• چهار شنبه 29 دی 1400
  • الأرْبِعَاء 15 جمادی الثانی 1443
  • 2022 Jan 19
شنبه 17 مهر 1400
کد مطلب : 142371
+
-

شوالیه زبان عرب

چند سطر در سوگ آذرتاش آذرنوش و نقش یگانه‌ای که در آموزش نوین زبان عربی داشته است

شوالیه زبان عرب

مهرداد طبرسی- روزنامه‌نگار

آنچه از زبان عربی و آموزش زبان به ایران امروز رسیده، نوعی عربی سنتی است مبتنی بر آنچه در مکتبخانه‌ها و مدرسه‌های علمیه تدریس می‌شد که از مجموعه کتاب‌های جامع‌المقدمات آغاز می‌شد و به الفیه ابن مالک و مغنی‌اللبیب و کتاب‌های دیگر در بلاغت و صرف و نحو می‌رسید. مجموعه کتاب‌های گوناگونی که شاید به مرور زمان یکی جایگزین دیگری می‌شد اما همه‌شان ذیل الگوی سنتی آموزش عربی قرار می‌گرفت.
آموزش ادبیات عرب در حوزه‌ها و مکتب‌های سنتی در حقیقت مقدمه‌ای بود برای آموزش‌های بعدی و فراگرفتن درس‌ها به‌ویژه کتاب‌های فقه و اصول، که بیشتر به زبان عربی بودند و در حقیقت مقدمه‌ای بود برای آموختن دروس دینی. اگرچه ممکن بود که طلاب و آموزندگان در عربی به حد اعلایی از دانش برسند، زبان و ادبیات عرب در حقیقت خیلی وقت‌ها طریقیت داشت و موضوعیت نداشت.
در آموزش امروزین عربی در دانشگاه نیز تا زمانی کتاب‌های سنتی مبنا قرار گرفته بودند؛ چه نسل نخست استادان دانشگاه تهران کسانی بودند که عربی را به شکل سنتی آموخته بودند و به کتاب‌ها و سبک آموزش قدیم باور داشتند. دانشگاه‌ها، به‌ویژه دانشگاه تهران، نیم‌نگاهی به سبک آموزش عربی نوین داشتند اما آنچه تدریس می‌شد در بهترین حالت تلفیقی از سبک‌ها و روش‌های سنتی و امروزی بود. بودند کسانی که به‌دلیل گستره و ژرفای دانش‌شان در زبان عربی مورد تأیید و توجه فرهنگستان‌های عربی بودند و مدرک و تأییدیه و عضویت افتخاری فرهنگستان‌های عربی مصر ، سوریه و... را داشتند مثل سیدجعفر شهیدی و دکتر مهدی محقق اما عمده دانش عربی آنها نیز از نظام سنتی آموزش عربی می‌آمد اگرچه با شیوه‌های نوین نیز بیگانه نبودند. بی‌تردید نیاز به روش‌های روزآمدی بود که به‌کار همه دانشجویان و آموزندگان زبان عربی بیاید.
در ایجاد و بسط و گسترش آموزش زبان عربی دانشگاهی به سبک و شیوه امروزی اصلی‌ترین نقش از آنِ آذرتاش آذرنوش است. او پس از اخذ مدرک کارشناسی زبان و ادبیات عرب از دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل نه به کشورهای عربی بلکه به فرانسه رفت و به قول خود عربی را در دانشگاه‌های فرانسه از مکتب خاورشناسان فرانسوی آموخت. بعد به ایران بازگشت و تلاش کرد سبک و شیوه نوین آموزش عربی را جایگزین شیوه‌های سنتی یا شیوه‌های نیمه‌نوین آمیخته با شیوه‌های سنتی کند. آذرتاش آذرنوش در طول سال‌ها تدریس در دانشگاه تهران و دانشگاه‌های دیگر شاگردانی پرورش داد که آموزش عربی به سبک و سیاق نوین را به دانشگاه‌های دیگر بردند. میراث اصلی آذرتاش آذرنوش نهادینه کردن آموزش زبان عربی به سبک و سیاق تازه است. او برای تثبیت و فراگیری و تعمیم شیوه نوین آموزش عربی به فارسی‌زبانان به تألیف کتاب‌های درسی دست زد که هنوز هم از اصلی‌ترین منابع آموزش عربی به فارسی به شمار می‌روند. کوشش اصلی او آموزش آسان زبان عربی برای کسانی بود که لزوماً خیلی از مقدمه‌ها را در عربی نیاموخته‌اند و می‌خواهند از نقطه صفر زبان عربی را آغاز کنند.
در دوره معاصر بیشتر ترجمه‌ها و تحقیق‌هایی که از عربی به فارسی انجام شده، از متون دینی صورت گرفته و ناظر به حوزه دین بوده است. آذرتاش آذرنوش در کارنامه گزیده خود پژوهش‌ها و ترجمه‌هایی را در دستور کار خود قرار داد که بیشتر ارزش تاریخی دارند و ترجمه و تحقیق آنها مسئله اهل دین و حوزویان نبوده است، ازجمله اثر ارجمند «چالش میان فارسی و عربی در سده‌های نخست» ، «تاریخ زبان و فرهنگ عربی» ، بخش مربوط به ایران از «فتوح البلدان» بلاذری ، «راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی»، «اطلس تاریخ اسلام» ، ترجمه «موسیقی کبیر» فارابی و...
«فرهنگ معاصر عربی‌ـ‌فارسی» او که اکنون رایج‌ترین فرهنگ در میان همه کسانی است که عربی می‌آموزند، مکمل کار او در آموزش نوین عربی است. فرهنگی که برخلاف فرهنگ‌های قدیمی عربی به فارسی براساس ریشه‌ها ، اشتقاق‌ها ، فعل‌ها و وصف‌هایی که از یک کلمه استخراج می‌شوند نیست بلکه براساس ترتیب الفبایی واژه‌هاست و بسیار به‌کار نوآموزان و دانشجویان و کسانی که عربی را به شیوه نوین فراگرفته‌اند، می‌آید.
گستره و گوناگونی پژوهش‌ها و دانش‌های آذرتاش آذرنوش در مقام آموزگاری صاحب سبک و دانشمندی فرهیخته بسیار بیشتر از اینهاست. چنان‌که او پس از دریافت نشان شوالیه به همشهری گفته بود: «بسیاری از پژوهش‌ها و مقالات او ذیل فرهنگ فرانسه قرار می‌گیرد». او برجسته‌ترین استاد بین‌المللی ایران در زبان عربی بود که در مجامع بین‌المللی جایگاه ویژه‌ای داشت و کوشش‌ها و پژوهش‌های او در کنار استادان درجه یک زبان عربی در دنیا عرضه می‌شد که بسیاری از آنها به فارسی درنیامده است. همچنان‌که شماری دیگر از پژوهش‌های او برای ایرانیان شناخته شده نیست ازجمله آنچه در حوزه زبان آرامی انجام داده است. ذکر کارنامه ارجمند او در چند سطر نمی‌گنجد اما به‌عنوان نکته آخر نباید از تسلط او به زبان فارسی و فارسی پاکیزه‌ای که در ترجمه‌های خود به‌دست داده است، گذشت. فارسی او بی‌تردید الگوی همه فارسی‌زبانانی خواهد بود که در آینده می‌خواهند دست به ترجمه متنی از عربی به فارسی بزنند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید