• دو شنبه 27 مهر 1405
  • ٨ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 19
دو شنبه 7 خرداد 1397
کد مطلب : 18083
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/6mKL
+
-

نوستالژی

پیشه های طهران

قداره‌سازها


قداره‌سازان در تهران قدیم صاحب صنف بودند. دسته آنها میان اصناف هفتگانه مسگرها، تفنگ سازها، کالسکه سازها، ریخته‌گرها و خرده‌فروش‌ها جا داشت و این‌طور که از اسناد مجلس شورای ملی تهران بر می‌آید این 7 صنف نماینده مشترکی در این شورا داشته‌اند. مشتری ثابت حجره قداره‌سازها که جایی نزدیک به بازار آهنگران بود لوطی‌های شهر بودند. قداره، ساطوری کوتاه مانند چاقو بود که طول تیغه آن به 45سانتیمتر هم می‌رسید. تیغه قداره از آهن و فولاد سرد ساخته می‌شد و دسته آن گاهی چوبی و بیشتر از جنس فلز بود. اگر می‌خواستند قداره را به‌عنوان هدیه‌ای گرانبها به کسی بدهند سفارش می‌کردند که دسته آن را با شاخ حیواناتی مثل گوزن بسازند. 

صنف قداره‌سازها رابطه خوبی با هنرمندان قلمزن داشتند. چون خیلی از مشتریانشان خواهان قمه‌هایی با دسته‌های فلزی قلمزنی شده بودند. قداره در دوره قاجار سلاح سردی بود که حمل آن به شرط آسیب نرساندن به دیگران آزاد بود. در کارگاه‌های قداره‌سازی فرد باتجربه‌ای هم بود که با ابزار ویژه‌ای فقط کار تیز کردن قمه و قداره‌ها را انجام می‌داد. قداره در ادبیات عامیانه فارسی هم رد پایی از خود به جا گذاشته است. 
به کسانی که قصد جان کسی را داشتند می‌گفتند: «فلانی برای کسی قداره بسته است.» یا به کسانی که با توسل به زور کارشان را پیش می‌بردند «قداره‌بند» می‌گفتند. 







سرگرمی طهرانی ها

کافه نشینی در مهمانخانه های فرانسوی

بهاره خسروی|خبرنگار:


یکی از سرگرمی‌های پرطرفدار مردم تهران قدیم دوره قاجار رفتن به هتل‌ها و کافه‌ها بود. البته این رسم میان جوانان و طبقه فرنگ رفته جامعه یا روشنفکران قاجاری بیشتر رسم بود. این هتل‌ها و کافه‌ها به سبک مهمانخانه‌ها و رستوران‌های اروپایی در پایتخت ساخته شدند. 

«محمدحسین ناصربخت» در کتاب سرگرمی‌های مردم تهران با بیان این موضوع می‌نویسد: «نخستین مهمانخانه به شیوه اروپایی در ایران، مهمانخانه فرانسه یا هتل دوفرانس (مهمانخانه فرانسه) بود که یک بلژیکی آن را ساخت و بعد از آن هتل دوپاری (مهمانخانه پاریس)که به دست راننده فرانسوی مظفرالدین شاه بنا شد. تهران دارای دو هتل است که اولی توسط خانواده‌ای به نام پروست که اصلاً فرانسوی یا سوئیسی هستند اداره می‌شود، دومی توسط شخصی به نام آلبرت. توصیه کردند به هتل دومی برویم. زیرا ارزان‌تر است.» این دو مهمانخانه بنا بر شواهد تا سال‌ها بعد نیز همچنان فعال بودند. 

البته به جز این هتل‌ها دو مهمانخانه هم در خیابان‌های علاءالدوله و فردوسی، یکی را یک خانواده فرانسوی اداره می‌کرد و دیگری را مردی بلژیکی. در بخش دیگری از این متن آمده است: «از هتل‌های مشهور این دوران می‌توان به هتل انترناسونال و گراند هتل که در سال 1295 تأسیس شد نیز اشاره کرد. مهمانخانه‌هایی که در آنها افزون بر محلی که برای سکونت و خواب در اختیار مشتریان قرار می‌گرفت معمولاً محلی برای پذیرایی از مراجعان نیز وجود داشت که آغازی است بر رواج کافه‌های ساخته شده در سال‌های بعد.»

