• سه شنبه 26 خرداد 1405
  • ٣٠ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 16
یکشنبه 27 خرداد 1397
کد مطلب : 19936
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/3YEQ
+
-

حسرت کالسکه ها به دل داودیه ماند

کندوکاو در شناسنامه محله ای قدیمی

پریسا امیرقاسم خانی| خبرنگار:

وقتی در خیابان شریعتی از سر چهارراه میرداماد به سمت میدان محسنی حرکت می‌کنید تصویر آدم‌ها، پلیس‌های راهنمایی و رانندگی، ساختمان‌ها، مغازه‌های تجاری بزرگ، ماشین و ترافیک و... از مقابل چشمانتان می‌گذرد. اینجا یکی از شلوغ‌ترین میدان‌های شهر است؛ میدانی که بیش از یک قرن قبل باغی از درختان ارغوان در آن قرار داشت و حدود 50 سال قبل قرار بود بلواری برای گذشتن کالسکه‌ها با اسب‌های زین شده در آن طراحی کنند. 
    
از زمان فتحعلی شاه قاجار شاهزادگان و درباریان دشت‌های حاصلخیز اطراف جاده قدیم شمیران را تصاحب کردند. یکی از پسران فتحعلی‌شاه به نام حسن‌علی‌میرزا مشهور به شجاع‌السلطنه بود. از میان سه پسر شجاع‌السلطنه، ارغوان یا ارغون میرزا صاحب باغ وسیعی در دشت‌های حاصلخیز جاده قدیم شمیران بود. خدم و حشم او در همان باغ خانه ساختند. این منطقه که امروز داودیه نامیده می‌شود و محدوده میرداماد و میدان محسنی را شامل می‌شود آن زمان به باغ ارغوانیه یا ارغونیه مشهور بود.

در حقیقت داودیه از دل باغی بیرون آمده که پر از درختان ارغوان بود. مهدی بامداد در شرح حال رجال ایران گفته است: «داودیه را ارغون میرزا پسر حسن علی میرزا، شجاع‌السلطنه ساخته و نام آن ارغونیه شده است. بعدها محمد شاه قاجار باغ را مصادره کرد. ناصرالدین شاه خلف محمد شاه قاجار بعد از کشتن امیرکبیر برای نشان سخاوت شاهانه‌اش باغ را به میرزا آقاخان نوری، قائم‌مقام خود فروخت. او نیز باغ را به نام پسرش، میرزا داودخان وزیر لشکر توسعه داد و آن را داودیه خواند. دهکده داودیه از شمال به زرگنده و قلهک، از جنوب به سید خندان و از شرق به جاده قدیم شمیران و از غرب به جاده پهلوی می‌رسید.»


زمین خواری به سبک آقا داود

سال‌های 1310 تا 1330 در زمین‌های شمالی تهران نام داود معنوی مکرر شنیده می‌شد. او فردی یهودی بود که بعدها مسلمان شد و نامش را به عبدالله تغییر داد. در آن سال‌ها شهر تهران از هر طرف رو به گسترش بود. قیمت زمین‌ها از هر‌مترمربع چند تک ریالی به ده‌ها تومان رسید. داود معنوی در سال 1314 باغ و عمارت داودیه را خرید. سپس ‌درصدد برآمد زمین‌های داودیه را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کند. تقاضای خود را به اداره ثبت اسناد و املاک در میان گذاشت. در این تفکیک داود معنوی با رایزنی و به قصد سودجویی بیشتر مساحت گسترده‌ای از زمین‌های بایر اطراف داودیه را که قبلاً شناسایی کرده بود جزو محدوده داودیه اعلام کرد.

آن زمان نیز اغلب آن زمین‌ها صاحب خاصی نداشت و در جایی ثبت نشده بود. در نتیجه ‌بخشی از زمین‌های اطراف داودیه نیز متعلق به وی شد. معنوی برای رهایی از پیگیری مسئولان و رهایی از قوانین اداره ثبت اسناد و املاک ابتدا مجسمه‌ای از محمدرضا شاه را در میان میدان مادر فعلی گذاشت. نام میدان را نیز پهلوی عنوان کرد. چند قطعه را هم به مقامات با نفوذ دولتی بخشید تا به اصطلاح درباریان ومقامات دولتی هوای زمین‌خواری‌های غیرقانونی او را داشته باشند. معنوی بخش میانی داودیه را برای خود و خانواده‌اش کنار گذاشت. او سال 1350 از تهران، خارج و مقیم کشور آمریکا شد. 
 

