شاه قاجار سوژه 30 فیلم میرزا ابراهیم خان عکاس باشی است
مظفرالدین شاه، آکتور سینما
راحله عبدالحسینی| خبرنگار:
«اعلیحضرت مظفرالدین شاه در دوشان تپه شکار میفرمایند.» این موضوع یکی از 30 قطعه فیلمی است که میرزا ابراهیمخان عکاسباشی صنیعالسلطنه از شاه علیلالمزاج قاجار ثبت کرد. فیلمی که انگار بازیگر نقش اول آن مظفرالدین شاه است که با دقت مشغول شکار میشود. فیلمهایی که از زمان ورود نخستین دستگاه فیلمبرداری به تهران باقی مانده اسنادی است که ما را با تهران روزگار مظفری آشنا میکند و به نوعی سبک زندگی تهرانیها را برای ما روایت میکند.
مظفرالدین شاه مثل پدرش، ناصرالدین شاه به آخرین دستاوردها و اختراعات اروپایی علاقه داشت. در یکی از سفرهایش به اروپا شیفته دوربین فیلمبرداری شد و سال 1279 میرزا ابراهیمخان عکاسباشی نخستین دستگاه سینماتوگراف را با تمام اسباب و لوازمش به پایتخت آورد. «علیرضا قاسمخان» مدیرعامل موزه سینما که مستندی درباره زندگی میرزا ابراهیمخان عکاسباشی با عنوان «سوزندوزی تاریک تصاویر» در دست تهیه دارد میگوید: «میرزا ابراهیمخان پسر احمد صنیعالسلطنه بود و لقب عکاسباشی دربار را که از لقبهای دوره مظفری است از پدرش به ارث برد.»
میرزا احمد صنیعالسلطنه، عکاسباشی دربار ناصرالدین شاه بود. درباره او اینطور گفته میشود که بدون اجازه ناصرالدین شاه با معیرالممالک به اروپا سفر کرد و هر دو مغضوب ناصرالدین شاه شدند. معیرالممالک به تهران برگشت. اما احمد صنیعالسلطنه حدود 10سال در اروپا ماند و پسرش میرزا ابراهیمخان از 14سالگی در پاریس به تحصیل عکاسی پرداخت و زمانی که ناصرالدین شاه اجازه داد پدرش به تهران بازگردد او نیز همراه پدر به تهران آمد و به دستور شاه به خدمت مظفرالدین میرزا درآمد که ولیعهد بود و در تبریز به سر میبرد.
میرزا ابراهیم در نخستین سفر مظفرالدین شاه به فرانسه در سال ۱۲۷۹ همراه او بود و دستور تهیه دوربین فیلمبرداری را دریافت کرد و با همکاری پدرش که در پاریس به سر میبرد مقدمات کار را فراهم کرد. در خاطرات مظفرالدین شاه دوربین فیلمبرداری اینطور تعریف شده است: «بعدازظهر به اکسپوزیسیون و تالار جشن رفتیم که در آنجا (سینماتوگراف) که عکس مجسم و متحرک است نشان میدهند.
به عکاسباشی دستورالعمل دادهایم آنها را بخرند و با خود به تهران بیاورد و ما آنان را نشان بدهیم.» ابراهیمخان عکاسباشی نخستین فیلم را در مراسم جشن گلها در بلژیک که چند روزی مظفرالدین شاه در آنجا اقامت داشت فیلمبرداری کرد و همراه مظفرالدین شاه به تهران بازگشت. میرزا ابراهیمخان علاوه بر اینکه صفر تا صد حرفه عکاسی و فیلمبرداری را میدانست در حرفه چاپ هم دستی داشت و کتابهای زیادی در زمینههای مختلف از خانهداری و کشاورزی تا قصههای کودکان و نوجوانان چاپ کرده بود. او عمر کوتاهی داشت و در 41سالگی از دنیا رفت.

قدرت تصویر و سینما
میرزا ابراهیمخان عکاسباشی 30 قطعه فیلم از مظفرالدین شاه در حالات گوناگون مثل قدم زدن در سعدآباد، شکار در دوشان تپه، سفر به پاریس و موارد دیگر. جالب اینکه مظفرالدین شاه در هیچکدام از این فیلمها بازیگری نکرده و این قطعه فیلمها روایتی مستند از زندگی اوست. قاسم خان ایده جالبی دارد درباره فیلمی که مظفرالدین شاه مشغول قدم است: «در فیلم میبینم که مظفرالدین شاه چند بار از جلو دوربین رد میشود و یک مسیر را میرود و باز میگردد. تئوری من این است که فقط و فقط سینما و تصویر اینقدر قدرت داشت که به مظفرالدین شاه بگوید خوب نشد. برو دوباره برگرد! میرزا ابراهیمخان هم قدرت سیاسی نداشت. اما برای اینکه تصویر خوبی از شاه ثبت کند به او میگفت برو و بازگرد و شاه هم اطاعت میکرد. هیچ یک از درباریان و ملازمان جرئت چنین درخواستی از شاه را نداشتند و این فقط به قدرت دوربین و تصویر مهیا شده بود.»
تهران سیاه و سفید
فیلمهای صامت و سیاه و سفید از زمان مظفرالدین شاه بهترین مستندی است که تهران صد سال پیش را ببینیم. یکی از دلمشغولیهای قاسمخان پژوهش درباره تهران است. او که در کتاب «انسان، سینما، شهر» سعی کرده در گفتوگو با 10نفر از شخصیتهای فرهنگی و دانشگاهی به ارتباط این عناصر دست پیدا کند میگوید: «خوب است یکبار از زاویه سینما به تهران نگاه کنیم و جغرافیا و تاریخ تهران را از منظر سینما ببینیم. با فوت مظفرالدین شاه، سینما در تهران متوقف میشود. زیرا محمدعلی شاه به میرزا ابراهیمخان اجازه فیلمبرداری نمیدهد تا سال 1304 در زمان پهلوی اول که با تهرانی دیگر روبهرو میشویم.»
اما اینکه چگونه هنر هفتم روزگار قدیم پایتخت را برای ما هویدا میکند سؤالی است که قاسم خان اینطور پاسخ میدهد: «از 2منظر باید به این موضوع نگاه کرد. اول فیلمهایی که در زمان قاجار و همان روزهای اولی که سینما به تهران آمد گرفته شده و درواقع روزگار مردم و شهر در دوران مظفرالدین شاه را نشان میدهد و دوم فیلمهایی که در بستر تهران ساخته شدهاند. این فیلمها موضوعهای متعدد و مختلفی دارند اما شخصیت اول فیلم در تهران تردد میکند و ما میدانها و کوچهها و خیابانها را میبینیم. در برخی از فیلمها بخشهایی از تهران هست که اکنون دیگر وجود ندارد. تهران ویژگیهایی دارد که فهم آن را سخت میکند. چندهزار سال است که در این محل زندگی در جریان بوده است. آثار تمدن ایرانی در تپههای قیطریه و چشمهعلی شاهد این ادعاست. به همین دلیل تهران به سادگی شناخته نمیشود.»