نخستین کافه در تهران را «صدیق حضرت» در خیابان لاله‌زار ساخت و الگویی شد برای ساخت کافه‌هایی در گوشه و کنار شهر که در آنها همراه با پذیرایی از مهمانان و مشتریان برنامه‌هایی برای سرگرمی نیز در نظر گرفته می‌شد؛ برنامه‌هایی که بیشتر شامل موسیقی و رقص بود. 




نام‌آوران 

مهدی بامداد ؛ رجل‌شناس معاصر

معصومه اصغری|خبرنگار:


«مهدی بامداد» کارمند ساده‌ای بود که 40 سال از عمرش را در مشاغل اداری گذراند. در تمام طول این مدت فکر او پیش‌کاری بود که بتواند نامی ماندگار از او باقی بگذارد اما زندگی کارمندی وقت زیادی برای او باقی نمی‌گذاشت. 

او متولد سال 1276 بود و تا اواخر دهه 40 در اداره‌های مختلفی خدمت کرد. همین حشر و نشر و معاشرت با رجال و خانواده‌های قدیمی و دیوانی عالی‌رتبه جرقه‌ای را در ذهن او روشن کرد. 
می‌گویند طی 3 سال او ساعت‌ها بعد از پایان وقت اداری در محل کار خود می‌ماند و با استناد به اسنادی که به آنها دسترسی داشت اثر مشهور شرح حال رجل ایران را در 6 جلد تدوین کرد. بامداد برای جمع‌آوری این اطلاعات ساعت‌ها مصاحبه کرد، به ملاقات بازماندگان خاندان‌های قدیمی رفت و نتیجه تحقیق و پژوهش خود را بین سال‌های 1347 تا 1352 منتشر کرد. از این اثر بامداد با عنوان دایره‌المعارف رجل ایران در 3 قرن اخیر یاد می‌شود. او در مصاحبه‌ای گفته بود به جز اطلاعاتی که از کتاب‌های مخبرالسلطنه هدایت و یادداشت‌های اعتمادالسلطنه گرفته بقیه مطالب این کتاب را با استناد به مصاحبه‌ها و پژوهش‌ها گردآوری کرده است. 

ارزش کار بامداد در معرفی رجل ایرانی این است که بدون پیش داوری و قضاوت به سراغ آنها رفته و آنها را با توجه به کارهایی که انجام داده‌اند معرفی کرده است. 





مثل ها و متل ها

تهرانی‌های قدیم عادت به مستقیم‌گویی نداشتند. با کنایه حرف می‌زدند و همین شیرینی خاصی به بیان آنها می‌داد. ببینید از واژه‌ای مثل «سر‌» چه کنایه‌هایی در ادبیات عامیانه ما ماندگار شده است. 

  سرسلامتی: تسلیت به کسی که عزیزی را از دست داده است 

  سرسخت: پر طاقت، پوست کلفت، پایدار

  سر سفره بابایش بزرگ شده: اصل و نسب‌دار بودن 

  سرشاخ شدن: رو در رو شدن 

  سرش شدن: شعور چیزی را داشتن

  از سر سیری: بی‌میلی 

  سر سبیل شاه نقاره زدن: مرفه و آسوده زندگی کردن 

  سر سیاه زمستان: آغاز چله زمستان 

  سر زبان‌ها افتادن: زبانزد مردم شدن

  سرزده: بی‌اطلاع قبلی جایی رفتن

  سر درد دل کسی باز شدن: درددل طولانی کسی آغاز شدن

  سردواندن: اجابت درخواست کسی را به تأخیر انداختن

این خبر را به اشتراک بگذارید