بلواری که  کالسکه‌رو نشد

 میدان محسنی در همان سال‌های حدود 1350 در محله داودیه شکل گرفت. این میدان توسط شخصی به نام مهندس محسنی که از مهندسان شهرداری شمیرانات بود طراحی شد. این فرد به گفته ساکنان قدیم محله فردی سختکوش، پرکار و خلاق بود. وی نقش مهمی در توسعه محله داودیه داشت. آن زمان و بعد از بذل و بخشش‌های داود معنوی قسمت شمالی میدان متعلق به مهندس محسنی شده بود. به همین دلیل میدان به نام او یعنی میدان محسنی شهرت پیدا کرد. وی خیابان بیژن را در قسمت شمالی میدان به نام پسر بزرگ خود نامگذاری کرد. محل فعلی برج بیژن نیز منزل مسکونی او بود. در ابتدا وسط میدان، قنات پرآبی وجود داشت که به روایت شهروندان آب آن تا چند‌متر بالا می‌رفت. سر منشأ این قنات از محله الهیه بود.

رضا کبریتچی از ساکنان قدیمی محله میرداماد می‌گوید: «از جمله نمادهای مهم میدان محسنی در آن زمان می‌توان به وجود قهوه‌خانه‌ای قدیمی اشاره کرد که توسط خانمی به نام مادام اداره می‌شد. مادام قهوه‌های بسیار معروفی داشت. عده زیادی برای خوردن قهوه به مغازه وی می‌آمدند. بعدها این مغازه توسط نوه این خانم فروخته شد. اکنون دیگر نشانه‌ای از آن باقی نمانده است.» در طرح مهندس محسنی ابتدا قرار بود میدان و بلوار میرداماد به‌صورت پیاده‌رو و کالسکه رو باشد و ماشینی در این محدوده‌‌ تردد نکند. در واقع ایده مکان تفریحی در میدان وجود داشت که از شهرهای آلمانی گرفته شده بود. مهندس محسنی برای رسیدن به این هدف تلاش زیادی کرد ولی نتوانست این ایده را پیاده کند و طرح کالسکه رو مهندس محسنی نیمه‌کاره رها شد. 





کیانوش عیاری، کارگردان و  و فیلمساز ساکن محله داودیه: 

چه کسی مسئول است؟


من درست اوایل سال 1358 برای نخستین بار از اهواز به محله آمدم. آن زمان همه جا خاکی بود. بلوار میرداماد دو باند خاکی داشت. تعداد خانه‌های بلندمرتبه بسیار کم بود. در خیابان‌ها می‌شد تور والیبال بست. بازی کرد. در هر لحظه و هر جا می‌توانستید ماشین را متوقف یا پارک کنید یا در خیابان‌ها قدم بزنید. اگر ماشینی هم رد می‌شد آرامشتان را از دست نمی‌دادید. آن زمان به راحتی می‌شد در محله زندگی کرد. تمام ساختمان‌ها مسکونی بودند. به جز چند مدرسه. امروزه در محله صبح‌ها دو طرف خیابان وضع خوفناکی حاکم است. مگر در موارد استثنایی جای پارک خودرو پیدا نمی‌شود. پیاده‌روها برای پیاده‌ها قابل رفت‌وآمد نیستند. مگر برای گربه‌ها. در متروها وقتی مردم از ازدیاد جمعیت تحت فشار هستند رغبت کمتری برای سوار شدن به قطار دارند. هر روزه با صحنه خودروهایی مواجه می‌شوید که پیاده‌روها را مسدود کرده‌اند. از همه فجیع‌تر هجوم بی‌رحمانه سازمان‌ها و اداره‌ها در خیابان‌های مسکونی و بی‌توجهی به حقوق مردم است. دیگر ساکنان اصلی خیابان‌ها جایی برای نفس کشیدن ندارند. محله به یک محله وحشی عنان گسیخته تبدیل شده است. چه کسی مسئول است؟ 

این خبر را به اشتراک بگذارید