راوی خاص تهران قدیم
نگاهی به سبک زندگی جعفر شهریباف در نشست مرکز تهرانپژوهی مؤسسه همشهری
سمیرا باباجانپور| روزنامهنگار
اگر میخواهید تهران قدیم را با همه ریــزهکاریهایــش، حالوهوای کوچهپسکوچههایش، کنج خانههایش و کلام و منش مردمانش بشناسید، یکراست سراغ کتابهای جعفر شهریباف بروید. او راوی بینظیر فرهنگ عامه تهران است. کتابهایش همچون تونل زمان، شما را به تهران عهد قاجار پرتاب میکند. در شصتوهشتمین نشست پژوهشی مرکز تهرانپژوهی مؤسسه همشهری، به مناسبت بزرگداشت جعفر شهریباف و به بهانه سالروز درگذشتش، میزبان علی بلوکباشی، استاد و پژوهشگر برجسته تاریخ، مردمشناس و عضو شورایعالی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، استاد جمشید کیانفر، کتابشناس و نسخهپژوه و نصرالله حدادی، تهرانشناس بودیم.
مردی که همیشه
لنگ کتاب و دفتر مدرسه بود
متولد تهران بود؛ زاده یکی از قدیمیترین محلههای شهر یعنی عودلاجان. روز تولدش تهران را آذین بسته و نقل و شیرینی تقسیم میکردند و بساط جشن و پایکوبی تهران را پر کرده بود. البته اینها نه برای تولد آقا جعفر که به دلیل تاجگذاری احمدشاه قاجار بود. پدرش آقامیرزا نامهربان بود و هرآنچه جعفر را به زندگی دلگرم میکرد، مهر و مظلومیت مادرش، کبریخانم بود. علی بلوکباشی، نویسنده کتاب معروف «جامعهشناسی مردم تهران قدیم»، در وصف جعفر شهریباف میگوید: «من جعفر شهری را از نزدیک ندیدم، ولی با خواندن کتابها و آثارش گویی ساعتها با او گفتوگو کرده و او برایم از تهران و مردمانش سخن گفته است. هر لحظه با نوشتههایش تهران قدیم را زندگی کردهام. او مدرسه نرفت؛ یعنی نمیتوانست مدرسه برود. فقر مانع از ادامه تحصیلش شد. خودش میگوید همیشه لنگ کتاب و دفتر بودم و همین او را از مدرسه فراری کرده بود. با این حال حافظه عجیب و ذهن تازه و شفافش مسیریادگیریاش را هموارکرد. او بهواسطه نیاز مالی خیلی زود وارد بازار شد. پیشههای مختلفی را تجربه کرد. در همان نوجوانی در مغازه ریختهگری در کوچه لختیهای تهران قاشق و چنگال درست میکرد. پسر استادش درس میخواند. او پسر استاد را مجاب کرده بود درسهایش را بلندبلند پیش او بخواند. جعفر شهری با شنیدن همین دروس توانست تا کلاس ۱۲ درس بخواند. فقر باعث شده بود تا لایهلایه زندگی مردم را حس کند. در حقیقت او برای آنچه بعدها نوشت و در تاریخ ماندگار شد، لازم نبود تحقیق و پژوهش کند، چون خودش همه آنها را تجربه و حس کرده بود.»
آقاجعفر
راوی صادق تهران
علی بلوکباشی، دانشآموخته مردمشناسی از دانشگاه آکسفورد میگوید: «حافظه و ذهن پویای او همه اطلاعات از جامعه تهران در دورانی که زندگی میکرده، یعنی اواخر دوره قاجار و سلطنت احمدشاه را برایمان روایت میکند. شهری پژوهشگر نبود؛ راوی بود و برای همین همهچیز را مینوشت. یک راوی صادق که کاری به خوب و بد موضوع نداشت؛ آنچه میدید و میشنید بدون قضاوت به نگارش درمیآورد. از همینرو نوشتهها و آثارش بینظیر، خاص و منحصربهفرد است. من سالها در زمینه مردمشناسی کار کردهام، با این حال میتوانم بگویم که بهترین نوع مردمشناسی را در آثار شهری میتوان پیدا کرد، چون او آنچه نوشته را از کتاب و کتابخانه دریافت نکرده، بلکه آن را زیسته است.»
تاریخنگاری مراودات مردم کوچه وبازار
جمشید کیانفر، کتابشناس و نسخهپژوه میگوید:«با خواندن کتاب «تاریخ اجتماعی تهران» با جعفر شهریباف آشنا شدم. عنوانبندی کتابهایش و سرفصلها بسیار جذبم کرد. وقتی آثارش را خواندم، متوجه شدم او چه کار بزرگی انجام داده است. تاریخ ما همیشه شرح جنگها و بزرگان و فرماندهان نظامی بود. هیچگاه کسی از مردم، بهخصوص مردم کوچه و بازار برایمان ننوشته بود؛ او برای نخستینبار این کمبود تاریخی، یعنی نبود تاریخنگاری جامع درباره مراودات مردم کوچه و بازار و تاریخ اجتماعی تهران را به رشته تحریر درآورد. از نظر من شهریباف اصلاً یک پژوهشگر نیست؛ اتفاقاً همین نوشتههایش را جذاب و خواندنی کرده است. او روایتگر تاریخ است؛ روایتگری که آنچه دیده و شنیده را بیهیچ کموکاستی بیان میکند. البته باور دارم که پا را باید فراتر نهاد و او را راوی تاریخ ایران بنامیم، چون تهران همیشه مأمن و خانه اقوام مختلفی است که به نیتهای مختلف در این شهر زندگی کرده و ماندگار شدهاند. هر قوم، فرهنگ و منش خود را با خود آورد. وقتی شهری از فرهنگ عامه مردم تهران میگوید، همه اینها را روایت میکند؛ پس به حق او راوی همه تاریخ عامه ایران است.خدا رحمتش کند اگر نبود خلأ بزرگی در تاریخنگاری فرهنگ کوچه و بازار و عامه تهران داشتیم.»