• پنج شنبه 9 بهمن 1404
  • الْخَمِيس 10 شعبان 1447
  • 2026 Jan 29
چهار شنبه 24 دی 1404
کد مطلب : 270783
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/6R9D9
+
-

نگاهی به 4 کتاب درباره عصر پهلوی

حقیقت یک دوران سیاه

پس از انقلاب 1357در ایران کتاب‌های متعددی درباره دوران پهلوی منتشر شد که در ابتدا داستان‌ها و رمان‌ها سهم بسیاری در این حوزه داشتند، اما به مرور زمان کتاب‌های تاریخی و خاطراتی از آن دوران نیز منتشر شد که بسیاری از آنها بین خوانندگان ایرانی با اقبال مواجه شدند و به چاپ‌های متعدد رسیدند. یکی از این کتاب‌ها خاطرات ارتشبد فردوست بود که به چاپ‌های متعدد رسید. در ادامه علاوه بر معرفی این کتاب به چند کتاب دیگر درباره دوران پهلوی هم پرداخته‌ایم.


بازیگران عصر پهلوی
«بازیگران عصر پهلوی» اثری است به قلم محمود طلوعی که در آن افراد برجسته و شاخص این دوره از فروغی تا فردوست را مورد بررسی قرار می‌دهد.محمود طلوعی به واسطه بیش از 4دهه فعالیت در عرصه روزنامه‌نگاری و نویسندگی، با بسیاری از شخصیت‌های کتاب «بازیگران عصر پهلوی» ارتباط نزدیک داشته و در نوشتن این شرح قابل توجه، با تکیه بر این ارتباطات و اطلاعات شخصی خود، حالات و خصوصیات آنان را با دقت و جزئیاتی مثال‌زدنی و قابل‌اطمینان به رشته تحریر درآورده است.‌
این اثر مطالبی را ارائه می‌کند که گاها باورهایی با قدمت نیم‌قرن را زیرسؤال برده و دگرگون می‌کند. 
نویسنده معتقد است که برخی از این باورها در اثر تبلیغات گروه‌های افراطی ایجاد شده است و با وجود این، وی در کتاب «بازیگران عصر پهلوی» تلاش کرده تا با ابزار استدلال و برهان‌های قاطع با این باورهای اشتباه مقابله کند. این اثر نوری از آگاهی را بر نقاط تاریک عصر پهلوی می‌تاباند و حقیقت نهفته پیرامون اعمال چهره‌های برجسته آن دوره را آشکار می‌کند.‌محمود طلوعی در «بازیگران عصر پهلوی» فقط به معرفی چهره‌های شاخص این دوره اکتفا نکرده است؛ بلکه به‌صورت فعال، نقش آنان را در رخدادها و صحنه‌های مختلف تأثیرگذار در تاریخ و فرهنگ کشور تجزیه و تحلیل می‌کند. او علاوه بر نمایاندن نقش‌های شناخته شده سازمان‌های مختلف دولتی، هیأت وزرا، مجالس مقننه، مطبوعات و محافل روشنفکری، بسیاری از بازیگران عصر پهلوی را که در پشت پرده مشغول به‌کار بودند نیز به مخاطب معرفی می‌کند و با تشریح عملکرد آنها، قضاوت را به‌عهده خواننده می‌گذارد.‌این کتاب را نشر علم در 1260صفحه منتشر کرده است و به چاپ نهم رسیده است.


جامعه ایران در دوران رضا شاه پهلوی
«جامعه ایران در دوران رضاشاه پهلوی» کتابی است به قلم احسان طبری که عزیزالله علیزاده کار تصحیح آن را عهده‌دار بوده است.
 این اثر بر مبنای مدارک و شواهدی که از گذشته به‌جا مانده، یک تجزیه و تحلیل تاریخی و اجتماعی از وقایع و وضعیت جامعه ایران در دوران   پهلوی اول ارائه می‌کند و تغییر و تحولات متعددی که در این دوره و با پشت‌سرگذاشتن عصر قجر در ایران رخ داد، مورد بررسی قرار می‌دهد. بدیهی است به سبب عمق و حجم دگرگونی‌هایی که رضاخان بر ایران اعمال داشت، پیامدهای اجتماعی و فرهنگی قابل‌توجهی نیز به‌وجود آمد که این آثار و پیامدها از دیگر موارد تحت پوشش این کتاب است. 
در کنار تمام این مسائل، احسان طبری ضرورت و لزوم اجرای این تغییر و تحولات را نیز زیر ذره‌بین برده و قصد و هدف افرادی را که آنان را پی‌ریزی کرده بودند مورد ارزیابی قرار داده است.‌از جمله مواردی که در کتاب «جامعه ایران در دوران رضاشاه پهلوی» نوشته احسان طبری به آن برمی‌خوریم مطالبی در مورد پیش‌زمینه تاریخی ظهور دیکتاتوری، استراتژی‌های صنعتی‌سازی‌ کشور و مسئله نفت، اصلاحات ارضی و سیاست‌های مربوط به کشاورزی، استراتژی‌های ضد‌دمکراسی و ضد‌ملی رژیم پهلوی است.‌
 طبری همچنین ‌به جریانات مذهبی، سیاسی و فکری برجسته در آن دوره ‌ نیز اشاره دارد. درنهایت بحثی درباره سقوط سیاست حاکم مطرح شده و آنچه از دیدگاه نویسنده با عنوان آرمان اجتماعی درنظر گرفته می‌شود برای خوانندگان تشریح شده است.این کتاب را نشر فردوس به چاپ پنجم رسانده است.


