الماس لافابریکا
امباپه نبود، ولی جانشینش از او امباپهتر شد
کیلیان امباپه در بازی با رئالبتیس رده پنجمی، بهدلیل مصدومیت در دسترس نبود؛ بازیکنی که زحمت بیشتر گلهای این فصل روی دوش او بوده(36گل) و درواقع بعد از گلهای امباپه، گلهای آفسایدی که او زده، بالاترین آمار گل در رئالمادرید بود، تا اینکه گونسالو گارسیا از پیله خودش بیرون آمد و چنان درخشید، گویی خود امباپه در زمین است. گونسالو که در جامجهانی باشگاهها جرقهای چشمگیر زده و با 4گل آقای گل مشترک جام شده بود، خیلی زود خاموش شد و در رقابتهای این فصل هیچ گلی نزد. او در 13بازی لالیگایی برای دقایقی بازی کرد، ولی بدون گل زده، اما این بار عامل اصلی پیروزی 5بر یک رئالمادرید در بازی با بتیس بود. مصدومیت کیلیان امباپه و جدایی قرضی اندریک و انتقالش به لیون انگار انگیزهای مضاعف برای گونسالو بود. هر 3 گل او فوقالعاده زیبا بودند؛ با سر، شوت پشت محوطه و گل با پاشنه پا که پکیجی از گلهای پوشکاشی بود. برای بازی با اتلتیکومادرید و انگیزه انتقام شکست 5بر2لالیگای این فصل، باز هم امباپه در دسترس نیست و همه امید ژابی آلونسو به همین مهاجم آکادمی باشگاه است؛ بازیکنی که کمترین لمس توپ را دارد، با بیشترین بازده.
هتتریک گونسالو یک رکورد 20ساله را شکست. او پس از رود فاننیستلروی در سال ۲۰۰۶، دومین بازیکن رئالمادرید در قرن بیستویکم بود که 3گل اول خود را برای این تیم در یک مسابقه به ثمر میرساند.
2گل دیگر رئال را در این بازی هم بازیکنان آکادمی یا لا فابریکا به ثمر رساندند؛ رائول آسنسیو که نخستین گلش را با این پیراهن زد و این مدافع میانی اهل جزایر قناری به گلزن شماره۴۲۲ تاریخ باشگاه رئالمادرید تبدیل شد و فران گارسیا که حتی پدر و مادرش هم از او انتظار گلزنی نداشتند! فران مدتی در رایو وایکانو بازی کرد و رئال مجبور شد مبلغی برای بازخریدش بپردازد؛ همان کاری را که در مورد کارراس انجام داد و او را بعد از یک دورهگردی کوتاه در اروپا، از بنفیکا خرید. احتمالا در همین تابستان یا تابستان بعدی، خاکوبو رامون، نیکو پاز (کومو) و چِما (اشتوتگارت) هم برگردند. یک نظریه نامحبوب وجود دارد که میگوید «لا فابریکا» یا همان آکادمی رئالمادرید کیفیت بالاتری از «لاماسیا» که آکادمی بازیکنپروری بارسلوناست، دارد. تفاوت اینجاست که بارسا بهدلیل مشکلات مالی و ناتوانی در خرید بازیکن، چارهای جز پناه بردن به استعدادهای محصول خودش ندارد، اما در مکتب رئال همیشه باید ستاره خرید و استعدادها را به این و آن قرض داد یا فروخت.
برای نخستین بار در 36سال اخیر، 5گل رئال توسط محصولات آکادمی به ثمر رسید. والورده و رودریگو هم که هر کدام 2پاسگل دادند، هر دو در مقطعی برای تیم کاستیا -تیم دوم رئال- بازی کرده بودند و این اتفاق از سال ۱۹۸۹ و دوران «کوئینتا دل بویتره» دیگر تکرار نشده بود. در آن سال رئالیها با نتیجه 7بر 2بر رئال ساراگوسا غلبه کرده بودند و گلها را میچل، امیلیو بوتراگوئنو، مانوئل سانچیس و مارتین واسکس (2گل) و هوگو سانچس (2گل) به ثمر رساندند.
مادرید در این بازی شایسته پیروزی بود و از 19شوت خود، مجموع گلهای مورد انتظار (xG)2.91را ثبت کرد، درحالیکه بتیس از 13شوت خود در این مسابقه، 0.98گل به ثمر رساند.
رودریگو هم با 2پاسگل عملکرد خیرهکنندهای داشت. او در 5بازی اخیر خود در تمام رقابتها روی 4گل (2گل و 2پاسگل) نقش داشته است، که به اندازه ۳۶بازی قبلی خود برای لوس بلانکوس است.
در 7بازی اخیر لوس بلانکوس (سفیدها) 5برد کسب کرده و در 10بازی اخیر خود 8گل خورده و در این مدت 22بار دروازه حریفان را باز کرده.
هواداران رئال که عجیبترین و ناسپاسترین هواداران فوتبال در جهان هستند، پس از گل بتیس و درحالیکه نتیجه 3بر یک بود و برای دقایقی رئال تحت فشار قرار داشت و 2توپ به دیرک دروازه این تیم خورد، علیه تیم سوت زدند و هو کردند. شانسی که ژابی آورده، این است که برای بازی نیمهنهایی سوپرجام اسپانیا به عربستان میرود و مجبور نیست جلوی هواداران خودی بازی کند. برای آلونسو هر بازی حکم آخرین مسابقه را دارد و یک لغزش میتواند شغلش را از او بگیرد، اما فتح سوپرجام میتواند تا مدتی شر دلالهای نزدیک باشگاه را که دنبال آوردن یک مربی دیگر هستند، از سرش کم کند.