هوش مصنوعی دستیار مترجم یا جانشین او
عباس رضاییثمرین| روزنامهنگار و مترجم
ترجمه، فقط جابهجایی واژهها نیست. ترجمه، گذر از یک جهان فرهنگی به جهان دیگر است. این نکته را هر کسی که برای برگرداندن متنی از یک زبان خارجی به زبان فارسی تقلا کرده، خوب میفهمد. هوش مصنوعی وارد عرصه ترجمه شده و بهنظر من مسئله این نیست که هوش مصنوعی توان ترجمه دارد یا نه؛ به زعم من، سؤال اصلی این است که هوش مصنوعی چه چیزی را میتواند ترجمه کند و چه چیزی را نمیتواند.
من شخصاً در چند کتابی که از انگلیسی به فارسی ترجمه کردهام، بارها با موقعیتهایی روبهرو شدهام که یک اصطلاح ساده انگلیسی، دهها معادل فارسی دارد و انتخاب درست، وابسته به شناخت بافت فرهنگی مخاطب فارسیزبان است. هوش مصنوعی هرقدر هم پیشرفتهتر شود، این بافت را مثل یک انسان نمیفهمد؛ چون الگوریتم است، انسان نیست. ظرافتهای زبانی، ایهامها و لایههای پنهان معنا، چیزهایی نیست که با دادهکاوی بهدست بیاید. از سوی دیگر، معتقدم نباید افراطی برخورد کرد. هوش مصنوعی ابزار بسیار قدرتمندی برای تسریع کار، یافتن معادلهای اولیه و ویرایش متن است. مترجمی که از این ابزار استفاده نکند، خودش را از امکانات عصر حاضر محروم کرده؛ عقب میماند و طبعا بازار را به دیگران واگذار میکند.
از نظر من، کلیدیترین نکته این است که هوشمصنوعی دستیار است نه جانشین. خروجی آن، ماده خام است که باید با ذوق و دانش مترجم انسانی پرداخت شود. ترجمه ماشینی بدون ویرایش انسانی، مثل غذای نیمپز است؛ خوردنی است اما لذتبخش نیست. مخاطب فرق را میفهمد، حتی اگر نتواند توضیحش دهد. برای ما روزنامهنگاران و مترجمان، پذیرش این واقعیت ضروری است که آینده، از آنِ کسانی است که بتوانند با هوش مصنوعی کار کنند، نه کسانی که در برابرش موضع بگیرند. کار کردن، بهمعنای تسلیم نیست. قلم، همچنان در دستان ماست. ماشین میتواند کمک کند، اما امضای زیر اثر، مال مترجم است و مسئولیتش هم.