کتابخانه بچههای صادقیه سوخت
اغتشاشگران با آتشزدن کتابخانه مسجد امام جعفر صادق ع 5هزار کتاب را از بین بردند
مژگان مهرابی | روزنامهنگار
مسجد امام جعفر صادق(ع) بین فلکه اول و دوم صادقیه یکی از شاخصترین مساجد غرب پایتخت است که بهواسطه قرارداشتن در بافت تجاری و پرتردد بیشتر اوقات درهایش به روی مردم باز است و کتابخانهاش تاکنون میزبان جمع زیادی از نوجوانان و جوانان محلههای طرشت، ستارخان و صادقیه بوده؛ اما اینروزها از این کتابخانه اثری باقی نمانده است؛ چون درنتیجه آتشی که آشوبگران در شامگاه 18دی برپا کردند، نهتنها کتابها، بلکه ساختمان هم کاملا سوخت. به محل این کتابخانه رفتیم.
روز غمانگیز محله صادقیه
در خیابان ستارخان و بعد از عبور از فلکه اول صادقیه، ابتدای بلوار شهدای صادقیه، نمای مسجد امام جعفر صادق دیده میشود. نزدیکتر که میشویم اثرات باقیمانده از آتشسوزیها نمایان است. عدهای داخل مسجد درحال تمیزکاریاند. حجتالاسلام هادی فلاح، امام جماعت مسجد امام جعفر صادق(ع) حسابی مشغول و مدام در حال رفتوآمد در مسجد است؛ اما پذیرای ما میشود و حادثه را اینطور روایت میکند: «یادآوریاش هم غمانگیز است. منزل من در طبقه فوقانی مسجد قرار دارد. پنجشنبهشب حدود ساعت20:30 بوی دود به مشامم رسید. ناگهان یکی از بچههای بسیجی خبر داد که اغتشاشگرها در مسجد را شکسته و وارد صحن شدهاند. آنها در سالن اجتماعات را هم شکسته و به طبقه بالا یعنی کتابخانه راه پیدا کرده بودند. اغتشاشگرها با انداختن کوکتل مولوتوف کتابخانه و حیاط مسجد را به آتش کشیدند. حتی مغازههای زیر مسجد هم که مرکز خرید محله بود دچار حریق شد.»
آسیب جدی به سازه کتابخانه
دور ساختمان مسجد نوار خطر زردرنگ کشیدهاند و همچنان کارگران مشغول کار هستند. رضا منصوریان، شهردار ناحیه5 منطقه2 که در محل حضور دارد، درباره شب حادثه میگوید: «حوالی ساعت23 به خیابان شهدای صادقیه رسیدم. مسجد و کتابخانهاش همچنان در حال سوختن بود. کتابها و قفسههای چوبی کتابخانه میسوختند و هرچه آتشنشانها تلاش میکردند شعله آتش خاموش نمیشد، تا اینکه ساعت3:30 بامداد درنهایت توانستند آتش را مهار کنند. اما اسکلت ساختمان در اثر حرارت زیاد فرم خود را از دست داد. ساختمان کتابخانه هرآن ممکن است آوار شود و جان و سلامت شهروندان را به خطر بیندازد. برای همین اقدامات لازم برای تخریب کامل بنای آسیبدیده توسط شهرداری ناحیه2 انجام شده است.
کتابها خاکستر شدند
میخواهیم وارد سالن کتابخانه شویم، ولی حجتالاسلام فلاح مانع میشود و میگوید: «سالن اجتماعات و کتابخانه بهدلیل حجم بالای آتش کاملا تخریب شده و حتی خطر ریزش دارد.» امام جماعت مسجد موقعیت کتابخانه را نشان میدهد و با حسرت صحبتهایش را ادامه میدهد؛ «کتابخانه مسجد پاتوق اهالی بهخصوص جوانان و نوجوانان بود. بیش از 5هزار جلد کتاب با موضوعهای مختلف داشتیم و حدود 50نفر روزانه از کتابخانه استفاده میکردند و این تعداد در زمان امتحانات بیشتر میشد. اما حیف، حالا جز خاکستر چیزی باقی نمانده است. اهالی با ایستگاه آتشنشانی ستارخان تماس گرفتند؛ اما اغتشاشگرها راهبندان ایجاد کرده بودند و نگذاشتند خودروهای آتشنشانی بموقع برسند. وقتی هم رسیدند آتش تمام بخشهای مسجد و کتابخانه را در برگرفته بود. حتی یکی از بچههای مسجد را به قصد کشت کتک زدند و متأسفانه انگشت او قطع شد.»هنگام خروج از مسجد، نگاههای مردم به مسجد قدیمی محله جلب توجه میکند. برخی زیر لب حرفی میزنند و آهی می کشند و برخی با دست کتابخانه را نشان میدهند که حالا جز اسکلت از آن چیزی باقی نمانده است.