• پنج شنبه 9 بهمن 1404
  • الْخَمِيس 10 شعبان 1447
  • 2026 Jan 29
پنج شنبه 18 دی 1404
کد مطلب : 270469
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/Oy8KY
+
-

قدیر در هویزه آرام خفته است

قدیر در هویزه آرام خفته است

با اینکه عجله داشت سرِ وقت به مطب پزشک برسد، اما با هیجان خاصی سعی می‌کرد هر چه درباره برادرش می‌دانست بگوید. پرسیدم چند سالتان است؟ به‌نظرم زمان شهادت برادرتان هنوز به دنیا نیامده بودید. گفت «درست است، من ۲۰ سال دارم. موضوع شهادت برادرم، قدیر را از زبان هم‌رزمانش و برادر بزرگ‌ترم شنیده‌ام.»
پرسیدم از چه سنی متوجه شدید برادرتان شهید شده و مایل بودید درباره‌اش بدانید؟ گفت «وقتی 5، 4 ساله بودم چیزهایی فهمیده بودم، ولی از حدود ۱۰سالگی دوست داشتم بیشتر درباره‌اش بدانم. یکی از چیزهایی که مرا کنجکاو کرد، خیابانی بود که همنام اوست و اسمش را روی آن گذاشته‌اند. بعد با دوستان و هم‌رزمانش که به خانه ما می‌آمدند آشنا شدم و از آنها درباره برادرم سؤال کردم.»
محمدصادق قدرتی، برادر شهید قدیر قدرتی، همانطور که کنار در ایستاده و آماده رفتن بود، درباره برادرش گفت: «قبل از انقلاب، زمانی که امام(ره) هنوز به ایران نیامده بودند، قدیر اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی ایشان را پخش می‌کرد. وقتی بین دانشجویان پیرو خط امام(ره) و گروه‌های دیگر درگیری پیش می‌آمد، فوراً دنبال قدیر می‌آمدند تا در بحث با آنها شرکت کند. همیشه هم آنها را مغلوب می‌کرد، چون اطلاعات خوبی درباره مسائل دینی و سیاسی داشت تا جایی که حاج‌آقا غضنفر پناهیان‌که آن موقع استاد قدیر بود و در حسینیه یوم‌الغدیر هم کلاس داشت، یک روز بعد از بحث طولانی با او گفت قدیر استاد من است، دیگر بیشتر از این نمی‌توانم.»
از پدر شهید می‌پرسم در چه منطقه‌ای به شهادت رسید؟ می‌گوید: «در هویزه؛ درست ۱۶ دی‌ماه ۱۳۵۹، در عملیات آزادسازی پادگان حمید، زمانی که به محاصره دشمن درآمدند.» مادر شهید در ادامه صحبت‌های همسرش می‌گوید: «وقتی قدیر شهید شد، بنی‌صدر از رساندن مهمات به رزمندگان جلوگیری کرده بود.»
درباره مزارش می‌پرسم. می‌گویند: «مزارش در همان هویزه است؛ پایین مزار شهید حسین علم‌الهدی که فرمانده‌شان بود. پسرم در غربت است و ان‌شاءالله با امام حسین(ع)، این امام غریب و مظلوم، محشور می‌شود. از این نظر کمتر دلتنگی می‌کنم. تا حالا 2 بار برسر مزارش رفته‌ام.»

این خبر را به اشتراک بگذارید