• چهار شنبه 8 بهمن 1404
  • الأرْبِعَاء 9 شعبان 1447
  • 2026 Jan 28
پنج شنبه 2 بهمن 1404
کد مطلب : 271195
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/pQzQm
+
-

یادگاری علیرضا برای سردار حاجی‌زاده

خاطره
یادگاری علیرضا برای سردار حاجی‌زاده

شهید علیرضا خلج آگاهانه خدمت در سپاه پاسداران را انتخاب کرده بود. حتی برای پذیرفتنش در سپاه از مادرش خواسته بود برایش دعا کند. او در بخش هوا فضا و سایت موشکی شهرستان اشتهارد فعال بود؛ یک نیروی حرفه‌ای و جوان که به آنچه انجام می‌داد ایمان داشت.
عظیم خلج، پدر شهید علیرضا خلج می‌گوید: «روزی با شوق و ذوق به خانه آمد و از ما خواست تا حدس بزنیم امروز چه‌کسی را در دانشگاه دیده است. دانشگاه آنها آن روز میزبان سردار امیرعلی حاجی‌زاده بود. پسرم با ذوقی وصف‌ناشدنی تعریف کرد: «همه سردار را دوره کرده بودند. هرکس انگشتری از او طلب می‌کرد. نوبت من که رسید انگشتری برای سردار نمانده بود تا برای یادگاری به من بدهد. بی‌اختیار تسبیحی که در جیب داشتم را درآوردم و به سردار دادم. گفتم این تسبیح را از من بپذیرید. او لبخندی زد و گفت همیشه همه از من یادگاری می‌گیرند اما شما به من یادگاری می‌دهید. این لبخند رضایت سردار یک دنیا ارزش داشت. در آخر سردار گفت تسبیح را تا آخر مراسم در جیبم نگه می‌دارم. بعد بیا تا تسبیح را تقدیمت کنم چون در جیب من چیزی نمی‌ماند.»
مادر حرف‌های پدر را ادامه می‌دهد و از رفیق شهید علیرضا سخن می‌گوید: «پسرم برای خودش رفیق شهیدی انتخاب کرده بود. همیشه عکس شهید عباس دانشگر، جوان مدافع حرم را در جیبش نگه می‌داشت و بارها دیده بودم که با او همکلام می‌شد. به او می‌گفت «عباس هوایم را داشته باش.» یک بار رفقایش سنگ قبری به نام شهید گمنام را روی تختش گذاشتند. آنقدر علیرضا خوشش آمد که با آن سنگ مزار عکس گرفت. زندگی‌اش را با سبک زندگی شهدا هماهنگ کرده بود. حرف که می‌زد از فلان شهید نام می‌برد و از شهید دیگری نقل قول می‌کرد. رفقا در حالت عادی هم او را شهید علیرضا خلج صدا می‌زدند. می‌گفتند علیرضا تو همه‌‌چیزت مثل شهداست.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید