دوئل هوش مصنوعی با بزرگان ترجمه
ورود هوش مصنوعی به عرصه ترجمه کتاب با سؤالهای زیادی درباره کیفیت آثار همراه شده است
لیلا شریف | روزنامهنگار
کتابی را تصور کنید که بدون شببیداری مترجم، بدون مکثهای طولانی بر سر انتخاب یک واژه و بدون درگیری با ظرافتهای فرهنگی، در چند دقیقه ترجمه میشود؛ این همان اتفاق نه چندان خوشایندی است که به لطف میانداری هوش مصنوعی رقم خورده است. در واقع هوش مصنوعی این روزها حکم سرزمین عجایب را دارد که هر روز با یک نقش جدید وارد صحنه زندگی میشود. حالا هم هر چند این شیوه ترجمه هنوز خیلی پر و بال نگرفته اما در کنار نگاههای مثبتی که استفاده از هوش مصنوعی را در هر عرصهای حتی ترجمه به فال نیک میگیرند، کم نیستند افرادی که هنوز طرفدار انتشار و خواندن کتابهایی هستند که با قلم یک انسان از مسیر ترجمه عبور کرده و به نقطه پایان رسیده باشد. این شتاب تکنولوژی، برای بخشی از صنعت نشر نوید کاهش هزینه، سرعت بالا و دسترسی آسانتر به دانش جهانی را به همراه دارد؛ وعدهای وسوسهکننده در بازاری که با گرانی کاغذ و افت تیراژ دستوپنجه نرم میکند اما در سوی دیگر، نگرانیهایی جدی شکل گرفته است. منتقدان میپرسند آیا ترجمهای که بر پایه داده شکل میگیرد، میتواند بار معنا، لحن، کنایه و تجربه زیسته نویسنده را منتقل کند؟ آیا کتابهایی که با هوش مصنوعی ترجمه میشوند، خواندنیتر خواهند شد یا فقط درست بهنظر میرسند؟

اولینهای پرحاشیه
در ایران، استفاده از هوش مصنوعی برای ترجمه کتاب پدیدهای ناگهانی نبود، اما شاید بهتر باشد که بگوییم در سال اخیر بهطور جدی وارد فضای نشر شد. پیش از آن، ابزارهای ترجمه ماشینی بیشتر در حد کمککار مترجمان، آن هم برای متون فنی و دانشگاهی، استفاده میشدند و کمتر کسی آنها را مناسب ترجمه کتاب میدانست. با گسترش مدلهای زبانی پیشرفته و افزایش توان آنها در تولید متن روان فارسی، نگاه ناشران و مترجمان نیز بهتدریج تغییر کرد. از حوالی سال ۱۴۰۳، بحث ترجمه کتاب با هوش مصنوعی از محافل تخصصی به رسانهها کشیده شد. برخی ناشران بهطور علنی از استفاده آزمایشی از این ابزارها سخن گفتند و برخی مترجمان نیز نسبت به پیامدهای آن هشدار دادند اما کمکم این روند، همزمان با افزایش هزینههای تولید کتاب و فشار اقتصادی بر صنعت نشر، شتاب بیشتری گرفت. در نتیجه هوش مصنوعی امروز نه بهعنوان جایگزین قطعی مترجم، بلکه بهعنوان یک ابزار بحثبرانگیز وارد چرخه ترجم
وقتی روح متن گم میشود
برای درک نقشآفرینی هوش مصنوعی برای ترجمه و تولید محتوا برای کتابخوانها با ساره گودرزی، خبرنگار تخصصی حوزه چاپ و نشر گفتوگو کردیم. بهگفته این خبرنگار«ترجمه از گذشته هنری ماندگار و دیرینه بوده است، اما ترجمه کتاب با کمک هوش مصنوعی یکی از حوزههای پرچالش و مخاطرهآمیزی است که جامعه نشر امروز با آن روبهرو شده است.» پرسش اصلی اینجاست که آیا میتوان گفت هوش مصنوعی، با همه دقتهایی که در نسخههای پیشرفته آن وجود دارد، مترجمان باتجربه و کهنهکار را بیکار خواهد کرد؟ گودرزی معتقد است:«پاسخ به این سؤال اما و اگرهای بسیاری به همراه دارد. نمونههای متعددی نشان میدهد که هوش مصنوعی در متون ادبی، فرهنگی یا طنز، بهدلیل ناتوانی در درک ظرایف فرهنگی، زبانی و عاطفی، اغلب دچار خطا میشود. ترجمه صرفاً برگردان واژهها از زبانی به زبان دیگر نیست بلکه هنری دیرپا و ریشهدار است که در آن مترجم ابتدا «روح متن» را درک و سپس آن را به زبانی دیگر منتقل میکند.» او با نگاه نقادانه خود به ترجمههایی پرداخت که با استفاده از هوش مصنوعی رقم خوردهاند: «درنمونههای تصنعی ترجمه کتاب توسط هوش مصنوعی بهخوبی میتوان دید که این فناوری در انتقال ظرافتهای زبانی و فرهنگی ناتوان است.»
ه کتاب در ایران شده است؛ ابزاری که موافقانش آن را راهحل میدانند و منتقدانش از آن بهعنوان یک چالش جدی برای کیفیت ترجمه یاد میکنند.
دردسر جدید برای کتابخوانها
تلاش برای حضور هوش مصنوعی در دنیای ترجمه را شاید بتوان یک دوئل، میان این ابزار جدید با بزرگان دنیای ترجمه توصیف کرد. بهگفته گودرزی،«ترجمه در ادوار مختلف راهی طولانی پیموده تا به جایگاه کنونی رسیده است. به همین دلیل، مطالعه یک کتاب با ترجمه 2 مترجم متفاوت، گاه تجربههایی کاملاً متضاد را رقم میزند؛ یکی جذاب، روان و خواندنی و دیگری خستهکننده و بیروح. مترجمان بزرگی همچون نجف دریابندری، خشایار دیهیمی، ابوالحسن نجفی، بهمن فرزانه و عبدالله کوثری در طول سالها نهتنها کلمات، بلکه جان و جهان متن را ترجمه کردهاند؛ گویی با اثر درهم آمیختهاند و متنی سرشار از معنا و احساس را پیش روی مخاطب قرار دادهاند.» اگر بخواهیم با این نگاه دقیق و تخصصی در مورد تأثیرات ترجمه با استفاده از هوش مصنوعی صحبت کنیم، شاید بتوان تجاریسازی فرهنگ را بهعنوان نخستین نتیجه این حضور معرفی کرد:«گسترش بیضابطه استفاده از هوش مصنوعی در ترجمه کتاب میتواند به تجاریسازی فرهنگ و سطحیسازی گفتمانهای فرهنگی منجر شود. از سوی دیگر «مسئولیتپذیری» در برابر متن، حلقه مفقودهای است که هوش مصنوعی از پذیرش آن شانه خالی میکند. بیتوجهی به جایگاه ترجمه و دسترسی همگانی به ترجمههای سریع و ارزان، گاه میتواند به نوزاد نارسِ دنیای کتاب شباهت داشته باشد؛ پدیدهای که برای بقا، شانس چندانی نخواهد داشت. در چنین شرایطی، مخاطب با واژگانی روبهرو میشود که اگرچه ترجمان متنی از زبانهایی چون انگلیسی، روسی یا آلمانی هستند، اما با کژتابیهای جدی معنایی و محتوایی همراهند.»