روایت پزشکان از خشونت آشوبگران
پزشکان هنوز از صحنههایی که دیدهاند شوکهاند و از شبهایی میگویند که اورژانس شبیه میدانجنگ شده بود. یکی میگوید: «با چاقو و قمه فراوان زده بودند؛ بعضیها چندین ضربه خورده بودند، واضح بود که هدف فقط زخمیکردن نبود، به قصد کشتن زده بودند.» دیگری از گلولهای میگوید که از بازو وارد شده، قفسه سینه را سوراخ کرده و کنار قلب، نزدیک دهلیز راست متوقف شده بود: «با جراحی بیرونش آوردیم؛ چند سانتیمتر آنطرفتر، مرگ حتمی بود.» یک پزشک دیگر میگوید: «حجم خشونت غیرقابل باور بود. مردم عادی، کسانی که هر روز با آنها سروکار داریم، چنین کارهایی نمیکنند؛ بریدن، دست قطع کردن، آتش زدن... همهچیز فراتر از تصور بود.» اورژانس در روزهای اخیر شاهد بدنهایی بود که با ضربات متعدد چاقو، گلوله و سوختگی رسیده بودند؛ خون، سوختگی و جراحتهایی که در فکر هیچکس نمیگنجید و وحشیگریای که فراتر از تصور بود، تصویر واقعی از خشونتی بود که این چند روز توسط آشوبگران و جنگطلبان بر کشور تحمیل شد.