اسراف؛ سوخت ناترازی
علیرضا عسگریان؛ معاون پیشین وزیر رفاه
«ناترازیها» یکی از موضوعات اساسی کشور است که بهویژه در سالهای اخیر مستقیما با بدمصرفی و اسراف گره خورده و بدون تردید مهمترین آنها در حوزه حاملهای انرژی، اعم از آب و برق و سوختهای فسیلی، رخ داده. سؤال محوری اما این است که سهم هر یک از بازیگران اصلی در وقوع این ناترازیها چقدر است؟ بهنظر میرسد با یک سهگانه مواجهیم: دولت، مردم و حوزه فناوری. براساس یک ارزیابی، سهم دولت در حل این معضل حدود ۶۰درصد، سهم مردم ۳۰درصد و نقش فناوریها ۱۰درصد برآورد میشود.
چرا سهم دولت اینقدر سنگین است؟ چون دولت در تصویب قوانین دخیل است و مجری مستقیم آنهاست. دولت است که میتواند در زیرساختها سرمایهگذاری کند، کمپینهای بزرگ ملی به راهاندازد که تمام اقشار را درگیر کند و به کارها جهت بدهد.
نمونه عینی این موضوع، بحران آب است. آمارها نشان میدهد که در ایران حدود ۹۰درصد آب در بخش کشاورزی با بهرهوری بسیار اندک مصرف میشود. در این وضعیت ما نباید بدترین الگوهای کشت را اجرا کنیم. اکنون در استانهای کمآب و خشک مانند خوزستان، ایلام، لرستان، فارس و کرمانشاه، برنج کشت میشود و حدود ۷۰درصد آب مصرفی در این مناطق از منابع زیرزمینی تأمین میشود.
چگونه میتوان پذیرفت که برنج مرغوبی که از این مناطق خریداری میشود،کیلویی ۳۰۰هزارتومان ارزش دارد، درحالیکه ارزش آبی که برای تولید آن مصرف شده، بیش از 5برابر این مقدار است؟ درواقع، ما در حال تولید برنجی به قیمت کیلویی ۱.۵میلیون تومان هستیم! پیامد این اقدام، فرونشست زمین است. سنگاپور یک الگوی موفق در حوزه آب است. این کشور منابع محدود آب شیرین دارد و با برنامهای پلکانی و حسابشده برای آبشیرینکنها و قیمتگذاری آب، موفق عمل کرده است. ما نیز برنامه داریم، اما پایه آن ضعیف است. مثلا ما یک مترمکعب آب را ۳۰۰۰تومان میفروشیم و اگر مصرف به ۱۰مترمکعب برسد، تنها جریمه ناچیزی به آن اضافه میشود. این جریمه باید واقعا تصاعدی و بازدارنده باشد؛ همانطور که پلیس میگوید اگر جریمه تخلفات خطرساز بازدارنده نباشد، کارساز نیست. روش پلکانی بهدلیل جدیبودن در سنگاپور موفق شد.
دولت میتواند در موضوع «کاهندههای مصرف» نیز سرمایهگذاری کند. شرکت آب و فاضلاب اعلام کرده با نصب شیرهای کاهنده میتوان تا ۳۰درصد مصرف را کاهش داد. دولت باید مشوقهایی برای این امر درنظر گیرد.
قسمت دیگر، سرمایهگذاری سنگین روی آموزش و کمپینهای عمومی است. یک کمپین ملی باید برنامهریزیشده باشد و طیف وسیعی از مردم را درگیر کند. در مورد زیرساخت نیز دولت باید با جدیت عمل کند. گفته میشود تا ۵۰درصد هدررفت آب، ناشی از فرسودگی شبکه است. این شبکه باید ترمیم شود و مدیریت ریسک انجام گیرد.
در حوزه انرژی، ما ازجمله کشورهای پرمصرف جهان هستیم. میزان مصرف سوخت در ایران از برخی کشورهای اروپایی بیشتر است. ما با ناوگان وسایل نقلیه فرسوده مواجهیم. حداقل در کلانشهرها باید برنامهای جدی برای این معضل اجرا کنیم.
در دانمارک، تنظیمگرهایی روی خودروها نصب شده که رفتار راننده را بررسی میکند. این عجیب نیست. راننده براساس الگوی رانندگیاش، جریمه یا تشویق میشود. سری به پایانه جنوب بزنید. اتوبوسها ساعتها با موتور روشن پارک شدهاند. در زمان آلودگی هوا، برخی میگویند روشنکردن دوباره آنها سخت است، در حالی که مردم باید یاد بگیرند حتی در توقفهای چنددقیقهای، ماشین را خاموش کنند. دولت میتواند در این حوزه سیاستگذاری کند.
بستههای متعددی نیاز است که همزمان ضربهای به معیشت مردم نزند. میتوان پلتفرمهایی طراحی کرد که افراد بتوانند مازاد سهمیه صرفهجوییشده سوخت خود را در آن بفروشند. این ایده ممکن است دلایل متعددی برای رد یا تأیید داشته باشد، اما باید درباره آن بحث و در نقطه بهرهوری اجرا شود.
ما در زمستان با مشکل جدی گاز مواجهیم. حدود ۴۰درصد جمعیت کشور از بخاریهای معمولی با شعله استفاده میکنند و گفتهایم لای در را باز بگذارید تا خفگی ایجاد نشود! این کار مصرف گاز را بهصورت تصاعدی بالا میبرد. اینجا دولت باید با سرمایهگذاری سنگین وارد عمل شود تا سیستمهای حرارتی سالم و بهینه توزیع شود. اگر فقط ۱۰درصد در مصرف انرژی صرفهجویی شود، میتوان بسیاری از نیازهای اساسی کشور را تأمین کرد.