیابان متوقف شد و شعله‌های آتش مهار شد.
این تنها یک مورد از وحشی‌گری تروریست‌ها بود. گزارش‌ها از شهرهای مختلف حکایت از سناریوهای مشابه دارد؛ خودروها، اتوبوس‌ها و حتی ساختمان‌های دولتی هدف حمله و آتش‌زدن قرار گرفتند. در بسیاری از نقاط، آشوبگران با سلاح سرد و مواد آتش‌زا تلاش کردند مسیرهای رفت‌وآمد را ببندند و امنیت مردم را به بازی بگیرند، اما مأموران انتظامی جان خود را کف دست گرفتند تا این موج خشونت مهار شود.

2 دقیقه تا خاکستر
روایت یک راننده اتوبوس بی‌آرتی از شب هجدهم دی‌ماه، بیشتر شبیه گزارش از یک میدان جنگ است تا یک خیابان وسط شهر. در ایستگاه‌های سرسبز و رسالت، اتوبوس‌ها بدون مسافر بودند و راننده‌های پشتیبان به محل اعزام شدند تا درصورت آسیب دیدن همکاران، کمک و خودروها را به توقفگاه برگردانند.
می‌گوید اول مسیر را بستند؛ عمداً جلوی اتوبوس‌ها ایستادند تا هیچ حرکتی انجام نشود. بعد شلیک‌ها شروع شد. «نقطه‌زن می‌زدند؛ دقیق می‌دانستند کجای شیشه را هدف بگیرند که همان لحظه فرو بریزد.» شیشه‌ها یکباره به پودر تبدیل می‌شد و صدای خرد شدن‌شان با فریاد و دود درهم می‌رفت.
اما فقط شیشه نبود. بعضی راننده‌ها را پایین کشیدند و با لگد و مشت زدند.« همکارانم را چون با آتش زدن مخالفت می‌کردند مورد ضرب و شتم قرار دادند.»
داخل برخی اتوبوس‌ها ماده‌ای آتش‌زا پرتاب می‌شد؛ «چیزی که شعله‌اش انگار برای ذوب‌کردن آهن طراحی شده بود.»
او ادامه می‌دهد: «ماشین اول را که آتش زدند، کمتر از 2دقیقه طول کشید تا کامل در شعله فرو برود. آن شب، خیابان شبیه جبهه بود؛ با این تفاوت که پشت فرمان، راننده‌های شهری بی‌دفاع نشسته بودند نه سربازان».

 

این خبر را به اشتراک بگذارید