ارزشهای ناشناخته محله
امین رحیمی| خبرنگار:
در شهرهای توسعهیافته جهان «محله» ارزشی دیرینه دارد. ارزشی که از مفهوم محله بهعنوان یک واحد اجتماعی هویتمند ناشی میشود. محله نه آنقدر کوچک است که در مناسبات جمعی به حساب نیاید و ساکنانش تنوع و گوناگونی نداشته باشند و نه آنقدر بزرگ است که مرزهای جغرافیایی و فرهنگی و تاریخیاش نامشخص باشد و همین اندازه متناسب، محله را به کوچکترین واحد اجتماعی یک شهر تبدیل میکند؛ واحدی قابل شناسایی و مرزبندی که هویت مشخص دارد.
ارزشهای محله و بهویژه نقش و کارکرد ویژه آن در مناسبات اجتماعی، بیش از چند دهه است که در شهرهای توسعهیافته جهان پاس داشته و به کار گرفته میشود. در این شهرها که اغلب با کمترین مشکلات و آسیبهای اجتماعی مواجهاند خدمات دولتی و عمومی در مقیاسی هرچه کوچکتر و گاه در محدوده محله یا بخش یا بلوک شهری به شهروندان ارائه میشود.
در برخی شهرها تمرکز بر محلهها چنان زیاد است که طبق ضوابط، نوعی دولت محلی شکل گرفته و ساکنان هر محدوده همه امور مرتبط با خدمات شهری و اجتماعی و اداری خود را در دفاتر نمایندگی دولت محلی پیگیری میکنند. در دنیای امروز تجربه این نوع اداره امور شهری و سود و منفعتی که در پی دارد آشکارا پیش روی ماست.
در تهران به دلایل مختلف ارزشهای محله نادیده گرفته شده است. با افزایش ساختوساز و انفجار جمعیت در پایتخت، ظاهر و باطن محلهها دستخوش تغییر شده وگاه حتی مرزهای جغرافیایی یک محله هم چندان روشن نیست، چه برسد به بافت فرهنگی و هویتی و قومیتی آن. از خدمات دولتی در مقیاس محله نیز خبری نیست و هر جا هم ارائه خدمات از نظر جغرافیایی به بخشهای کوچکتر تقسیم شده میان نهادهای مختلف ناهماهنگی وجود دارد.
چنین است که برای مثال برای پیگیری امور مربوط به اشتراک آب خانه تان باید بروید به ادارهای در شرق تهران و برای پیگیری امور خط تلفن باید بروید به محدوده مرکزی شهر. ممکن است اداره برق مرتبط با محل سکونت شما نیز جایی در شمال شهر جاخوش کرده باشد.
حالا اگر محله جایگاه اصلیاش را بازیابد و بستری یکپارچه و محدودهای مشخص برای ارائه خدمات شهروندی، اجتماعی، فرهنگی، اداری، خدماتی و... باشد چه میشود؟ مهمتر از همه اینکه به دلیل دسترسیهای بهتر و کوتاه شدن فاصلهها ترافیک کاهش مییابد. همین کافی نیست؟
محله ارزشهای پرشماری دارد. محله میتواند مشکلات خودش را خودش حل کند. مسئولان محلی که دقیقاً میدانند مشکل کجاست و به دلیل آشنایی با فرهنگ و روحیات ساکنان بهتر از مسئولان بلندپایه شهری و دولتی راهحلها را میشناسند، میتوانند بودجه و امکانات را برای مقابله صحیح با مشکلات به کار بگیرند. آسیبهای اجتماعی هر محله میتواند پیش از آنکه رشد کند و گسترده شود و در شهر شیوع یابد، در همان محله و توسط خانواده و همسایهها و دوستان و بچهمحلها رفع شود.
همبستگی ساکنان یک محله و هویت مشترکی که به آن حس تعلق دارند، میتواند به افزایش خدمات و رفاه و مرغوبیت در محلهها منجر شود. محله میتواند فرصتهای کوچک ولی نامحدود برای کارآفرینی ایجاد کند. محله میتواند در حوزه فرهنگ، تجارت، حملونقل، توسعه، کار جمعی، اشتغال، کمک به ناتوانان، دستگیری از نیازمندان، کاهش آسیبها، حفظ محیطزیست و... کارآمد و مؤثر باشد. در پایتخت شلوغ امروزی هم محله خیلی کارها میتواند بکند و میتواند کلید حل بسیاری از مشکلات باشد، اگر جدی گرفته شود و اگر نقش و هویتی شایسته برایش قائل شوند.