کتابی برای آشتیکنان
قصه ننهعلی از آن کتابهای خواندنی جنگ است که ماجرای 2فرزند از یکخانواده شهید را به تصویر میکشد. مرتضی اسدی، نویسنده، در این اثر به سراغ زهرا همایونی، مادر شهیدان علی و امیر شاهآبادی رفته است. این کتاب در روایت بیتعارف است و مصلحتاندیشیهای معمول را ندارد که باعث حذف برخی از خاطرات میشود؛ و همین نکته کتاب را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند.
در معرفی کتاب «قصه ننهعلی» آمده بود که برخی از خوانندگان این کتاب که در آستانه جدایی بودهاند، از طلاق منصرف شدهاند. زهرا همایونی خودش توضیح بیشتری دراینباره میدهد: «شماره تلفن من در کتاب آمده و مرتب به من زنگ میزدند. یک روز یکخانم جوان از پلههای دادگاه زنگ زد و گفت: «من دارم از پلههای دادگاه پایین میآیم. این کتاب را خواندم و از طلاق منصرف شدم». او گفت: «سختیهای زندگی به من فشار آورده بود و داشتم جدا میشدم، اما با لطف خدا برگشتم.» سختیها را باید تحمل کرد و خدا با صابرین است و مزد صبوری آدم را میدهد. این نصیحتی است که مادرم همیشه به من کرده. مادرم به من آموخته بود که بدون وضو به بچهام شیر ندهم و بدون بسمالله از خواب بیدار نشوم. او به ما یاد داده بود که بچهها را با یاد خدا تربیت کنیم تا انشاءالله ولایی شوند. مادرم در زمان طاغوت هم نماز شب میخواند. نصیحتهای پدر و مادر میتواند تأثیر زیادی بر هیجانات فرزندان داشته باشد.» او به خاطره دعوت به صبر از سوی فرزندش اشاره میکند و میگوید: «یک روز که واقعا از دست مشکلات زندگی خسته شده بودم، حسین، پسرم، کنارم نشست و گفت: «مامان، چارهای نیست. صبوری کنیم. ما باید با هم کنار بیاییم». این جمله او خیلی برایم آموزنده بود. تابآوری و صبوری در زندگی را باید تمرین و به هم توصیه کنیم.»