خاطرات ارتشبد حسین فردوست
حسین فردوست، در دوم اسفند ۱۲۹۶ در تهران متولد شد و در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ در همین شهر درگذشت. او از همان اوان کودکی به‌دربار پهلوی راه یافت و به یار غار محمدرضا پهلوی تبدیل شد. فردوست طبق خواست رضاشاه، در سفر تحصیلی ولیعهد به‌سوئیس، او را همراهی کرد و سپس در تمام دوره سلطنت محمدرضاشاه، جایگاه نزدیکش را در دربار و کلیت حاکمیت پهلوی حفظ و ارتقاء داد. او در این کتاب درباره علاقه خود به محمدرضاشاه می‌گوید: «بعد از رفتن او هم نه مریضی او را می‌خواستم و نه دربه‌دری او را. اما او بود که تصور می‌کرد ملت باید مدیون او باشد؛ آن ‌هم زمانی که این ملت را در بدترین شرایط قرار داد. من علاقه داشتم با پولی که دارد، زندگی خوب و تفریحاتی برای خود و خانواده‌اش فراهم آورد، پول هم که زیاد داشت. من دلم این را می‌خواست ولی در خارج شروع کرد به مصاحبه‌های روزانه و حتی تلویزیونی و خاطرات نوشتن که حتما کم هم نباید باشد و همه‌‌جا خود را بزرگ‌ترین خدمتگزار ملت معرفی می‌کرد و عواقب وخیمی برای کشور بعد از خود پیش‌بینی می‌کرد، مانند: تجزیه ایران و جنگ داخلی. عیب سلطنت همین است که وقتی طولانی شد، چنین بیماری‌ای‌ ایجاد می‌کند.»
فردوست در سال ۱۳۳۸ رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه شد و ریاست آن را تا پایان دوره پهلوی به‌عهده گرفت. عمده فعالیت مهم وی در این سازمان، تبیین و ارائه منظم گزارش‌ها، اطلاعات، اخبار و تحلیل‌های دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی مختلف کشور به‌شخص شاه بود. او تا سال ۱۳۵۲، علاوه بر تمام سمت‌های دیگرش، قائم‌مقام ریاست ساواک هم بود اما در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ با سقوط ارتش شاهنشاهی، اعلام بی‌طرفی کرد.
این کتاب روایت حسین فردوست از تحولات و رخدادهای دوران سلطنت 2شاه پهلوی است و عرصه‌های گوناگون سیاست داخلی و خارجی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و فرازهایی از زندگی خصوصی خاندان سلطنت و کارگزارانی از حاکمیت پهلوی را دربردارد. انتشار این خاطرات تاکنون با استقبال فراوانی روبه‌رو شده است.


 غرب‌انگاری  و ایدئولوژی پهلویسم
غرب‌زدگی، غرب‌انگاری و انواع متکثر اصطلاحاتی که غرب در آنها خودنمایی می‌کند یکی از انگاره‌های پرارجاع ایرانیان در یک سده اخیر است. حضور تراکم‌یافته این مقوله در اندیشه و سیاست ایران مدرن به‌گونه‌ای بوده که می‌توان گفت اندیشه اجتماعی و سیاسی ایران معاصر بدون فهم چیستی غرب‌انگاری‌های ایرانیان در لایه‌های مختلف عملی و اندیشگی میسر نخواهد بود. از غرب سیاسی فرهنگی و اقتصادی گرفته تا غرب فلسفی فکری و دینی و از غرب روشنگری تمدنی صنعتی و پیشرفته گرفته تا غرب استعماری و امپریالیستی انگلیسی و آمریکایی همه و همه وجوه بسیار متنوعی هستند که در آنها غرب به تصویر درآمده و فهم شده است. گفتمان‌های مختلفی در قلمروهای سیاسی فکری و روشنفکری مذهبی، دانشگاهی و... حول مقولاتی خاص درباره غرب فصل‌بندی شده‌اند که هرکدام از آنها برحسب نوع مسئله‌مندی‌شان می‌توانند بخشی از معضل غرب و غرب‌انگاری را در ایران معاصر بازنمایی کنند.‌نوشتار حاضر تغییر در سیاست هویت و غرب‌انگاری دولت پهلوی در دوره‌ای مابین میانه دهه ۱۳۴۰ تا انقلاب اسلامی ایران را پوشش می‌دهد و فصل دوم با تمرکز بر مجموعه 4جلدی و کمتردیده‌شده پهلویسم که به سفارش محمدرضا شاه در سال ۱۳۴۶ تدوین شد و همچنین در فصل سوم با تمرکز بر حزب رستاخیز و نشریه‌های رسمی آنها سعی در واکاوی این چرخ را دارند. در سراسر این کتاب خواننده با روشنفکران و شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی فراوانی آشنا می‌شود، اشخاصی که اگرچه در آن زمان بسیار شناخته شده و تأثیرگذار بوده‌اند، اما در برخی آثار و منابع پس‌نگرانه که در مورد دوران پهلوی به نگارش درآمده‌اند غایبند. همچنین باید گفت که در دوره‌ای تلقین می‌شد که گویی غرب‌زدگی در حوزه‌های مختلف از موسیقی و سینما گرفته تا اخلاق معماری و سیاست مسئله‌ای فراتاریخی و فرامکانی بوده که البته تمام جوامع اعم از غربی و غیرغربی با آن مواجهه بودند. این نوع صورت‌بندی از غرب‌زدگی را بیش از همه می‌توان در خوانش‌های برخی روشنفکران و همچنین روایت‌های رسمی و دولتی یافت.‌کتاب «غرب‌انگاری و ایدئولوژی پهلویسم» نوشته ژندی شکیبی را شرکت سهامی انتشار چاپ کرده است.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید