شادی خیام، «مذهب» اوست. «رستاخیز» اوست در جهانی که نه گناه میشناسد و نه عقوبت. این شادی، شادی موجود استثنایی سازشناپذیری است که از هر گونه ماتقدم و پیشداوری رهاست و با جسارتی کمنظیر جرأت میکند که این آیین خاص خود را، به رغم همه توهماتی که در ضدیت با آن ایستاده، اعلان کند.
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد ...
پنج اقلیم حضور (بحثی درباره شاعرانگی ایرانیان) داریوش شایگان
کِلک
در همینه زمینه :
نگاه
یادداشت
داستانک
مهارت