سردرگمی فرهنگی
مهین قاسمخانی|خبرنگار:
این روزها اغلب میشنویم که مسئولان و خانوادهها از انزوای نوجوانان و جوانان و کمبود روابط اجتماعی بین آنها نگران هستند. شکی نیست که مراکز فرهنگی در هر محله میتواند به پاتوقی امن برای قشر جوان تبدیل شود تا آنها ضمن مراودات اجتماعی، بسیاری از نیازها و آموزههای فرهنگی را در همین مراکز بیاموزند. در سالهای گذشته مراکز بسیاری با نامهای گوناگونی چون سرای محله، فرهنگسرا، خانه فرهنگ، کتابخانه محلی و... در نقاط مختلف تهران شروع به کار کردهاند که در ابتدا امیدواریهای بسیاری را برای رونق فعالیتهای فرهنگی و هنری بهویژه در حوزه جوانان و نوجوانان سبب شدند اما متأسفانه بسیاری از این مراکز خیلی زود تغییر رویکرد دادند و از اهداف اولیهشان دور شدند.
به نظر میرسد مراکز فرهنگی تهران این روزها در یک بلاتکلیفی و سردرگمی به سر میبرند. برخی از این مراکز به مهدکودک بیشتر شباهت دارند تا مرکز فرهنگی. برخی هم با برگزاری انواع کلاسهایی که هیچ ربطی به فلسفه وجودی این مراکز ندارد عملاً وارد یک چرخه موازیکاری با سایر مراکز شدهاند. اینکه در یک مرکز مهارتآموزی انواع مهارتهای فنی و حرفهای مثل چرمدوزی و خیاطی و... آموزش داده شود اشکالی ندارد اما وقتی همین آموزشها در خانههای فرهنگ، فرهنگسراها و حتی کتابخانهها هم ارائه میشود آنگاه این سؤال پیش میآید که تفاوت کتابخانه محلی با یک مرکز مهارتآموزی در چیست؟
این تغییر رویکردها گاه به دلیل مشکلاتی همچون کمبود بودجه وگاه به دلیل برنامهریزیهای ناشیانه مدیران اتفاق میافتد. گاهی اوقات هم رقابتهای بیدلیل بین مدیران مراکز فرهنگی سبب میشود برنامههایی یکنواخت در مراکز فرهنگی اجرا شود. همه این عوامل دست به دست هم میدهند تا مراکز فرهنگی شهر به پاتوقی برای قشری خاص تبدیل شده و جذابیت خود را برای جوانان و نوجوانان که باید مخاطبان اصلی این مراکز باشند از دست بدهند.